X
تبلیغات
زیارت عاشورا
فواید خواندن زیارت عاشورا , شهدای کربلا , اعمال ماه محرم , علت اهمیت زیارت عاشورا و فواید آن چیست؟

" السلام علیک یا اباعبداللَّه‏ الحسین "

احادیث پیامبر در مورد امام حسین (ع ) 
 
قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه علیه و آله :
 
اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً.
 
پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود :
 
براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى شود .

منبع : کتاب جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556
 
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند :
 
الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا .
حسن و حسین در همه احوال امام و پیشوایند ؛ چه بایستند و چه بنشینند .

منبع : کتاب بحار الانوار 43/291 و 44/2
 
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند :
 
ان الحسین باب من اءبواب الجنة
بى گمان حسین درى از درهاى بهشت است  .

منبع : کتاب احقاق الحق 9/202
 

قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه علیه و آله :
 
اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً.
 
پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود :
 
براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى شود .

منبع : ( کتاب جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)

 
ان الحسین باب من ابواب الجنة .
بى گمان حسین درى از در هاى بهشت است .

منبع : کتاب احقاق الحق 9/202)

 
من عائده ، حرم الله علیه رایحة الجنة.
کسى که با او ( حسین ) عناد ورزد ، خداوند رایحه بهشت را بر او حرام گرداند.

( کتاب بحار الانوار 35/405 و احقاق الحق 9/202)

 
ان الحسین بن على فى السماء اکبر منه فى الارض.
بطور یقین حسین بن على در آسمان والاتر از زمین است .

( کتاب عیون اخبار الرضا 1/60 و بحار الانوار 36/204)

 
حسین منى و أنا من حسین احب الله من احب حسینا حسین سبط من الاسباط .
حسین از من و من از حسینم ؛ دوستدار حسین محبوب خداست ؛ حسین امتى از امت ها است .

منبع : ( کتاب ذخائر العقبى /124 و کتاب سنن ترمذى 2/307 و کتاب کنزالعمال 6/221 و 7/107 کتاب الفصول المهمة /171 و کتاب فضائل الخمسة 3/264 - 262.)
 

حریم پاک :
 
عن النبى (ص) قال :
 
... و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة .
 
پیامبر اسلام ( صلى الله علیه و آله ) در ضمن حدیث بلندى مى‏ فرماید :
 
کربلا پاک ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعه ‏ها است و الحق که کربلا از بساط هاى بهشت است .
 
منبع : کتاب بحار الانوار ، ج 98، ص 115 و نیز کتاب کامل الزیارات ، ص 264

 
شوق زیارت‏ :
 
قال الامام باقر ( علیه السلام ):
 
لو یعلم الناس ما فى زیارة قبر الحسین ( علیه السلام ) من الفضل ، لماتوا شوق
 
امام باقر ( علیه السلام ) فرمود :
 
اگر مردم می دانستند که چه فضیلتى در زیارت مرقد امام حسین ( علیه السلام ) است از شوق زیارت میمردند .
 
منبع : کتاب ثواب الاعمال ، ص 319؛ به نقل از کتاب کامل الزیارات .

 
ستاره سرخ محشر :
 
قال على بن الحسین ( علیه السلام ):
 
تزهر أرض کربلا یوم القیامة کالکوکب الدرى وتنادى انا ارض الله المقدسة الطیبة المبارکة التى تضمنت سید الشهداء و سید شباب اهل الجنة .
 
امام سجاد ( علیه السلام ) فرمود :
 
زمین کربلا ، در روز رستاخیز ، چون ستاره مرواریدى مى ‏درخشد و ندا مى ‏دهد که من زمین مقدس خدایم ، زمین پاک و مبارکى که پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است .
 
منبع : کتاب ادب الطف ، ج 1، ص 236، به نقل از کتاب کامل الزیارات، ص 268.
 

زیارت مداوم‏ :
 
قال الصادق ( علیه السلام ) :
 
زوروا کربلا و لا تقطعوه فاءن خیر أولاد الانبیاء ضمنته...
 
امام صادق (ع) فرمود :
 
کربلا را زیارت کنید و این کار را ادامه دهید ، چرا که کربلا بهترین فرزندان پیامبران را در آغوش خویش گرفته است .
 
منبع : کتاب کامل الزیارات ، ص 269

 
کربلا حرم امن‏ :
 
قال ابو عبدالله ( علیه السلام ):
 
ان الله اتخذ کربلا حرما آمنا مبارکا قبل ان یتخذ مکة حرم
 
امام صادق (ع) فرمود :
 
به راستى که خدا کربلا را حرم امن و با برکت قرار داد پیش از آنکه مکه را حرم قرار دهد .
 
منبع : کتاب کامل الزیارات ، ص 267 بحار، ج،98، ص 110

 
سفره ‏هاى نور :
 
قال الامام الصادق ( علیه السلام ) :
 
من سره ان یکون على موائد النور یوم القیامة فلیکن من زوار الحسین بن على ( علیهما السلام )
 
امام صادق (ع) فرمود :
 
هر کس دوست دارد روز قیامت ، بر سر سفره ‏هاى نور بنشیند باید از زائران امام حسین ( علیه السلام ) باشد .
 
منبع : کتاب وسائل الشیعه ، ج 10، ص 330، بحار الانوار، ج 98، ص 72.

 
از زیارت تا شهادت‏ :
 
قال ابو عبدالله ( علیه السلام ) :
 
لا تدع زیارة الحسین بن على علیهما السلام و مر أصحابک بذلک یمد الله فى عمرک و یزید فى رزقک و یحییک‏ء الله سعیدا و لا تموت الا شهیدا .
 
امام صادق (ع) فرمود :
 
زیارت امام حسین علیه السلام را ترک نکن و به دوستان و یارانت نیز همین را سفارش کن ! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زیاد کند و خدا تو را با سعادت زنده دارد و نمیرى مگر شهید .
 
منبع : کتاب وسائل الشیعه ، چ 10 ص335

 
نشان شیعه بودن‏ :
 
قال الصادق ( علیه السلام ) :
 
من لم یأت قبر الحسین ( علیه السلام ) و هو یزعم انه لنا شیعة حتى یموت فلیس هو لنا شیعة و ان کان من اهل الجنة فهو من ضیفان اهل الجنة .
 
امام صادق ( علیه السلام ) فرمود :
 
کسى که به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال کند که شیعه ما است و با این حال و خیال بمیرد او شیعه ما نیست و اگر هم از اهل بهشت باشد از میهمانان اهل بهشت خواهد بود .
 
منبع : کتاب کامل الزیارات ، ص 193، بحار الانوار، ج 98 ص4

 
حدیث محبت‏ :
 
عن ابى عبد الله قال :
 
من اراد الله به الخیر قذف فى قلبه حب الحسین ( علیه السلام ) و زیارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسین ( علیه السلام ) و بغض زیارته .
 
امام صادق (ع) فرمود :
 
هر کس که خدا خیر خواه او باشد محبت حسین (ع) و زیارتش را در دل او مى ‏اندازد و هر کس که خدا بدخواه او باشد کینه و خشم حسین (ع) و خشم زیارتش را در دل او مى‏ اندازد .
 
منبع : کتاب وسائل الشیعه ، ج 10 ص 388، بحار الانوار ، ج 98، ص76
 
 
زیارت عاشورا :
 
قال الصادق ( علیه السلام ) :
 
من زار الحسین ( علیه السلام ) یوم عاشورا وجبت له الجنة
 
امام صادق (ع) فرمود :
 
هر کس که امام حسین ( علیه السلام ) را در روز عاشوار زیارت کند بهشت بر او واجب می شود .
 
منبع : کتاب اقبال الاعمال ، ص568

 
تربت شفا بخش :
 
عن موسى بن جعفر ( علیه السلام ) قال :
 
و لا تأخذوا من تربتى شیئا لتبرکوا به فأن کل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسین بن على علیهما السلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشیعتنا و أولیائنا .
 
حضرت امام کاظم (ع) در ضمن حدیثى که از رحلت خویش خبرى مى ‏داد فرمود :
 
چیزى از خاک قبر من برندارید تا به آن تبرک جویید چراکه خودرن هر خاکى جز تربت جدم حسین (ع) بر ما حرام است ، خداى متعال تنها تربت کربلا را براى شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است .
 
منبع : کتاب جامع الاحادیث الشیعه ، ج 12، ص533

 

احادیث دیگر :

امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
نفس کشیدن کسى که بخاطر مظلومیت ما محزون باشد ، ذکر و تسبیح است .
 
منبع : کتاب نفس المهموم شیخ عباس قمى (ره)

 
امام صادق علیه السلام به یکى از گریه ‏کنان امام حسین علیه السلام فرمودند :
 
رَحِمَ‏اللَّهُ دَمْعَتَک خداوند این اشک هایت را رحمت نماید .
 
منبع : کتاب اشک حسینی سرمایه شیعه به نقل از کامل ‏الزیارات

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
گریه کننده جدَّم از جاى خود برنمى‏ خیزد مگر اینکه مانند روزى که از مادر متولد شده از گناهان پاک است .
 
منبع : کتاب الکسیر العبادات به نقل از منتخب

    
حضرت زهرا علیها السلام فرمودند :
 
هرگاه گریه کنندگان بر حسینم داخل بهشت شوند ، من هم داخل بهشت مى‏شوم .
 
منبع : کتاب اشک حسینی سرمایه شیعه به نقل از البکا ص 86

    
حضرت صادق علیه السلام فرمودند :
 
خدا حیا مى‏ کند گریه کننده بر حسین ابن على علیه السلام را عذاب نماید .
 
منبع : کتاب اشک حسینی سرمایه شیعه به نقل از البکا ص 94

    
حضرت صادق علیه السلام فرمودند :
 
امام حسین علیه السلام دائماً به زوّار و گریه کنندگان و اقامه کنندگان عزایش نظر ( رحمت ) دارد .
 
منبع : کتاب الکسیر العبادات به نقل از منتخب

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
براى هر چیزى ثوابى معین است جز اشکى که براى ما ریخته مى ‏شود . ( که ثواب آن با خداست )
 
منبع : کتاب الکسیر العبادات فى اسرار الشهادات ص 99
 
 
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
جدِّ ما حسین علیه السلام هنگامى که به گریه کنندگان خود نگاه مى‏ کند براى آنان استغفار مى‏ کند و از جدّ و پدر و مادر و برادر خویش مى‏ خواهد که آنها هم براى گریه کنندگان و اقامه کنندگان عزاى او استغفار کنند .
 
منبع : کتاب الکسیر العبادات به نقل از منتخب

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
حضرت امام حسین علیه السلام با حالى حزین و اندوه کشته شدند و سزاوار است بر خدا که هیچ حزین و اندوهگینى به زیارت آن جناب نرود مگر آنکه حق تعالى وى را مسرور و شادمان به اهلش برگرداند .
 
منبع : کتاب کامل الزیارات باب 39

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
هر کسى هنگام یاد ما اشک از چشمانش جارى شود خدا آتش را بر صورت او حرام مى‏ کند .
 
منبع : کتاب الکسیر العبادات به نقل از کتاب کامل ‏الزیارات
    
 
امام باقر علیه السلام بعد از آموختن زیارت عاشورا به علقمه فرمودند :
 
هر کس این زیارت را بخواند ( از دور یا نزدیک ) و بر حسین علیه السلام ناله کند و امر کند اهل خود را که بدون تقیه بر حسین علیه السلام گریه کنند و اقامه کنند عز را در خانه ‏اش به اظهار جزع و همدیگر را بر مصیبت حسین علیه السلام تعزیت گویند من ضامن او مى‏ شوم نزد خدا که ثواب هزار حج ، هزار عمره و هزار غزوه براى او بنویسند .
 
منبع : کتاب الکسیر العبادات فى اسرارالشهادات ص 91
    
 
امام رضا علیه السلام فرمودند :
 
بر همچو حسینى گریه کنندگان گریه کنند که گریه بر او گناهان بزرگ را از بین مى‏ برد .
 
منبع : کتاب العیون العبری

    
امام رضا علیه السلام فرمودند :
 
اى پسر شبیب هر وقت بر هر چیز گریه کردى بر مصیبت حسین بن على علیه السلام گریه کن .
 
منبع : کتاب العیون العبری

    
امام رضا علیه السلام فرمودند :
 
همانا روز حسین چشم هاى ما را زخم و اشک هاى ما را جارى کرده است و عزیز ما را در کربلا خوار شمردند و ما را وارث محنت و بلا کرده است تا روز قیامت .
 
منبع : کتاب العیون العبری

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
چهار هزار فرشته ژولیده و گرفته تا قیامت بر آن حضرت گریه مى‏ کنند .
 
منبع : کتاب کامل الزیارات باب 27

 
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
حضرت فاطمه علیها السلام به کسانى که از شما به زیارت سیدالشهدا علیه السلام روند نظر فرموده و از خداوند منّان براى ایشان هر خیر و خوبى را مسئلت مى‏ نمایند ، مبادا در رفتن به زیارت آن حضرت بى رغبت باشید چرا که خیرى که در زیارت آن حضرت است بیشتر از آن است که بتوان احصاء و شمارش نمود .
 
منبع : کتاب کامل الزیارات باب 27
    
امام باقر علیه السلام فرمودند :
 
امر کنید شیعیان ما را به زیارت قبر حسین ابن على ‏علیه السلام چه آنکه زیارت آن حضرت رزق و روزى را زیاد و عمر را طولانى کرده و امورى که بدى و شر را جلب کنند دفع مى ‏نماید .
 
منبع : کتاب کامل الزیارات باب 61

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
کسى که قبر حسین علیه السلام را زیارت نکند پس از خیر کثیر محروم مانده و از عمرش یک سال کسر مى ‏شود .
 
منبع : کتاب کامل الزیارات باب 61 حدیث سوّم

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
رسول اکرم صلى الله علیه وآله خطاب به زوّار امام حسین علیه السلام مى‏ فرماید :
اى مسافرین خدا بشارت باد شما را که با من در بهشت همراه خواهید بود .
 
منبع : کتاب کامل الزیارات باب 62

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
پدرم از جدّم نقل کردند که فرمودند : کسى که آن حضرت را صرفاً براى خدا و به قصد قربت زیارت کند خداوند متعال از گناهان رهایش نموده و او را همچون نوزادى که مادر زاییده قرار مى‏ دهد .
 
منبع : کتاب کامل الزیارات باب 62

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
زائر امام حسین علیه السلام در روز قیامت صد نفر که همگى اهل دوزخ بوده و در دنیا از مسرفین بودند را شفاعت مى‏ کند .
 
منبع : کتاب کامل الزیارات باب 62

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
کسى که تسبیح تربت امام حسین علیه السلام را همراه داشته باشد خداوند او را ذاکر و تسبیح کننده محسوب کند ، گر چه با آن ذکر نگوید .
 
منبع : کتاب خاک بهشت به نقل از بحار ج 85

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
سجده بر تربت حسین علیه السلام حجاب هاى هفتگانه را پاره کرده و از بین مى‏ برد .
 
منبع : کتاب خاک بهشت به نقل از مصباح المتهجد

    
شیخ دیلمى مى‏ فرماید :
 
امام صادق علیه السلام براى اظهار خشوع و خضوع نزد خداى تعالى بر غیر تربت امام حسین علیه السلام سجده نمى‏ کرد .
 
منبع : کتاب خاک بهشت به نقل از ارشاد القلوب

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
خاک قبر امام حسین علیه السلام شفاى هر دردى است آن تربت بالاترین داروهاست .
 
منبع : کتاب خاک بهشت به نقل از کتاب کامل الزیارات

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
خاک حرم امام حسین علیه السلام شفاى هر درد و امان از هر ترس است .
 
منبع : کتاب خاک بهشت به نقل از کتاب کامل الزیارات

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
کام فرزندانتان را به تربت برگیرید که سبب امنیت و باعث محفوظ ماندن آنهاست .
 
منبع : کتاب خاک بهشت به نقل از کتاب کامل الزیارات

    
امام رضا علیه السلام فرمودند :
 
چرا وقتى میت را دفن مى ‏کنید و سرش را بر خاک مى ‏گذارید در مقابل صورتش و زیر سرش مهرى از خاک ( قبر امام حسین علیه السلام ) نمى ‏گذارید ؟
 
منبع : کتاب خاک بهشت به نقل از وسایل ج 2

    
مرحوم سیدابن ‏طاووس مى‏ فرماید :
 
روایت شده که :
" گذاشتن تربت همراه میت براى او امان است . "
 
منبع : کتاب خاک بهشت به نقل فلاح ‏السائل      

 
خداى تبارک و تعالى ؛ بیست و چهار هزار سال پیش از آن که زمین کعبه را خلق نماید ، زمین کربلا را آفرید و آن را مقدس و مبارک قرار داد .
 
منبع : کتاب خاک بهشت به نقل از کتاب کامل الزیارات
برچسب‌ها: عاشورا, زیارت عاشورا, کربلا, احادیث محرم, احادیث عاشورا
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

این اسامی طبق حروف الفبا نوشته شده است .

1- ابا عبدالله ( ابو شهدا - حسین بن علی (ع) ) :

کنیه ابا عبدالله را رسول خدا (ص) از هنگام ولادت بر حضرت امام حسین نهادند .
امام حسین (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه به دنیا آمد . رسول خدا (ص) نام این فرزند زهرا (ع) را حسین نهاد . وی مورد علاقه شدید پیامبر (ص) بود و آن حضرت درباره او می فرماید : حسین منی و انا من حسین ...
 
وی در آغوش پیامبر بزرگ شد . هنگام رحلت رسول خدا ، شش ساله بود . در دوران پدرش علی بن ابی طالب (ع) نیز از موقعیت بالایی برخوردار بود ، علم ، بخشش ، بزرگواری ، فصاحت ، تواضع ، دستگیری از بینوایان ، عفو ، حلم و ... از صفات برجسته این حجت الهی بود .
 
پس از شهادت پدرش امامت به امام حسن بن علی (ع) رسید همچون سربازی مطیع رهبر و مولای خویش و همراه برادر بود . پس از انعقاد پیمان صلح میان امام مجتبی (ع) و معاویه ، با برادرش و بقیه اهل بیت (ع) به مدینه آمدند . با شهادت امام حسن مجتبی (ع) در سال 49 یا 50 هجری بار امامت به دوش سید الشهدا قرار گرفت . با مرگ معاویه در سال 60 هجری یزید به والی مدینه نوشت که از امام حسین (ع) بیعت بگیرد . اما سید الشهدا که فساد یزید و بی لیاقتی او را می دانست ، از بیعت امتناع کرد و برای نجات اسلام از سلطه یزید که به زوال و محو دین می انجامید ، راه مبارزه را پیش گرفت . از مدینه به مکه هجرت کرد و در پی نامه نگاری های کوفیان و شیعیان عراق با آن حضرت و دعوت برای آمدن به کوفه ، آن امام ابتدا مسلم بن عقیل را فرستاد و نامه هایی برای شیعیان کوفه و بصره نوشت و بادرسافت پاسخ کوفیان در بیعت شان با مسلم بن عقیل ، در روز هشتم ذیحجه سال 60 هجری از مکه به سوی عراق ، حرکت کرد .
 
پیمان شکنی کوفیان و شهادت مسلم بن عقیل اوضاع عراق نامطلوب ساخت و سید الشهدا که همراه خانواده ، فرزندان و یاران به سوی کوفه می رفت ، پیش از رسیدن به کوفه در سرزمین کربلا در محاصره سپاه کوفه قرار گرفت . تسلیم نیرو های یزیدی نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمین مظلومانه و تشنه کام ، همراه فرزندان و اصحابش به شهادت رسید . از آن پس ، کربلا کانون الهام و عاشورا سرچشمه قیام و آزادگی شد و کشته شدن وی ، سبب زنده شدن اسلام و بیدار شدن وجدان های خفته گردید .

2- ابراهیم بن حصین ازدی :

از شهدای کربلا و اصحاب دلاور امام حسین (ع) بود ؛ از جمله کسانی که سید الشهدا (ع) در لحظات تنهایی ، نام برخی از یاران را می برده و صدا می زده است : " و یا ابراهیم بن الحسین ... " . وی بعد از ظهر عاشورا در کنار امام حسین (ع) به شهادت رسید .

3- ابوبکر حسن بن علی :

از شهدای کربلا ، فرزند امام حسن مجتبی (ع) . مادر او ام ولد بود . از مدینه همراه عمویش امام حسین (ع) به کربلا آمد و روز عاشورا پس از شهادت قاسم بن حسن ، خدمت سید الشهدا آمد و اجازه میدان طلبید و به میدان رفت و پس از نبردی دلاورانه به شهادت رسید .

4- ابو ثمامه صائدی :

از یاران سید الشهدا و شهید نماز ، که روز عاشورا به فیض شهادت رسید . وی از چهره های سرشناس شیعه در کوفه و مردی آگاه و شجاع و اسلحه شناس بود . مسلم بن عقیل در ایام بیعت گرفتن از مردم برای نهضت حسینی ، او را مسؤول دریافت اموال و خرید اسلحه قرار داده بود . نامش عمربن عبدالله بود . پیش از شروع درگیری های کربلا خود را از کوفه به کربلا رساند و به امام پیوست .
 
روز عاشورا ، که یاران امام به تدریج شهید می شدند و از تعدادشان کاسته میشد و این کاهش محسوس بود ابو ثمامه هنگام ظهر خدمت امام آمد و گفت جانم به فدای تو ! چنین می بینم که دشمنان به تو نزدیک شده اند . به خدا قسم تو کشته نخواهی شد مگر اینکه من پیش از تو کشته شوم دوست دارم این خدای خود را در حالی ملاقات کنم که این نماز که وقتش نزدیک است بخوانم . امام نگاهی به بالا افکند و فرمود : نماز را به یاد آوردی ، خدا تو را از نمازگزاران ذاکر قرار دهد . آری ، اینک اول وقت نماز است . مهلتی از سپاه دشمن خواستند . آنگاه ابو ثمامه و جمعی دیگر ، با امام حسین (ع) نماز جماعت خواندند . وی جزء آخرین سه نفری بود که از یاران امام تا عصر عاشورا زنده مانده بودند . برخی گفته اند که در اثر جراحت های بسیار بر زمین افتاد ، خویشانش او را به دوش کشیده و از میدان به در بردند و مدتها بعد از دنیا رفت .

5- ابو عمرو نهشلی ( یا : خثعمی ) :

از شهدای کربلاست که به قولی در حمله اول و به قولی در نبرد تن به تن شهید شد . از شخصیت های کوفه و مردی متهجد و شب زنده دار بود .

6- اسلم ترکی :

یکی از شهدا کربلا . وی غلام سیدالشهدا و ترک زبان بود ، تیر انداز و کماندار و قاری قرآن و آشنا به عربی بود . وی دلاورانه جنگید و بر زمین افتاد . امام به بالین او آمد و گریست و چهره بر چهره او نهاد . اسم چشم گشود و امام حسین (ع) را بر بالین خود دید ، تبسمی کرد و جان داد .

7- امیة بن سعد طائی :

از شهدای کربلا به شمار آمده که خود را در کربلا به امام حسین (ع) رساند و روز عاشورا ، به نقلی در حمله اول شهید شد .

8- انس بن حارث کاهلی :

از شهدای کربلاست . وی از اصحاب رسول خدا (ص) ، از طائفه بنی کاهل از بنی اسد بود . پیرمردی سالخورده ، از شیعیان کوفه بود که موقعیتی والا داشت . شبانه خود را به کربلا رساند و روز عاشورا در رکاب امام حسین (ع) به شهادت رسید .

9- بریربن خضیر همدانی :

از شهدای کربلاست . از اصحاب وفادار امام حسین (ع) و از انسان های شایسته و پرهیزگار که زاهد ، قاری قرآن و معلم قرآن و از شجاعان بزرگوار کوفه ، از قبیله همدان بود . وی در سال 60 هجری از کوفه به مکه رفت و به امام حسین (ع) پیوست و همراه او به کوفه آمد . شب عاشورا نیز از کسانی بود که برخاست و در حمایت و جانبازی یزای امام ، سخنانی ایراد کرد . روز عشورا به میدان رفت و خطاب به سپاه عمر سعد خطابه ای ایراد کرد و به نکوهش آنان پرداخت . بریر ، پس از حر به میدان رفت و جنگید تا شهید شد .

10- جابر بن حارث سلمانی :

از شهدای کربلاست . وی از شخصیت های شیعه در کوفه بود . در نهضت مسلم بن عقیل هم شرکت داشت و پس از شکست آن ، همراه گروهی به سوی حسین حرکت کردند و پیش از رسیدن آن حضرت به کربلا ، به او پیوستند .

11- جابر بن حجاج تیمی :

از شهدای عاشورا در حمله نخست است . وی از سوارکاران شجاع کوفه بود که در کربلا از سپاه عمر سعد به سپاه حسین (ع) پیوست . در نهضت مسلم بن عقیل نیز از بیعت کنندگان با وی بود .

12- جبلة بن علی شیبانی :

از شجاعان کوفه که در کربلا در حمله اول روز عاشورا به شهادت رسید . وی در صفین ، در رکاب امیرالمومنین (ع) حضور داشت و در قیام مسلم بن عقیل در کوفه همراه او بود . پس از شهادت مسلم نزد قبیله خود رفت و پنهان شد و انگاه که امام حسین (ع) به کربلا آمد خود را به آن حضرت رساند و در رکابش جنگید و شهید شد .

13- جعفر بن عقیل بن ابی طالب :

فرزند عقیل و عمو زاده سیدالشهدا بود . روز عاشورا در رکاب امام حسین (ع) شهید شد .

14- جعفر بن علی بن ابی طالب :

فرزند امیر المومنین وبدار ابوالفضل العباس بود که در کربلا شهید شد . هنگام شهادت 19 سال داشت .

15- جنادة بن کعب انصاری :

از شهدای کربلاست . از مکه همراه امام حسین (ع) به کوفه آمد و در روز عاشورا در حمله اول به شهادت رسید . پسرش ( عمر بن جناده ) هم در کربلا شهید شد .

16- جندب بن حجیر خولانی :

از شهدای کربلا در روز عاشور است . وی از چهره های بارز شیعه در کوفه و از یاران علی (ع) بود و قبل از رسیدن سپاه حر به کاروان امام حسین (ع) ، از کوفه بیرون آمد و به کاروان حسینی پیوسته بود . شهادتش را در حمله اول نوشته اند .

17- جون :

غلام سیاه ابوذر غفاری که در کربلا به شهادت رسید . جون بن حوی پس از شهادت مولایش ابوذر به مدینه برگشت و در خدمت اهل بیت در آمد . در سفر کربلا ، از مدینه همراه امام تا مکه و از آنجا به کربلا آمد . چون به اسلحه سازی و اسلحه شناسی آشنا بود ، شب عاشورا هم در کربلا به کار اصلاح سلاحها اشتغال داشت . با آنکه سن او زیاد بود ، ولی روز عاشورا از سید الشهدا (ع) اذن میدان طلبید . امام او را رخصت داد و آزادش کرد . ولی او با اصرار می خواست در روز های شادی و غم و راحتی و رنج از خاندان پیامبر جدا نشود . پس از نبرد وقتی بر زمین افتاد امام خود را بر بالین او رساند و چنین دعا کرد : خدایا ! رویش را سفید و بویش را معطر کن و او را با نیکان محشور گردان .

18- حبیب بن مظاهر :

از شهدای والا قدر کربلا بود . در هر سه جنگ صفین ، نهروان و جمل ، در رکاب علی (ع) شرکت داشت و در نهضت مسلم بن عقیل در کوفه ، از کسانی بود که در راه بیعت گرفتن برای مسلم بن عقیل ، کوشش فراوان می کرد . نیز از سران شیعه در کوفه محسوب می شد که به حسین بن علی (ع) دعوت نامه نوشت . نزد امام حسین موقعیت والایی داشت . در کربلا نیز او را به عنوان فرمانده جناح چپ سپاه خویش تعیین کرد .
 
حبیب بن مظاهر ، روز عاشورا از اینکه با شهادتش به بهشت خواهد رفت ، خوشحال بود و با بریر بن خضیر مزاح می کرد . شهادت او بر حسین (ع) بسیار سخت بود هنگام شهادتش 75 سال داشت . سر او نیز همراه سرهای شهدا در کوفه گردانده شد .

19 - حجاج بن مسروق جعفی :

از شهدای گرانقدر سید الشهدا (ع) . وی اهل کوفه و از یاران امیر المومنین (ع) بود . وقتی خبر هجرت امام حسین (ع) را از مدینه به مکه شنید خود را به آن حضرت رساند و همراه امام از آنجا به کربلا آمد . همواره ملازم سید الشهدا بود و در پنج وقت ، اذان می گفت . روز عاشورا به میدان رفت و جنگید و غرق خون خود نزد امام برگشت . پس از گفتگویی با سیدالشهدا بار دیگر به میدان رفت و شهید شد .

20- حر بن یزید ریاحی :

شهید والاقدر عاشورا ، حر از خاندان های معروف عراق و از روسای کوفیان بود . به درخواست ابن زیاد ، برای مبارزه با حسین (ع) فراخوانده شد و به سر کردگی هزار شوار برگزیده گشت . در منزل قصر بنی مقاتل یا شراف ، راه را بر امام بست و مانع از حرکت آن حضرت به سوی کوفه شد . کاروان حسینی را همراهی کرد تا به کربلا رسیدند و امام در آنجا فرود آمد . حر وقتی فهمید کار جنگیدن با حسین بن علی (ع) جدی است ، صبح روز عاشورا به بهانه آب دادن به اسب خویش ، از اردوگاه عمر سعد جدا شد به کاروان حسینی پیوست . توبه کنان کنار خیمه های امام آمد و اظهار پشیمانی کرد ، سپس اذن میدان طلبید و پس از نبردی دلیرانه به شهادت رسید . حسین بن علی (ع) بر بالین حر حضور یافت و خطاب به آن شهید فرمود : تو همون گونه که مادرت نامت را حر گذاشته است ، حر و آزاده ای ، آزاد در دنیا و سعادتمند در آخرت !

21- حلاس بن عمر راسبی :

از شهدای کربلاست که در حمله اول در روز عاشورا به شراف شهادت نائل شد .

22- حنظلة بن اسعد شبامی :

از شهدای کربلاست . حنظله از چهره های شیعی در کوفه و زبان آور شجاع و معلم قرآن بود . چون سید الشهدا به کربلا رسید ، وی به آن حضرت پیوست وی جزء شهدایی است که تا اواخر زنده بود و از جان حسین بن علی (ع) در مقابل تیر ها و نیزه های دشمن محافظت می کرد و گاهی هم با سخنانش به سپاه کوفه هشدار میداد و موعظه می کرد .

23- زاهر ، مولی عمرو بن حمق :

از شهدای عاشوراست . وی را از شخصیت های کوفه و مردی سالخورده از قبیله کنده دانسته اند . غلام عمرو بن حمق خزاعی ( از یاران ویژه امیر المومنین ) بود و در حرکت های انقلابی عمرو بن حمق ( که به دست معاویه شهید شد ) همدوش و همراه او و تحت تعقیب معاویه بود . در سال 60 هجری به مکه آمد و به حسین (ع) پیوست و در حمله نخست روز عاشورا به شهادت رسید .

24- زهیر بن قین بجلی :

از شخصیت های برجسته کوفه بود که در روز عاشورا ، افتخار یافت در رکاب حسین بن علی (ع) به شهادت برسد . وی در میدان های جنگ ، دلاوری های بسیاری نشان داده بود . در سال 60 هجری ( که سید الشهدا هم از مکه به قصد کوفه حرکت کرده بود ) از سفر حج بر می گشت و دوست نداشت که با سید الشهدا برخورد کند و هم منزل شود . اما در یکی از منزلگاها به ناچار با فرود آمدن کاروان حسینی همزمان شد . امام کسی را نزد او فرستاد . زهیر نزد امام رفت . همسرش نیز همراه او آمد و به کاروان حسین (ع) پیوستند . شب عاشورا نیز ، از جمله کسانی بود که با نطقی پر شور ، مراتب اخلاص و حمایت جانبازی خویش را نسبت به امام ابراز کرد و گفت : اگر هزار بار هم کشته شوم ، و زنده گردم هرگز دست از یاری پسر پیغمبر برنخواهم داشت . روز عاشورا ، سید الشهدا فرماندهی جناح راست خویش را در میدان به زهیر سپرد . ظهر عاشورا هم او و سعید بن عبدالله جلوی امام ایستادند و سپر تیرها شدند تا امام نماز بخواند . پس از اتمام نماز به میدان رفت و شجاعانه نبرد کرد و با شمشیر از حسین (ع) دفاع کرد و جنگید و کشته شد . امام به مالین او آمد و او را دعا کرد و کشندگانش را نفرین کرد .

25- سالم بن عمرو  :

از شهدای کربلاست . وی غلامی از طایفه بنی مدینه بود و در کوفه می زیست و از شیعیان اهل بیت به شمار می آمد سوارکاری نامدار بود . در نهضت حضرت مسلم شرکت داشت . پس از تنها ماندن مسلم بن عقیل او و جمعی دیگر از شیعیان دستگیر شدند ، اما سالم از جنگ دشمن گریخت و پنهان شد . چون شنید امام حسین (ع) به کربلا رسیده است ، خود را به آن حضرت رساند و روز عاشورا در حمله اول شهید شد .

26- سعید بن عبدالله حنفی :

از شهدای والاقدر کربلاست ، که ایمانی راسخ و شجاعتی فراوان داشت و هواداران سر سخت اهل بیت (ع) بود . شب عاشورا وقتی سیدالشهدا (ع) از افراد خواست که از تاریکی شب استفاده کرده و متفرق شوند ، یاران برخواستند و هر یک سخنانی گفتند . از جمله سعید بن عبدالله ایستاد و گفت : نه به خدا قسم ، تو را وا نمی گذاریم . اگر بدانم که کشته می شوم و سپس زنده می شوم ، آنگاه سوزانده می شوم ، و هفتاد بار با من چنین می کنند ، باز هم از تو جدا نمی شوم تا در راه تو فدا شوم . وی از انقلابیون پر شور کوفه به حساب می آمد . در نهضت مسلم بن عقیل هم فعال بود و نامه مسلم را به مکه رساند و از مکه همراه امام به کوفه آمد تا روز عاشورا در مقابل امام حسین (ع) ایستاد تا آن حضرت نمازش را بخواند . او آنقدر تیر خورد که بر زمین افتاد و جان باخت .

27- سلمان بن مضارب بجلی :

از شهدای کربلاست . گفته شده وی پسر عموی زهیر بن قین بوده و همراه او ، پیش از رسیدن به کربلا ، به سپاه حسین بن علی (ع) پیوست و عصر عاشورا شهید شد .

28- سوار بن منعم :

از شهدای حادثه کربلاست . وی پس از رسیدن امام حسین (ع) به کربلا از کوفه آمد و به آن حضرت پیوست .

29- سوید بن عمرو خثعمی :

آخرین کشته کربلاست . وی پس از شهادت امام حسین (ع) شهید شد . یکی از دو مردی بود که همراه امام حسین بودند . او مجروحی افتاده در میدان ، میان زخمیان بود و رمقی در بدن داشت و در آن حال ، چون شنیو کوفیان شادی کنان می گویند حسین کشته شد ، به هوش آمد و با چاقو و شمشیری که داشت با همان حالت به جنگ پرداخت و شهید شد .

30- سیف بن حارث بن سریع جابری :

از شهدای جوان کربلاست . وی و پسر عمویش مالک بن عبدالله از کوفه آمده ، در کربلا به امام حسین (ع) پیوستند . روز عاشورا پس از شهادت حنظة بن قیس ، هنگامی که دشمن به خیمه گاه امام حسین نزدیک شده بود ، گریان خدمت امام آمدند و اذن میدان طلبیدند . سپس هردو با هم به میدان رفته ، جنگیدن تا شهید شدند .

31- سیف بن مالک عبدی :

از شهدای کربلاست . از بصره به کوفه آمد و از آنجا به کاروان امام حسین (ع) پیوست ، سپس همراه او به کربلا آمد . عصر عاشورا در نبرد تن به تن به شهادت رسید .

32- شوذب ، مولی شکر :

از شهدای کربلاست . وی غلام شاکر بن عبدالله همدانی بود و از شیعیان برجسته و از بزرگترین انقلابیون حماسی و مخلص به شمار می آمد که در کربلا ، در کهنسالی به شهادت رسید . از مکه همراه امام شد و به کربلا آمد . شهادت او بعد از ظهر عاشورا بود .

33- ضرغامة بن مالک :

از شهدای کربلاست . وی در کوفه میزیست و از شیعیان امام و بیعت کنندگان با مسلم بن عقیل بود . چون مسلم شهید شد ، همراه سپاه کوفه به کربلا آمد ، اما در آنجا به یاران سید الشهدا (ع) پیوست و عصر عاشورا به شهادت رسید .

34- عابس بن ابی شبیب شاکری :

از شهدای کربلاست . عابس از رجال برجسته شیعه و مردی دلیر ، سخنور ، کوشا و تلاشگر ، شب زنده دار ، از طایفه بنی شاکر بود . از کسانی بود که وقتی مسلم بن عقیل نامه امام حسین (ع) را برای اهل کوفه خواند ، به پا خواست و اعلام هواداری و حمایت کرد و پس از بعت کوفیان با مسلم بن عقیل بعنوان پیک ، نامه ای از سوی آنان به امام حسین (ع) در مکه رساند . دلاوری های او در کربلا مشهور است . رشادت های وی چنان بود که سپاه کوفه از نبرد تن به تن با وی ناتوان بودند . به دستور عمر سعد ، از اطراف او را سنگباران کردند . او هم زره از تن بیرون آورد و کلاه خود از سر برداشت و لخت شد و با تیغ بر دشمن حمله کرد و یک تنه آنقدر جنگید تا در قلب میدان و محاصره دشمن به شهادت رسید .

35- عامر بن حسان بن شریح طائی :

از اصحاب امام حسین (ع) بود که از مکه همراه آن حضرت آمد و در کربلا در حمله اول به شهادت رسید . وی از شجاعان معروف و شیعیان خالص بود . پدرش نیز در جنگ جمل و صفین ، در رکاب حضرت علی (ع) جنگیده بود .

36- عامر بن مسلم عبدی :

از شهدای کربلا بود . عامر اهل بصره بود ، همراه غلامش سالم از بصره به مکه آمد و به سید الشهدا (ع) پیوست و از آنجا همراه امام تا کربلا آمد و روز عاشورا در حمله اول به شهادت رسید .

37- عباس بن علی (ع) :

فرزند امیر المومنین ، برادر سید الشهدا ، فرمانده و پرچمدار سپاه امام حسین (ع) در روز عاشورا . مادرش فاطمه کلابیه بود که بعدها به ام البنین شهرت یافت . علی (ع) پس از شهادت فاطمه زهرا با ام البنین ازدواج کرد . عباس و 3 پسر دیگر ثمره این ازدواج بود . ولادتش را در 4 شعبان سال 26 هجری در مدینه نوشته اند و بزرگترین فرزند ام البنین بود . و این چهار فرزند رسید همه در کربلا در رکاب امام حسین (ع) به شهادت رسیدند.
 
آن حضرت ، قامتی رسید ، چهره ایی زیبا و شجاعتی کم نظیر داشت و به خاطر سیمای جذابش او را قمر بنی هاشم می گفتند . در حادثه کربلا ، سمت پرچمدار سپاه حسین (ع) و سقایی خیمه ها اطفال و اهل بیت امام حسین را داشت و در رکاب برادر غیر از تهیه آب ، نگهبانی خیمه ها و امور مربوط به آسایش و امنیت خاندان حسین (ع) نیز بر عهده او بود و تا زنده بود دودمان امامت ، آسایش و امنیت داشتند .
 
روز عاشورا سه برادر دیگر عباس پیش از او به شهادت رسیدند . مقتی علمدار کربلا از امام حسین (ع) اذن میدان طلبید حضرت از او خواست تا برای کودکان تشنه و خیمه های بی آب آب تهیه کند . ابوالفضل به فرات رفت و مشک آب را پر کرد و در بازگشت به خیمه ها که فرات را در محاصره داشتند در گیر شد و دست هایش قطع گردید و به شهادت رسید . عباس مظهر ایثار و وفاداری و گذشت بود .
 
وقتی به فرات وارد شد با اینکه تشنه بود ، اما به خاطر تشنگی برادرش آب نخورد . شهادت عباس برای امام حسین بسیار نا گوار و شکنند بود . پیکرش در کنار نهر علقمه ماند و سید الشهدا به سوی خیمه آمد و شهادت او را به اهل بیت خبر داد . هنگام دفن شهدای کربلا نیز ، در همان محل دفن شد . از این رو امروز حرم ابوالفضل (ع) با حرم سید الشهدا فاصله دارد .

38- عبدالرحمن بن عبدالله ارحبی :

از شهدای کربلاست از همراهان مسلم بن عقیل در کوفه بود . مردی بود شجاع ، موجه و محترم و تابعی . در مکه همراه امام شد و به کربلا آمد . گفته اند در حمله نخست به شهادت رسید .

39- عبدالرحمن بن عبد ربه انصاری خزرجی :

از شهدای کربلاست . وی از اصحاب رسول خدا (ص) بود و پس از رحلت آن حضرت نیز از کسانی بود که به امیر المومنین اخلاص داشت و از آن حضرت قرآن آموخته بود . روز تاسوعا با بریر شوخی می کرد . وقتی گفتند الان چه وقت شوخی است ؟ گفت چرا خوشحال نباشم ؟ میان ما و بهشت جز درگیری با این کافران و شهادت فاصله ای نیست .

40 و 41- عبدالرحمن بن عروه غفاری و عبدالله بن عروه غفاری :

عبدالرحمن و برادرش عبدالله که هر دو در کربلا شهید شدند ، از اشراف و شجاعان کوفه بودند و به خاندان پیامبر عشق می ورزیدند . این دو برادر با هم از کوفه به کربلا آمده بودند . هر دو با هم روز عاشورا از سیدالشهدا اذن پیکار گرفتند و با هم به میدان رفتند . در رفتن به میدان نبرد از هم سبقت می جستند . این دو برادر با هم نیز به شهادت رسیدند .

42- عبدالرحمن بن عقیل بن ابی طالب :

از شهدای کربلا و اولاد عقیل است .

43- عبدالله بن حسن بن علی (ع) :

نوجوان 11 ساله ، فرزند امام حسن مجتبی (ع) که در روز عاشورا ، وقتی دید سید الشهدا بر زمین افتاده ، برای دفاع از عموی به سوی میدان شتافت و در دفاع از عموی مظلومش جنگید و عده ای را کشت و به شهادت رسید . برخی هم نقل کرده اند حرمله ، با شمشیر ، دست او را که در آغوش عمویش حسین قرار گرفته بود قطع نموده همانجا شهیدش کرد .

44 و 45 - عبدالله بن عقیل بن ابی طالب :

از شهدای بنی هاشم در روز عاشورا . عقیل دو پسر داشت که نام هر دو عبدالله بود ، یکی به نام اکبر یاد میشد و دیگری به نام اصغر . هر دو در کربلا با امام حسین (ع) شهید شدند .

46 - عبدالله بن علی بن ابی طالب (ع) :

از شهدای کربلاست وی فرزند امیر المومنین و برادر عباس و مادرش ام البنین بود . هنگام شهادت 25 سال داشت .

47- عبدالله بن عمیر کلبی :

جزء اولین شهدا ست که از جبهه امام حسین به میدان رفت . جوانی دلاور از شیعیان کوفه بود . به کوفه آمده و در نزدیکی بئرالعبد خانه ای گرفت و با همسرش به آنجا منتقل شد . وقتی دید عمر سعد ، نیرو آماده و سازماندهی میکند تا از نخیله به جنگ حسین بن علی (ع) در کربلا برند ، به خدا قسم شیفته جهاد با مشرکان بودم . امیدوارم جنگ با اینان که به نبرد فرزند پیامبر می روند ، نزد خداوند کم ثواب تر از جهاد با مشرکان نباشد . پیش همسر خود رفت و نیست خود را با او در میان گذاشت ، شبانه هر دو از کوفه بیرون رفتند و شب هشتم محرم به یاران امام حسین در کربلا پیوستند . همسر او نیز از شهدای کربلا بود . پس از شهادت عبدالله همسرش خود را به بالین او رسانید و خاک از چهره او می زدود که به دست شمر ، یکی از غلامانش به نام رستم با گرزی بر سر اورد و کنار شوهرش به شهادت رسید .

48- عبدالله بن مسلم بن عقیل :

از شهدای بنی هاشم در کربلا ، مادرش رقیه دختر علی علیه السلام بود . گفته اند در حالی که دست بر پیشانی نهاده بود تیری آمد و دست و پیشانی را به هم دوخت . برخی او را هنگام شهادت 14 ساله دانسته اند .

49- عثمان بن علی بن ابی طالب (ع) :

یکی از شهدای کربلا . وی برادر عباس است که مادرش ام البنین و پدرش امیرالمومنین است . در روز عاشورا مجروح شد و بر زمین افتاد و یکی از سپاه ابن سعد او را کشت . هنگام شهادت 21 سال داشت .

50- علی اصغر (ع) :

یکی از فرزندان امام حسین (ع) که شیر خوار بود از تشنگی روز عاشورا بی تاب شده بود . امام خطاب به دشمن فرمود : از یاران و فرزندانم کسی جز این کودک نمانده است . نمیبینید که چگونه از تشنگی بی تاب شده است ؟
 
در حال گفتگو بود که تیری از کمان حرمله آمد و گوش تا گوش حلقوم علی اصغر را درید امام حسین (ع) خون گلوی او را گرفت و به آسمان پاشید . از این کودک با عنوانها شیرخواره ، شش ماهه ، باب الحوائج ، طفل رضیع و ... یاد می شود و قنداقه و گهواره از مفاهیمی است که در ارتباط با او آورده می شود .

51- علی اکبر (ع) :

فرزند بزرگ سید الشهدا و شبیه پیامبر که روز عاشورا فدای دین شد . مادر علی اکبر لیلا دختر ابی مره بود . در کربلا حدود 25 سال داشت . سن او را 18 سال و 20 هم گفته اند . او اولین شهید روز عاشورا از بنی هاشم بود . علی شباهت بسیاری به پیامبر داشت ، هم در خلقت ، هم در اخلاق و هم در گفتار .
 
علی چندین بار به میدان رفت و رزم های شجاعانه ای با انبوه سپاه دشمن نمود . پیکار سخت او را تشنه تر ساخت . به خیمه آمد . بی آنکه آبی بتواند بنوشد ، با همان تشنگی و جراحت دوباره به میدان رفت و جنگید تا به شهادت رسید . علی اکبر ، نزدیکترین شهیدی است که با حسین (ع) دفن شده است . مدفن او پایین پای ابا عبدالله الحسین (ع) قرار دارد و به این خاطر ضریح امام ، شش گوشه دارد .

52- عمار بن حسان طائی :

از شهدای کربلاست . وی از شیعیان خالص و از شجاعان معروف بود . از مکه همراه امام به کربلا آمد و در پیش روی آن حضرت به شهادت رسید .

53- عمرو بن جناده انصاری :

از شهدای نوجوان کربلا که پدرش نیز در رکاب سیدالشهدا (ع) شهید شد . این نوجوان چون خواست به میدان رود امام فرمود : پدر این نوجوان کشته شد ؛ شاید مادرش راضی نباشد که به میدان رود . گفت مادرم دستور داده که به میدان روم و لباس جنگ بر من پوشانده است . او که 9 ساله یا 11 ساله بود ، به میدان رفت و رجز خواند و جنگید تا کشته شد .

54- عمرو بن قرظه انصاری :

از شهدای کربلاست عمرو از کوفه آمد و در کربلا ، روز ششم محرم به سید الشهدا پیوست . روز عاشورا جلوی امام حسین ایستاد و تیر های دشمن را با سینه و پیشانی خود به جان می خرید و این گونه از جان امام محافظت می کرد زخم های زیادی بر پیکرش نشست . به امام خطاب کرد که ای پسر پیامبر ! آیا وفا کردم ؟ حضرت فرمود آری تو پیش از من به بهشت میروی . از من به پیامبر سلام برسان و بگو که من در پی تو می آیم و ... افتاد و شهید شد .

55- عون بن جعفر :

از شهدای کربلاست . پسر جعفر بن ابی طالب ( جعفر طیار ) . عون در زمان امام مجتبی و سپس امام حسین از یاوران آن دو امام بود . همراه همسرش در کربلا حضور داشت . روز عاشورا از سیدالشهدا (ع) اجازه گرفت و به میدان رفت . نبردی دلاورانه کرد و به شهادت رسید هنگام شهادت 56 ساله بود .

56- عون بن عبدالله بن جعفر :

پسر حضرت زینب (س) بود که همراه برادر دیگرش محمد در روز عاشورا در نبرد تن به تن با سپاه کوفه به شهادت رسید . عون و برادرش پس از حرکت امام حسین از مدینه ، در پی کاروان راه افتادند و در منزگاه ذات عرق خدمت امام رسیدند .

57- عون بن علی بن ابی طالب (ع) :

از شهدای کربلاست اولین کسی بود که پس از شهادت جمع زیادی یاران امام ، از جمع برادرانش داوطلب رفتن به میدان شد . وقتی برای اذن گرفتن آمد ، برادرش امام حسین (ع) فرمود : آیا آماده مرگ شدی ؟ گفت چگونه آماده نشوم ، در حالی که تو را تنها و بی یاور می بینم !
 
امام دعایش کرد که برو ، خداوند پاداش نیکت دهد . به میدان رفت ، جنگید و مجروح شد . از هر طرف بر سر او ریختند و او را شهید کردند .

58- قاسط بن زهیر تغلبی :

از شهدای حمله نخست در روز عاشورا . پیرمردی از طایفه بنی تغلب بن وائل بود . او و برادرانش چون خبر آمدن حسین به کوفه را شنیدند ، شب عاشورا خود را مخفیانه به کوفه رساندند . هر سه برادر روز عاشورا به شهادت رسیدند .

59- قاسم بن حسن (ع) :

 
نوجوان شهید عاشورا در رکاب سید الشهدا (ع) فرزند گرامی امام حسن مجتبی (ع) . روز عاشورا سن او به حد بلوغ نرسیده بود . برای میدان رفتن از امام خویش اجازه خواست . ابا عبدالله چون نگاه به او افکند ، وی را در آغوش کشید و گریست ، آنگاه اجازه داد . قاسم خوش سیما بود . سوار بر اسب شد و عازم میدان گشت . در جنگی دلاورانه به شهادت رسید . هنگامی که بر زمین می افتاد عمویش ابا عبدالله (ع) خود را بر بالین او رساند ولی او در حال جان دادن بود . پیکر او را آورد و کنار شهدای اهل بیت قرار داد .

60- مالک بن عبدالله جابری :

از شهدای کربلاست ، وی و برادرش سیف بن حارث بن سریع ، در کربلا به حسین بن علی (ع) پیوستند و عصر عاشورا ، در لحظاتی که سپاه کوفه به خیمه گاه امام حسین (ع) نزدیک شده بودند ، اجازه میدان گرفته ، جنگیدند و شهید شدند .

61- مجمع بن عبدالله عائذی :

وی از شهدای کربلا در حمله اول است . در مسیر کوفه در منزلگاه زباله به سید الشهدا (ع) پیوست و در رکاب امام به کربلا آمد .

62- محمد بن عبدالله بن جعفر :

پسر حضرت زینت و عبدالله بن جعفر ، که در روز عاشورا در رکاب سید الشهدا (ع) به شهادت رسید . او برادرش عون پس از خروج امام حسین (ع) از مکه میان راه به او پیوستند و در کربلا در نبرد تن به تن با دشمن در محاصره قرار گرفتند و شهید شدند .

63- مسعود بن حجاج :

از شهدای کربلا . وی و پسرش ( عبدالرحمان بن حجاج ) در حمله اول به شهادت رسیدند .

64- مسلم بن عوسجه اسدی :

اولین شهید عاشورا که در حمله نخست به شهادت رسید . پیر مردی بزرگوار از طائفه بنی اسد و از چهره های درخشان کوفه و هواداران اهل بیت (ع) بود . در نهضت مسلم نقش دریافت پول از هواداران و تهیه سلاح برای نهضت را بر عهده داشت . در کربلا از یاران شجاع و فداکار امام بود . سپاه دشمن چون در نبرد تن به تن یارای جنگیدن با او را نداشتند ، او را سنگباران کردند . چون مسلم به زمین افتاد ، رمقی در تن داشت که حسین بن علی (ع) و حبیب بن مظاهر خود را به او رساندند .

65- مسلم بن کثیر ازدی :

از شهدای کربلا در حادثه عاشورا ، از کسانی بود که به قصد حسین بن علی (ع) از کوفه بیرون آمد و نزدیکی های کربلا به آن حضرت پیوست و روز عاشورا در حمله نخست به شهادت رسید .

66- منجح ، مولی الحسین (ع) :

از شهدای کربلاست ، نامش منجح بن سهم و در زمان امام حسن مجتبی (ع) غلام آن حضرت بود . پس از وی غلام سید الشهدا بود . منجح در روز عاشورا پس از نبردی دلیرانه در رکاب مولایش به شهادت رسید و از شهدای اولیه بود .

67- نافع بن هلال :

از شهدای کربلاست . نافع ، بزرگواری دلاور ، قاری قرآن ، کاتب و از حاملان حدیث و از اصحاب امیرالمومنین (ع) بود و در سه جنگ جمل ، صفین و نهروان در رکاب آن حضرت بود . وی از شخصیت های بارز کوفه به شمار می رفت و پیش از شهادت مسلم بن عقیل مخفیانه از کوفه بیرون آمده به استقبال امام شتافته بود ، سپس همراه امام حسین(ع) به کربلا آمد . در کربلا همراه عباس (ع) در آوردن آب به خیمه ها مشارکت داشت . از جمله کسانی بود که در سخنرانی پر شوری وفاداری خویش را نسبت به سید الشهدا ابراز داشت . نافع نام خود را روی تیر های زهر آگین خود می نوشت و همواره با آنها تیر اندازی می کرد . روز عاشورا وقتی تیرهایش تمام شد ، شمشیر کشید و بر سپاه کوفه تاخت ، کوفیان با سنگ و تیر او را مورد ضربه های خود قرار دادند تا اینکه بازویش شکست او را محاصره کرده و زنده دستگیر کردند شمر او را گرفته نزد عمر سعد برد . سپس به دست شمر به شهادت رسید .

68- نعیم بن عجلان انصاری :

از شهدای کربلاست . نعیم از طایفه خزرج بود و دو برادرش از یاران حضرت علی (ع) و از مدافعان آن حضرت در جنگ صفین بودند . او از کوفه حرکت کرد و در کربلا خود را به امام حسین (ع) رساند و در روز عاشورا در حمله نخست شهید شد .

69 - وهب بن عبدالله کلبی :

از شهدای کربلاست ، مادر و همسرش نیز در کربلا بودند و به شهادت رسیدند . وهب که اهل کوفه بود ، در کربلا در رکاب امام حسین (ع) حضور داشت . روز عاشورا پس از حر و بریر به میدان رفت . مادرش مشوق او در رفتن به میدان بود . وقتی پس از مقداری جنگ ، نزد مادر برگشت که : آیا راضی شدی ؟ گفت وقتی راضی میشوم که در رکاب امام حسین (ع) به شهادت برسی . دوباره رفت و جنگید ، همسرش هم رفت و چوبی بر گرفت و به میدان رفت . وهب آنقدر جنگید تا شهید شد .

70- هفهاف بن منهد راسبی :

از شهدای کربلاست . مردی دلیر و تکسوار از شیعیان بصره و از یاران علی (ع) که وقتی خبر حرکت امام را به سوی کوفه شنید از بصره به سوی کربلا حرکت کرد . وقتی رسید که حادثه پایان یافته و با تیغ بر افراد سپاه عمر سعد حمله کرد . عده ای را کشت و خود به شهادت رسید .

71- یزیدبن ثبیط ( ثبیت ) عبدی :

از شهدای کربلاست . وی ده پسر داشت . پس از دریافت نامه سید الشهدا (ع) که خطاب به اهل بصره نوشته بود همراه دو پسرش عبدالله و عبیدالله از بصره خارج آمدند و به علت بسته بودن راه ها با پیمودن بیراهه ها در مکه خود را به امام حسین (ع) رسانده ، به کاروان او پیوستند . روز عاشورا پسرانش در حمله اول و خودش در مبارزه تن به تن به شهادت رسیدند .

72- یزید بن مغفل جعفی :

از شجاعان هنرمند و شاعر شیعه که در کربلا به شهادت رسید . وی در مکه به کاروان حسینی پیوست و با آن حضرت به کربلا آمد و روز عاشورا در پیکار تن به تن با کوفیان ، پس از کشتن عده ای زیادی به شهادت رسید .
برچسب‌ها: عاشورا, زیارت عاشورا, کربلا, احادیث محرم, شهدای کربلا
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

عراق تا سال 12 هجری قمری در زیر سلطه زمامداران ایران بود ، تا این که از همان سال تا سال 16 هجری به تدریج ، تمام کشور عراق و در ضمن کربلا توسط خیل خروشان سربازان مسلمان گشوده شد و آزاد گشت ، از آن میان جنگ قادسیه که در سال 14 هجری اتفاق افتاد ، معروف و مشهور است . ( مدینة الحسین علیه السلام ، ص7)
 
کربلا در شصت مایلی ( 105 کیلومتری ) جنوب غرب بغداد ، در حاشه‌ ی صحرا و در غرب فرات و در منطقه ی آب رفتی به نام ارمن السوار شهر مقدس و تاریخی کربلا قرار دارد و مرکز استانی بنام استان کربلا خوانده می شود و شهرهای بزرگی را چون نجف اشرف و کوفه و عین التمر و ... در خویش جای داده است . شهر انبار در شمال غربی ، شهر باستانی بابل در شرق ، صحرای غربی در سمت غرب و شهر یحیره پایتخت بنی منذر در جنوب غربی آن قرار دارد . در سال شصت و یک هجری ، کربلا زمینی ناشناخته بوده است .
 
استان کربلا از شمال و غرب به استان رمادی و از شرق به استان حله و از جنوب به استان دیوانیه متصل می گردد . مساحت استان کربلا به 6065 کیلومتر مربع می رسد و اکنون در شهر کربلا بیش از 100000 نفر زندگی می کنند .
 
برخی معتقدند سرزمین اصلی کربلا در استان های قرطه و کمالیه در ناحیه شمال غربی کربلای کنونی بوده است اما فاصله ی چهارده کیلو متری میان این دو چنین نظرگاهی را متزلزل می کند . منطقه ای نیز به نام کربله در جنوب شرقی کربلای کنونی قرار دارد .
کربلا در سال چهاردهم هجری به دست خالدبن عرفطه و به فرمان سعد بن ابی وقاص فتح شد . در سال 36 هجری ، امام علی در راه صفین از آن جا گذشت و پس از نماز گزاردن در این سرزمین ، خاک آن را بویید و به حادثه ی شهادت ابا عبدالله و یارانش در این دیار اشاره کرد . در عاشورای سال 61 هجری ، زمین کنونی کربلا خالی از سکنه بوده است . منطقه نینوا در پنج فرسنگی آن قرار داشته است .
منطقه ی نواویس ( قبرستان مسیحی ) همان محلی است که علقمه جریان داشته است . برخی نیز نواویس را منطقه ی مجاور و قبر حر بن ریاحی میدانند .
نهر علقمه از نزدیکی قبر حضرت عباس می گذرد سپس راه خود را به سوی نواحی مدینه تغییر میدهد و در شمال غربی الکفل مجددا به فرات می پیوندد علقم به معنی خنطل است و گویا در اطراف علقمه خنطل فراوان بوده است .
نوشته اند که امام هنگام ورود به کربلا نواحی قبر شریف را از ساکنان نینوا غاضریه به مبلغ شصت هزار درحم خرید و به عنوان صدقه و وقف به خود آنان سپرد . بدین شرط که مردمان را به قبر او راه نمایند و زائران او را نیز سه روز میهمان کنند . امام صادق (ع) فرموده است : حرم امام حسین که آنرا خریده چهار میل ( هر میل 1609 ) در چهار میل است و برای فرزندان و وابستگان او حلال و بر دیگران کسانی که با او مخالفند حرام است و این سرزمین را برکتی است .
در کامل الزاریات به نقل از امام صادق از چهار سو پنج فرسنگ حرم حسینی داشته شده است و در همان جا به نقل از امام باقر آمده ست که خلق الله تعالی کربلا قبل ان یخلق لکعبه باربعه و عشرین الف عام و قدسها و بارک علیها فمازالت قبل ان یخلق مقدسه مبارکه و لا تزال کذالک و یجعلها افضل ارض فی الجنه خداوند بزرگ کربلا را بیست و چهار هزار سال پیش از آفرینش کعبه آفرید و آن را زمینی مقدس و مبارک قرار داد . این زمین پیش از خلقت انسان مقدس و مبارک و پس از آن نیز چنین بوده است . کربلا برترین زمین در بهشت است .
1- کربلا و حرم های مطهر ، صص 33-34
2-کامل الزیارات ، این قولویه ،صص 270-272
 

اسامی و نام های کربلا

کربلا با نام های زیادی خوانده شده که به بیش از بیست اسم می رسد ؛ که به مهم ترین آنها اشاره می کنیم :
 
1- کربلا ، کلمه ای که اسم هیچ مکانی در شهرت و قداست به پایش نمی رسد و در تفسیر این کلمه چه حرف ها که گفته نشده است :
 
الف : بعضی معتقدند ریشه کربلا از کلمه " کربله " گرفته شده و کربله یعنی به سستی گام برداشتن ، یا سست شدن گام ها وعرب ها زمانی که بخواهند از بی حال و با کسالت راه رفتن کسی حکایت کنند ، می گویند : جاد یمشی مکربلا ، یعنی فلانی آمد درحالی که به سستی گام برمی داشت ( موسوعه العتبات المقدسه ، ج 8 ، قسم کربلا ، ص9 ) تو گویی سرزمین کربلا چنان بوده است که هر کسی که به آن جا می رسید احساس خاصی برایش دست می داد و گام هایش سست می شد ، چنان که کمیت قلم تا به ساحت مقدس کربلا می رسد می لنگد و خود را می بازد . در کتب مقاتل نیز داستان های زیادی نقل شده که هر یک از پیامبران گذشته که گذرش به کربلا می افتاد بی اختیار اندوهناک و غمگین می شد و به امت خویش خبر می داد که در این سرزمین حادثه ای بس بزرگ و بسیار غم بار رخ خواهد داد .
 
ب : کربلا ، از کلمه " کربال " گرفته شده و کربال یعنی غربال کردن و تمیز و پاک کردن ، گفته می شود : کربلت الحنطه ، یعنی گندم را غربال کردم و آن را از خاک و خاشاک پاک گردانیدم . به کربلا نیز به خاطر این کربلا گفته اند که زمینی خالی از ریگ وسنگ و بدون درخت یا گیاهان هرز و مزاحم ، مثل این که کسی آن را پاک کرده و برای کشت آماده کرده باشد . ( موسوعه العتبات المقدسه ، ج 8 ، قسم کربلا ، ص9) راستی که اسم با مسمایی است ! کربلا یعنی غربال تاریخ ، غربالی که همیشه و در طول تاریخ شریف را از ضعیف و مردان میدان را از رجزخوانان دروغین به خوبی جدا کرده و می کند ؛ چنان که بیدل دهلوی می گوید :
 
کیست در این انجمن ، محرم عشق غیور
ما همه بی غیرتیم ، آینه در کرب و بلاست
 
ج : کربلا ، از دو واژه آشوری " کرب " و " ایلا " ترکیب یافته است ، یعنی حرام خدا و خانه خدایگان ( مدینة الحسین ، ص1)
 
د : این کلمه در اصل فارسی بوده و از دو کلمه " کار " و " بالا " گرفته شده است یعنی کار آسمانی و ارزشمند ، به عبارتی جایگاه نماز و نیایش ( همان ، ص1)
 
ه : در اصل " کوربابل " بوده است ، یعنی روستاهای شهر بابل ( نهضة الحسین (ع) ، ص66)
 
و : توسط خود حضرت سید الشهدا و پدرش علی ( علیهم السلام ) و جدش رسول اکرم (ص) ، کربلا به کرب و بلا ، یعنی درد و بلا و امتحان و ابتلاء تفسیر شده است ( مدینة الحسین ، ص1) ادباء و شعرای شیعه نیز همین تفسیر را برگزیده اند ، که به عنوان نمونه یکی از شاعران شیعی سید اسماعیل حمیری از کربلا چنین یاد می کند :
 
کربلا یا دار کرب و بلا ( دیوان السید الحمیری ، ص58)
 
و بزرگ اندیشمند شیعی ، مرحوم سید شریف رضی چنین می گوید :
 
کربلا ! لازلت کربلا و بلا
مالقی عندک آل المصطفی
 
کم علی تربک ، لما صرعوا
من دم سال و من دمع جری ( دیوان سید رضی ، ج1، ص44)
 
ای کربلا تو همیشه انبوهی از اندوه و بلا را به یاد می آوری ، به سبب آن چه که در خاک تو به آل پاک محمد مصطفی (ص) رسید . هنگامی که کشته شدند چه خون ها که ریخته شد و چه اشک ها که جاری شد .
 
2- حایر ؛ پس از کربلا ، بیش از دیگر نام ها ، حایز اهمیت بوده است و کربلا در کتاب های فقهی بیشتر با همین نام ، عنوان می شود و فقها مسایل خاصی را که در خصوص حائر و احکام و حدود آن می باشد ، در ذیل همین عنوان بحث و بررسی می کنند .
 
3- حیر ، مخفف همان حایر است ، حیر یا حائر یعنی جایی که آب در آن جا حیران می ماند و به دور خود می پیچد و گودال قتلگاه امام حسین ( علیه السلام ) در همین مکان مقدس واقع شده است و جسد انورش نیز در آن جا مدفون است .
 
4- نواویس ، در اصل و پیش از اسلام نام گورستانی بود که مسیحیان مردگان خود را درآن جا دفن می کردند . جالب این که پیشوای شهیدان حضرت ابا عبدالله امام حسین ( علیه السلام ) در ضمن یکی از خطبه های معروفش این کلمه را به کار برده است آن گاه که حضرتش از حریم جدش خارج شده بود و در ظاهر به سوی کوفه و در واقع رو به سوی ابدیت ، می رفت که قیامت تاریخ را برپا کند و قیام عشق را قنوت جاودانه بخشد و هنگامی که از مدینه حرکت کرده بود تا هنگامه حماسه های همیشه جاوید و ماندگارش را بیافریند ، چنین فرمود : خط الموت علی ولد ادم مخط القلاده علی جید الفتاه ، و ما أولهنی إلی أسلافی اشتیاق یعقوب إلی یوسف و خیرلی مصرع أنا لافیه ، کأنی بأوصالی تتقطعها عسلان الفلوات ، بین النواویس و کربلاء ... مرگ برای فرزندان آدم چه زیبا نوشته شده است ؛ نوشتاری که در لطافت به نقشی می ماند که گردن بند ، در گردن دخترکان جوان می کشد و من برای سرکشیدن جام جان بخش شهادت و به دیدار صالحان سلف همان قدر مشتاقم که یعقوب به دیدار پسرش یوسف ، دست تقدیر الهی ، برای من قتلگاهی برگزیده است که من به دیدارش خواهم شتافت ، می بینم که به همین زودی ها گرگ های گرسنه ‌نواویس و کربلا مرا در محاصره انداخته و بندبند اعضای بدنم را از هم جدا می کنند ... ( بلاغة الحسین (ع) ، خطبه23، ص144، به نقل از لهوف سید بن طاووس ) 
 
5- طف الفرات ، کنار فرات .
 
6- طف .
 
7- شاطی الفرات ، این هر سه اسم تقریبا به یک معنا است و طف به زمین هایی که مشرف به دریا باشند یا در لب رودخانه قرار داشته باشند ، اطلاق می شود سرزمین کربلا را به خاطر چند چشمه ای که در آن بوده و کربلا را در کنار خویش گرفته بودند طف گفته اند . چشمه هایی مانند : قطقطانیه ، رهیمه ، عین الجمل و نهر علقم . ( مدینة الحسین (ع)، ص12)
 
نام های دیگری نیز ذکر شده است از جمله :
 
8- نینوا ، که از اسم های معروف و قدیمی کربلاست .
 
9- موضع البلاء ، یا موضع الابتلاء .
 
10- محل الوفاء .
 
11- غاضریه .
 
12- ماریه .
 
13- قصر بنی مقاتل .
 
14- عقر بابل .
 
15- عمورا .
 
16- صفورا .
 
17- نوائح ، یعنی ناله ها و نوحه ها .
 
18- شفاثا ، که در عرف مردم " شثاثه " خوانده می شود . ( بعضی " شفیه " نیز نقل کرده اند به نقل از کتاب تراث کربلاء ، ص20)
 
19- مدینة الحسین ( علیه السلام ).
 
20- مشهد الحسین ( علیه السلام ) .
 
21- بقعه مبارکه ( تراث کربلا ، ص19)
 
و اسامی متعدد دیگر ...
برچسب‌ها: عاشورا, زیارت عاشورا, کربلا, احادیث محرم, تاریخچه کربلا
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

امام حسین (ع) :

مبادا کاری کنی که عذرت باید به راستی که مؤمن بدی نکند و پوزش نخواهد و منافق پیوسته بدی کند و عذر بخواهد
منبع :  تحت‌العقول

امام حسین (ع) :

از ستم به کسی که در برابر تو یاوری جز خدا ندارد بپرهیز .
منبع :  تحت العقول

امام حسین (ع) :

هرگاه خداوند بخواهد بنده‌ای را به تدریج در عذاب خود فرو گیرد چنان کند که به او نعمت فراوان دهد و توفیق سپاس ندهد .
منبع :  تحت العقول

امام حسین (ع) :

خدایا ! مرا از دانش نهفته در گنجینه خویش بیامرز و در سراپرده امن خود ایمن دار
منبع :  مفاتیح‌الجنان – دعای عرفه 

امام سجاد (ع) :

عباس را نزد خدا منزلی است که روز قیامت همه شهیدان بر آن رشک می برند
منبع :  الخصال ج 1 ص 68 

امام حسین (ع) :

چیزی بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد
منبع :  جاء‌العیون ج 2 ص 205 

امام حسین (ع) :

خداوند قائم ما را از پس پرده غیب برون آور و آن گاه او از ستمگران انتقام گیرد
منبع :  اثبات الهداء ج 7 ص 138 

امام حسین (ع) :

من مرگ را جز سعادت نمی بینم و زندگی با ستمگران را جز ننگ نمی دانم .
منبع :  کتاب همراه سیدالشهدا (ع) 

امام حسین (ع) :

بنی ‌امیه مرا رها نکنند تا جان مرا بگیرند هرگاه چنین کنند خدا بر آنان کسانی را مسلط خواهد کرد که آنها را ذلیل و خوار خواهد ساخت .
منبع :  کتاب همراه سیدالشهدا (ع) 

امام حسین (ع) :

مگر نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل پرهیز نمی شود ، در این حال سزاوار است که مؤمن لقای پروردگار را طلب نماید .
منبع :  کتاب همراه سیدالشهداء 

امام حسین (ع) :

ای مردم ! رسول خدا (ص) فرمود : " هر کس سلطان ستمگر ، پیمان ‌شکن ، حلال ‌کننده حرام ها و مخالف با سنت رسول خدا (ص) را ببیند و در برابر او برنخیزد جایگاهش با او در جهنم است .
منبع :  کتاب همراه سیدالشهداء 

امام حسین (ع) :

خدای را بپرهیز از اینکه جزو کسانی باشی که با ما می جنگد . سوگند به خدا اگر کسی فریاد ما را بشنود و ما را یاری نکند خدا او را به رو در آتش می افکند .
منبع :  کتاب همراه سیدالشهداء 

امام حسین (ع) :

رستگار نشوند آن گروهی که خشنودی مردم را با غضب پروردگار خریدند .
منبع :  کتاب همراه سیدالشهداء 

امام حسین (ع) :

مردم بندگان دنیا هستند و دین آنها جز سخن بر زبانشان نیست تا آنگاه که زندگیشان بچرخد دنبال دین می روند و هرگاه بنای امتحان و آزمایش پیش آید دینداران بسیار اندک می شوند .
منبع :  کتاب همراه سیدالشهداء 

امام حسین (ع) :

هیهات ما به ذلت تن نخواهیم داد . خدا و رسول او و مؤمنان (ع) هرگز برای ما ذلت و خواری را نپسندیدند ، دامن های پاکی که ما را پروریده و سرهای پر شور و مردان غیرتمند هرگز طاعت فرومایگان را بر کشته شدن مردانه ترجیح ندهند .
منبع :  کتاب همراه سیدالشهداء

پیامبر اکرم (ص) :

ای مردم ، این حسین بن علی است ، او را بشناسید ؛ قسم به آن که جانم در دست اوست ، او در بهشت است ، دوستدانش در بهشت ‌اند و دوستداران دوستدارانش نیز در بهشت‌ اند " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 12

رسول خدا (ص) :

رسول خدا (ص) فرمود : " شهادت حسین (ع) حرارتی در دلهای مؤمنان افروخته که تا ابد خاموشی ناپذیر است " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 14

امام صادق (ع) :

" ای ابوعمار ، درباره حسین بن علی (ع) شعری برایم بسرای " . ابوعمار گوید : شعری سرودم و امام گریست ؛ به خدا سوگند پی در پی شعر می سرودم و آن حضرت می گریست ، تا اینکه صدای گریه از اهل خانه نیز به گوش رسید . سپس به من فرمود : " ای ابوعمار ، کسی که شعری برای حسین (ع) بسراید و پنجاه نفر را بگریاند پاداش بهشت خواهد داشت ، کسی که شعری برای حسین (ع) بسراید و سی نفر را بگریاند پاداش بهشت خواهد داشت ، کسی که شعری برای حسین (ع) بسراید و بیست نفر را بگریاند پاداش بهشت خواهد داشت ، کسی که شعری برای حسین (ع) بسراید و ده نفر را بگریاند پاداش بهشت خواهد داشت ، کسی که شعری برای حسین (ع) بسراید و یک نفر را بگریاند پاداش بهشت خواهد داشت ، کسی که شعری برای حسین (ع) بسراید و [ خود ] بگرید پاداش بهشت خواهد داشت و کسی که شعری درباره حسین (ع) بسراید و خود را به گریه درآورد پاداش بهشت خواهد داشت " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 16

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمود : " فاطمه دختر محمد (ع) نزد زائران قبر فرزندش حسین (ع) حضور می یابد و برای گناهانشان طلب آمرزش می کند " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 17

امام صادق (ع) :

خدا لعنت کند کشنده حسین (ع) را ، چه قدر یاد [ شهادت ] حسین (ع) زندگی را ناگوار می سازد ! من هیچ گاه آب سردی ننوشیدم ، مگر اینکه حسین (ع) را یاد کردم ؛ و هیچ بنده ای نیست که آب بنوشد و حسین (ع) را یاد کند و کشنده اش را لعنت فرستد ، مگر اینکه خداوند صد هزار حسنه برایش می نویسد ، صد هزار گناه او را پاک می سازد ، صد هزار درجه او را بالا می برد ، گویی صد هزار بنده را آزاد کرده است و خداوند در روز قیامت او گشاده رو محشور می کند " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 18و 19

امام باقر (ع) :

" اگر مردم می دانستند که زیارت قبر حسین (ع) چه فضیلتی دارد ، از شوق جان می دادند و از حسرت ، پیکرشان پاره پاره می شد " . گفتم : آن چه [ فضیلتی ] است ؟ فرمود : " کسی که از روی شوق به زیارت او آید ، خداوند هزار حج مقبول ، هزار عمره نیکو ، پاداش هزار شهید از شهدای بدر ، پاداش هزار روزه دار ، ثواب هزار صدقه پذیرفته شده و هزار بنده آزاد کردن با نیت خالص برای خدا را برایش می نویسد و در آن سال از هر آفت و بلایی که کمترین آن شیطان است محفوظ می دارد و فرشته ای گرانمایه بر او گماشته می شود که او را از روبرو ، پشت سر ، سمت راست ، سمت چپ ، بالای سر و پائین پا نگاه می دارد . اگر در آن سال بمیرد ، فرشتگان رحمت نزد او حضور می یابند و در مراسم غسل و کفن او شرکت می کنند و برایش طلب آمرزش می نمایند و با استغفار بر او وی را تا قبرش مشایعت می کنند . [ بعد از اینکه او را در قبر نهادند ] قبر به اندازه دیدش برایش گسترده می شود ، خداوند او را از فشار قبر و ترس ‍‍‍‍‍‍‍] دو فرشته ] منکر و نکیر ایمن می دارد و دری به سوی بهشت برایش گشوده می شود . [ در محشر نیز ] نامه اعمالش را به دست راستش می دهند و روز قیامت به او نوری می بخشند که ما بین شرق و غرب را روشن می سازد ، و ندا کننده ای ندا در می دهد ، این پاداش کسی است که حسین (ع) را از روی شوق زیارت کرده است . پس از قیامت کسی باقی نمی ماند مگر اینکه آرزو کند که [ کاش ] از زائران حسین (ع) می بود " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 20 و 21

امام حسین (ع) :

از امام حسین (ع) روایت شده است که فرمود : " این سخن پیامبر (ص) نزد من راست آمد که فرمود : " برترین کارها پس از نماز شاد کردن دل مؤمن است ، که در آن گناهی نباشد " . زیرا که من غلامی را دیدم که به سگی غذا می داد ؛ از او علت را پرسیدم ، گفت : ای فرزند رسول خدا ، من غمگینم و از شاد کردن آن شادی می طلبم ، زیرا که اربابی یهودی دارم که تصمیم به جدایی از او دارم . حسین (ع) نزد ارباب او آمد و دویست دینار بهای غلام را به یهودی داد . یهودی گفت : به مناسبت قدم رنجه شما غلام را به شما و این بوستان را به او بخشیدم و این پول را هم به شما باز گرداندم . [ امام حسین (ع) ] فرمود : من هم این پول را به تو بخشیدم . [ یهودی ] گفت : آن را پذیرفتم و به غلام بخشیدم . حسین (ع) فرمود : من غلام را آزاد ساختم و همه آنها را به او بخشیدم . زن یهودی گفت : من اسلام آوردم و مهرم را به همسرم بخشیدم . یهودی گفت : من هم مسلمان گشتم و این خانه را به همسرم بخشیدم " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 26

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمود : " روزی رسول خدا (ص) در خانه فاطمه (س) بود و حسین (ع) را در آغوش داشت ، که آن حضرت گریست و به سجده رفت ، سپس فرمود : ای فاطمه ، ای دخت محمد ! بزرگ والامقام [ جبرئیل امین ] هم اکنون در سرای تو در نیکوترین سیما و آراسته ترین هیئت بر من آشکار شد و مرا گفت : ای محمد ! آیا حسین را دوست داری ؟ گفتم : پروردگارا او نور دیده و گل خوشبوی و میوه دل و پوست میان چشمان من است . پس از آن در حالی که دست بر سر حسین (ع) نهاده بود گفت : ای محمد ! مبارک باد آن فرزندی که برخوردار از برکات و صلوات و رحمت و [ مقام ] رضوان من است ، و لعنت و خشم عذاب و خواری و نقمتم شامل کسی است که او را بکشد و به دشمنی و پیکار با او بپردازد . آگاه باش که او سرور شهیدان اولین و آخرین در دنیا و آخرت است . او آقای جوانان اهل بهشت از میان همه مردم است ... " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 29     

امام باقر (ع) :

امام باقر (ع) فرمود : " هنگامی که آن مصائب ناگوار بر حسین (ع) وارد آمد ، بر پیکر وی سیصد و بیست و اندی ضربه نیزه و شمشیر و تیر یافت شد و روایت شده است که همگی این جراحتها از مقابل آن حضرت بوده است ، زیرا که حسین (ع) هیچ گاه [ به دشمن ] پشت نمی کرد " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 31  

پیامبر اکرم (ص) :

حسین از من است و من از حسینم . خداوند دوست می دارد هر که حسین را دوست بدارد .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 32 و 33    

امام باقر (ع) :

امام باقر (ع) فرمود : " پیامبر (ص) در خانه ام سلمه بود ، به او فرمود : کسی نزد من نیاید . حسین (ع) که در آن هنگام کودک بود فرا رسید و ام سلمه نتوانست او را باز دارد ، تا اینکه نزد پیامبر (ص) آمد . در پی او نیز ام سلمه وارد شد . مشاهده کرد که حسین (ع) بر سینه پیامبر (ص) نشسته است و آن حضرت چیزی در دست دارد و آن را می بوسد . پیامبر (ص) فرمود : ای ام سلمه ، این جبرئیل مرا آگاه می سازد که این [ پسرم ] کشته می شود و این خاکی است که بر آن کشته می گردد ، آن را نزد خود نگاه دار ، هر گاه که به خون تبدیل شد براستی حبیبم [حسین (ع) ] کشته شده است . ام سلمه گفت : ای رسول خدا ، از خدا بخواه که آن را از او دور سازد . فرمود : چنین کردم ، اما خدای صاحب عزت و جلال به من وحی کرد که او مرتبه ای دارد که هیچ یک از آفریدگان به آن دست نمی یازد و نیز شیعیانی دارد که درخواست شفاعت می کنند و خداوند هم شفاعتشان را می پذیرند . [همچنین ] مهدی (ع) از فرزندان اوست . پس خوشا به حال کسی که از دوستان و شیعیان حسین (ع) باشد ؛ آنان ، به خدا سوگند ، در روز قیامت سعادتمند خواهند بود " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 37 و 38     

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمود : " چون حسین (ع) زاده شد ، خدای صاحب عزت و جلال جبرئیل را فرمان داد تا با هزار فرشته فرود آید و رسول خدا (ص) را از جانب خدای تعالی و جبرئیل تبریک گویند . جبرئیل در هنگام فرود آمدن از یکی از جزائر دریا گذشت که در آن فرشته ای بود به نام فطرس از حاملان [ عرش ] ؛ خداوند عزیز و شکوهمند او را در پی کاری برانگیخته بود و او در آن تأخیر ورزید [ و خداوند به کیفر آن ] بالش را شکست و او را در آن جزیره افکند . او تا هنگام ولادت حسین (ع) هفتصد سال خدا را عبادت کرده بود . [ فطرس ] ملک به جبرئیل گفت : کجا می روی ؟ گفت : خدای عزوجل به محمد (ص) نعمتی بخشیده و من برانگیخته شدم تا به او از جانب خدا و خودم تبریک گویم . [ فطرس ] گفت : مرا هم با خود بردار شاید محمد (ص) برایم دعا کند . [ جبرئیل ] او را با خود برداشت . چون جبرئیل به خدمت پیامبر (ص) رسید و به آن حضرت از جانب خدای عزوجل و خود تبریک گفت ، حال فطرس را هم بیان کرد . پیامبر (ص) فرمود : به او بگو : خود را به این نوزاد بسای و به جایگاه [ و مقام ] خویش بازگرد . فطرس خود را به حسین (ع) سایید [ و بال و پرش ترمیم یافت ] و پرواز کرد . سپس گفت : ای رسول خدا ، آگاه باش که امتت او را خواهند کشت و من به جبران [ این احسان ] هیچ زائری نیست که او را زیارت کند ، مگر اینکه زیارتش را به وی برسانم ، هیچ مسلمانی بر او سلام نمی کند مگر اینکه سلامش را به وی ابلاغ کنم و هیچ درود فرستنده ای نیست که بر او درود فرستد مگر اینکه درودش را به وی برسانم . با گفتن این سخنان ، فطرس پرواز کرد [ و از دیده ها پنهان شد ] " . ابن عباس گوید : " این فرشته در بهشت به رهین احسان حسین بن علی (ع) شناخته می شود " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 42 و43 و 44     

امام حسین (ع) :

امام حسین (ع) فرمود : " من به نزد رسول خدا (ص) رفتم ، در حالی که ابی بن کعب در خدمت ایشان بود . پیامبر خدا (ص) فرمود : " آفرین بر تو ای ابا عبدالله ! ای زیور آسمانها و زمینها ! ابی به آن حضرت عرض کرد : چگونه کسی جز شما می تواند زیور آسمانها و زمینها باشد ؟ ! فرمود : ای ابی ، سوگند به آن که مرا بحق به پیامبری برانگیخت ، حسین بن علی (ع) در آسمان عظمت فزونتری دارد تا در زمین ، و در سمت راست عرش خدای عزیز و شکوهمند نوشته شده است . [ حسین ] چراغ هدایت و کشتی نجات است ، پیشوای نیکی و برکت و شکوه و فخر و علم و تقواست ... ".
 
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 45 و 46   

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمود : " علی (ع) به حسین (ع) فرمود : ای ابا عبدالله (ع) ، تو از پیش اسوه مردم بوده ای . [ حسین (ع) ] عرض کرد : فدایت شوم ، حال من چگونه است ؟ فرمود : تو دانشی داری که ایشان بدان نادان ‌اند و زود است که دانشمند از دانش خود بهره جوید . ای فرزندم ، گوش فرادار و بینا باش ، قبل از آنکه [ واقعه ای ] تو را در یابد . قسم به آن که جانم در دست اوست ، بنی امیه خون تو را می ریزند ، اما نمی توانند تو را از آئینت برگردانند و از یاد پروردگارت غافل سازند . حسین (ع) فرمود : قسم به آن که جانم در دست اوست کافی است . من بدانچه خدا فرود آورده است اقرار کردم و سخن پیامبر خدا را تصدیق می کنم و سخن پدرم را دروغ نمی شمارم ".
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 48 و 49      

امام صادق (ع) :

همه ساله به زیارت حسین (ع) بشتابید ، زیرا هر کس شناسای حق [ امامت ]‌ او باشد و او را انکار نورزد و به زیارت او نائل شود ، پاداشی جز بهشت نخواهد داشت و از روزی گسترده ای برخوردار خواهد شد و خداوند گشایشی سریع در کار او ایجاد خواهد کرد . هر آینه خداوند بر قبر حسین بن علی (ع) چهار هزار فرشته گماشته است که همگی بر او گریان اند و زائر او را تا [ رسیدن به ] خانواده اش مشایعت می کنند ، اگر بیمار شد به عیادت او می روند و اگر درگذشت در تشییع جنازه او حضور می یابند و برایش طلب آمرزش و رحمت می کنند " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه52 و 53    

امام رضا (ع) :

امام رضا (ع) فرمود : " روز [ شهادت امام ] حسین (ع) پلک چشمان ما را مجروح و اشک های ما را جاری ساخت ، عزیز ما را در سرزمین پریشانی و بلاخوار کرد و تا روز پایان [ یعنی قیامت ] پریشانی و بلا را در ما به یادگار گذاشت . پس گریه کنندگان باید بر همانند حسین (ع) بگریند ، که گریه بر او گناهان بزرگ را فرو می ریزد " . سپس فرمود : " پدرم با فرا رسیدن ماه محرم خندان دیده نمی شد و اندوه و آشفتگی بر او چیره می گشت ، تا اینکه ده روز از آن بگذرد ، روز دهم [ روز عاشورا ] روز مصیبت و اندوه و گریه او بود و می فرمود : در این روز است که حسین - که درود خدا بر او باد - کشته شد " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 60  

امام رضا (ع) :

امام رضا (ع) در ضمن حدیث به ربان بن شبیب فرمود : " ای پسر شبیب !‌ اگر برای چیزی گریان شدی ، بر حسین بن علی بن ابی طالب (ع) اشک ببار ، زیرا او را مانند گوسفند [ از پشت ] سر از پیکرش جدا ساختند و هجده مرد از خانواده او ، که در زمین بی مانند بودند ، همراه او کشته شدند و براستی که آسمان های هفتگانه و زیمن ها در قتل او گریستند . چهار هزار فرشته برای یاری او بر زمین فرود آمدند ، اما اجازه نیافتند . و ایشان آشفته و غبار آلود تا قیام قائم (ع) نزد قبر او هستند [ و پس از ظهور ] از یاران او هستند و شعارشان خوانخواهی حسین (ع) است " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 61و 62  

امام صادق (ع) :

فرمود : " مصیبت روز کشته شدن حسین (ع) بس بزرگتر از مصیبت دیگر ایام [ سوگواری ] است ، و این از آن لحاظ است که خاندان کسا ، که گرامی ترین مردم نزد خدایند ، پنج نفر بودند ؛ چون پیامبر (ص) از جمع آنان درگذشت ، امیر المؤمنین و فاطمه و حسن و حسین (ع) باقی ماندند و مایه تسلی و آرامش مردم بودند . با درگذشت [ شهادت ] فاطمه (س) امیر المؤمنین و حسن و حسین (ع) تسلی بخش مردم به شمار می امدند . با درگذشت امیر المؤمنین (ع) حسن و حسین (ع) ملجأ و مایه آرامش مردم بودند و چون حسن (ع) درگذشت مردم به حسین (ع) آرامش می جستند . اما با کشته شدن حسین (ع) دیگر از اصحاب کسا ، کسی باقی نماند که بدو تسلی جویند و رفتن او برابر با رفتن همه آنان بود ، همان گونه که باقی ماندن او برابر با باقی ماندن تمامی آنان به شمار می امد . از این رو مصیبت روز [ شهادت ] او از دیگر ایام مصائب [ شهادت خاندان پیامبر (ص) ] بزرگتر است " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 64 و 65    

امام سجاد (ع) :

امام سجاد (ع) فرمود : " سخت ترین روزی که بر رسول خدا (ص) گذشت ، روز [ غزوه ] احد بود که در آن عمویش حمزه بن عبدالمطلب - که شیر خدا و شیر پیامبرش بود - کشته شد ، و پس از آن ، روز [ جنگ ] موته بود که در آن پسر عمویش جعفر بن ابی طالب کشته شد . سپس فرمود : اما هیچ روزی همانند روز حسین (ع) نیست ، که سی هزار مرد [ جنگاور ] بر او روی آوردند و می پنداشتند که از این امت هستند و همگی آنان با ریختن خون او به خدای عزوجل تقرب می جستند ، در حالی که او خدا را به یاد آنان می اورد ، اما آنان پند پذیر نبودند تا اینکه او را به ظلم و ستم و دشمنی کشتند " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 68 و 69  

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) از آباء گرامی خود از امام حسین (ع) نقل می کند که فرمود : " من کشته گریه ام . هیچ مؤمنی مرا یاد نمی کند ، مگر اینکه گریان می شود " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 70  

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمود : " هر گونه گریه و بی تابی برای بنده در هر جا که بی تابی کند مکروه و ناپسند است ، مگر گریه بر حسین بن علی (ع) که پاداش و ثواب دارد " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 71    

امام باقر (ع) :

امام باقر (ع) فرمود : " چون حسین (ع) بر رسول خدا (ص) وارد شد ، او را به سوی خود می کشید [ و به بازی می گرفت ] و به امیر المؤمنین می فرمود که او را بگیرد و سپس [ پیامبر (ص) ] بر او می افتاد و او را می بوسید و می گریست . [ امام حسین (ع) ] می گفت : پدر جان ! چرا می گریی ؟ می فرمود : پسرم ! جای شمشیر ها را که بر پیکر تو وارد می شوند می بوسم و می گریم . فرمود : پدرجان ! مگر من کشته می شوم ؟ فرمود : آری به خدا ، پدر و برادرت و تو [ کشته می شوید ] . [ امام حسین (ع) ] فرمود : پدر جان ! آیا قتلگاههای ما پراکنده خواهد بود ؟ فرمود : آری پسرم . [ امام حسین (ع) عرض کرد ] : چه کسی از امتت ما را زیارت می کند ؟ فرمود : مرا و پدر و برادرت و تو را جز صدیقان از امتم زیارت نمی کنند " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 71  

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمود : " چون قصد زیارت حسین (ع) را کردی ، در حالی که پریشان ، غمناک ، مصیبت دیده ، ژولیده ، غم آلود ، گرسنه و تشنه ای او را زیارت کن ، زیرا حسین (ع) در حالی کشته شد که غمگین ، مصیبت دیده ، ژولیده ، غم آلود ، گرسنه و تشنه بود . از او حوائجت را بخواه و بازگرد . و آن [ کربلا ] را وطن خود قرار مده " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 74  

امام صادق (ع) :

مردی از اهل طوس به امام صادق (ع) گفت : ای فرزند رسول خدا ، کسیکه قبر ابا عبدالله الحسین (ع) را زیارت کند و بداند که او امامی است که از جانب خدای عزوجل پیرویش بر بندگان واجب است ، چه [ پاداشی ] خواهد داشت ؟ امام صادق (ع) فرمود : خداوند گناهان گذشته و آینده اش را می امرزد و شفاعتش را درباره هفتاد هزار گنهکار می پذیرد ، و نزد قبر او [ ابا عبدالله الحسین (ع) ] هر حاجتی که از خدای عزوجل بخواهد ، خداوند حاجتش را برآورد - تا پایان حدیث " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 85 و 86      

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمود : سوره فجر را در نماز های واجب و مستحب خود بخوانید زیرا این سوره امام حسین (ع) است و به آن دل ببندید . خدا شما را رحمت کند و بیامرزد . ابواسامه که در مجلس حاضر بود ، پرسید : چرا این سوره مخصوص امام حسین (ع) است ؟ امام فرمود : آیا نمی شنوی سخن حق را که می فرماید : ای نفس مطمئن .... ، مقصود امام حسین (ع) است زیرا او است که نفس مطمئن است و از خدا راضی و خدا از او راضی است و اصحاب او از آل محمد از خداوند روز قیامت راضی هستند و او از آنان راضی است . این سوره درباره امام حسین (ع) و شیعیان و شیعه آل محمد خصوصاً وارد شده است هر که بر آن سوره مداومت کند ، همراه با امام حسین (ع) و درجه اش در بهشت است و همانا خداوند غالب و حکیم است .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 56  

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمود : برترین تربت زمین ، تربت سید الشهداء است . سجده بر آن حجاب های هفتگانه را کنار می زند .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 61      

امام صادق (ع) :

امام (ع) به مسمع فرمود : آیا متذکر می شوی با حسین چه کردند ؟ عرض کرد آری ، فرمود : آیا جزع و گریه می کنی ؟ گفت: آری ، به خدا سوگند گریه می کنم و آثار غم و اندوه در صورتم ظاهر می شود . حضرت فرمود : " خدای اشک چشمت را رحمت کند . آگاه باش که تو از آن اشخاص هستی که از اهل جزع برای ما شمرده می شوند ، به شادی ما شاد و به حزن ما محزون و اندوهناک می گردند . آگاه باش که بزودی هنگام مرگ ، پدرانم را بر بالین خود حاضر می بینی ، در حالی که به تو توجه کرده و ملک الموت را درباره تو بشارت می دهند ، و خواهی دید که ملک الموت در آن هنگام از هر مادر مهربان به فرزندش ، مهربانتر است " . سپس فرمود : " کسی که بر ما اهل بیت به خاطر رحمت و مصائب وارده بر ما گریه کند ، رحمت خدا شامل او می شود قبل از اینکه اشکی از چشمش خارج گردد ؛ پس زمانی که اشک چشمش بر صورت جاری شود اگر قطره ای از آن در جهنم بریزد ، حرارت آن را خاموش کند ، و هیچ چشمی نیست که گریه کند بر ما مگر آنکه با نظر کردن به کوثر و سیراب شدن با دوستان ، خوشوقت می گردد " .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 65 و 66 

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمود : تربت امام حسین (ع) شفای هر بیماری است .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 61  

امام رضا (ع) :

امام رضا (ع) فرمود : هر کس که عاشورا ، روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد ؛ خداوند ، روز قیامت را برای او روز شادی و سرور قرار می دهد .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 72  

امام رضا (ع) :

امام رضا (ع) فرمود : براستی محرم ماهی است که مردمان عهد جاهلیت جنگ و خونریزی را در آن حرام می شمردند لیکن خون های ما را در این ماه حلال شمردند ، و حرمت ما را شکستند و فرزندان و زنان را به اسارت کشیدند و آتش در خیمه های ما افروختند و آنچه در آنها زاد و توشه داشتیم به یغما بردند و حرمت رسول الله (ص) را در امر ما نگاه نداشتند .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 74  

امام رضا (ع) :

امام رضا (ع) فرمودند : کسی که در روز عاشورا دست از کسب و کار بکشد ؛ خداوند ، حوائج دنیا و آخرت وی را برآورد و کسی که روز عاشورا در ماتم و عزا بسر ببرد ؛ خداوند متعال روز قیامت را روز شادی و سرور قرار دهد و با دیدار ما ، در بهشت ، چشم او را روشن گرداند ( و افزود ) کسی که روز عاشورا را روز برکت بنامد و بعنوان عیدی چیـزی را به منزل ببرد خدا آن را بر او مبارک نگرداند و در قیامت با یزید و عبیدالله و عمر سعد محشور شود و در اسفل السافلین در جهنم درافتد .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 74  

امام باقر (ع) :

امام باقر (ع) فرمودند : بر مؤمنان لازم است روز عاشورا را در ماتم بسر برند و به یکدیگر که رسیدند ، بگویند : عظم الله اجورنا و اجورکم بمصابنا بالحسین و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه المهدی من آل محمد .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 75  

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) به جعفر بن عفان فرمودند : هیچ کس نیست که درباره حسین (ع) شعری بسراید و بگرید و با آن بگریاند مگر آن که خداوند ، بهشت را بر او واجب می کند و او را می امرزد .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 78 

پیامبر اکرم (ص) :

پیامبر اکرم (ص) فرمود : درود خدا بر گریه کنندگان و عزاداران حسین (ع) و نیز بر کسانی که بر دشمنان حسین لعن و نفرین می فرستند و نیز درود خدا بر آنان که دل آنان مملو از خشم و کینه نسبت به قاتل حسین (ع) است ، کسی که به قتل حسین (ع) راضی باشد ؛ در قتل او شریک است .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 83  

امام رضا (ع) :

امام رضا (ع) فرمودند : کسی که مصیبت ما را به یاد آورد و بر مظلومیت ما گریه کند در قیامت با ما هم درجه خواهد بود و کسی که از مصائب ما پیش او بازگو کنند و او بگرید و یا دیگران را بگریاند در روزی که همه دیدگان گریانند ، نمی گرید و کسی که در مجلسی و محفلی شرکت جوید که در آن امر ما احیاء گردد در روزی که همه قوب به نوعی می میرند قلب او نمی میرد . ( محزون و افسرده نیست ) .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 84  

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمود : علی بن الحسین بر پدرش حسین بن علی (ع) بیست سال گریست هیچ طعامی در برابر او نمی نهادند مگر آنکه می گریست تا آنجا که یکی از خادمان او گفت فدایت شوم ، ای فرزند رسول خدا ، من می ترسم شما با این وضع از بین بروید . فرمود : حزن و غم بی پایان خود را نزد خدا شکوه می کنم و از خدا می دانم آنچه را که نمی دانید من هیچگاه قتلگاه فرزندان فاطمه را به یاد نمی اورم مگر آنکه گریه راه گلویم را می گیرد .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 95 

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) شنیدیم که فرمود : پس از آنکه ابا عبدالله حسین بن علی (ع) رخت از این جهان بربست ، آسمان ها و زمین های هفتگانه و ساکنان درون آنها و ساکنان میان آنها و هر که بر آنها می جنبد بر او گریستند بهشت بر او گریست ، دوزخ بر او گریست ، هر چه پروردگار ما آفرید و آنچه دیده می شود و دیده نمی شود ، بر او گریستند .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 101  

امام سجاد (ع) :

امام سجاد (ع) فرمودند : هر قومی که دیگانش به خاطر کشته شدن حسین (ع) پر از ا شک گردد به گونه ای که به صورتش روان شود خداوند غرفه هایی از بهشت را برای او اختصاص دهد ، که صدها سال در آن سکونت کند و چشمان هر مؤمـنی که به خاطـر آزارهائی که از نـاحیه دشمن در دنیا به ما رسید . اشک آلود شود و اشکش به گونه هایش سرازیر گردد . خداوند او را در منزل صدق ( جایگاه رفیع بهشت ) ساکن کند .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 102  

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمودند : حسین (ع) فرمود من کشته گریه ام که مرا در پریشانی کشتند و سزاوار است بر من که هیچ فرد پریشانی نزدم نیاید مگر آنکه خداوند او را با دل شاد به سوی خانواده اش بازگرداند .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 107 

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمودند : هر که قبر حسین بن علی (ع) را در روز عاشورا زیارت نماید و عارف به حق او باشد ، همانند کسی است که خداوند را در عرش او زیارت نموده باشد .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 115

امام کاظم (ع) :

امام کاظم (ع) فرمودند : هر که حسین (ع) را با شناخت به حق او زیارت کند . خداوند گناهان گذشته و آینده اش را می امرزد .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 116 

رسول الله (ص) :

در کانون دلهای مؤمنان معرفتی ویژه نسبت به امام حسین (ع) وجود دارد .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 25 

رسول الله (ص) :

امام حسین (ع) چراغ هدایت و کشتی نجات است .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 25

رسول الله (ص) :

برای شهادت حسین (ع) حرارت و گرمایی در دلهای مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی شود .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 26  

رسول الله (ص) :

حسین از من است و من از حسین. خداوند هر که حسین را دوست بدارد ، دوست می دارد . حسین نوه‌ای از نواده‌های پیامبران است.
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 26 

امام هادی (ع) :

آرامگاه پاک امام حسین (ع) از روزی که حضرت در آن دفن شد باغی از باغ های بهشت بوده است .
منبع :  المحجه البیضاء ، ج4،ص65

موسی بن جعفر (ع) :

هر که زیارت قبر امام حسین (ع) کند در حالی که حق آن حضرت را بشناسد خدا گناهان گذشته و آینده اش را می امرزد .
منبع :  الحجه البیضاء ،ج4،ص45  

امام صادق (ع) :

آرامگاه مقدس امام حسین (ع) کانالی از کانال های بهشت است.
منبع :  الحجه البیضاء ،ج4،ص45

امام صادق (ع) :

در خاک قبر امام حسین (ع) شفای هر دردی است و آن دارو است .
منبع :  الحجه البیضاء ،ج4،ص45  

امام صادق (ع) :

میان قبر پاک امام حسین (ع) تا آسمان هفتم محل رفت و آمد فرشتگان است .
منبع :  الحجه البیضاء ،ج4،ص46  

امام صادق (ع) :

همانا زیارت کننده امام حسین بن علی (ع) زیارت کننده رسول اکرم (ص) است .
منبع :  بحار ، 98 ص 76  

امام صادق (ع) :

اگر بیماری از اهل ایمان حق و حرمت و ولایت حضرت امام حسین (ع) را بشناسد و باندازه سر سوزنی از خاک پاکش استشفا نماید ، دوا و شفایش خواهد شد .
منبع :  بحار ، ج 98 ، ص 125  

امام صادق (ع) :

کام کودکان نوزاد خود را با تربت حضرت امام حسین (ع) بگیرید زیرا که آن امان هر درد و بیماری است .
منبع :  بحار ، ج 98 ، ص 124  

امام صادق (ع) :

هر که را علت و بیماریی در رسد و به خاک پاک قبر مطهر امام حسین (ع) مداوا کند خداوند وی را از آن علت شفا دهد ، مگر آنکه بیماری او علت مرگ باشد .
منبع :  بحار ، ج 98 ، ص 124  

رسول الله (ص) :

درباره تربت حضرت امام حسین (ع) چنین فرموده است : خوشا به حال تو ای خاک ! و خوشا به حال آن کس که در تو شهید می شود .
منبع :  بحار ، ج 44 ، ص 228  

رسول الله (ص) :

هر که دوست دارد به سرور و آقای بهشتیان بنگرد به حسین بن علی علیهما السلام نگاه کند .
منبع :  آثار الصادقین ، ج 3 ، ص 424  

ابی عبدالله (ع) :

هر بی تابی و گریه ای مکروه و ناپسند است جر بی تابی و گریه بر حسین علیه السلام .
منبع :  بحار ، ج 44 ، ص 280 

حسین بن علی (ع) :

چشمان هیچ بنده ای بر ما اشک نریزد یا چشمانش بخاطر ( مصائب ما ) نگرید مگر این که خداوند سالها او را در بهشت جای دهد .
منبع :  بحار ، ج 44 ، ص 279  

ابی عبدالله (ع) :

هر کس ما را یاد کند و یا در نزد او یادآوری شویم و از چشمانش به اندازه بال مگسی اشک فرو غلطد خداوند گناهانش را ببخشد ، و اگر چه گناهانش به اندازه کف دریاها باشد .
منبع :  بحار ، ج 44 ، ص 278

ابی جعفر (ع) :

هر مؤمنی که چشمش برای شهادت حسین (ع) اشکی بریزد و آن اشک بر صورتش جاری شود خداوند او را در اطاق های بهشتی جای دهد که در آن سکوت نماید .
منبع :  بحار ، ج 44 ، ص 285  

ابی عبدالله (ع) :

ما ( با مصائب و رنج ها ) نزد هر کس یاد شویم و از چشم هایش اشکی ریزد خداوند صورتش را بر آتش جهنم حرام فرماید .
منبع :  بحار ، ج 44 ، ص 285  

ابی عبدالله (ع) :

امیر المؤمنین (ع) نگاهی بر حسین (ع) کرده ، فرمود : ای اشک و گریه اهل ایمان ( ای سرمشق و عبرت ایمانیان ) عرض کرد : پدر جان ! من ؟ فرمود : بلی پسرم .
منبع :  بحار ، ج 44 ، ص 280

ابو عبدالله (ع) :

حسین (ع) ( و مصائب جانگداز او موجب ) گریه مؤمنین است .
منبع :  بحار ، ج 44 ، ص 280  

امام حسین (ع) :

امام حسین (ع) فرمود : من برای عبرت و پند دیگران شهید می شوم .
منبع :  بحار ، ج 44 ، ص 280  

ابو عبدالله (ع) :

کربلاء از خاک بیت المقدس است .
منبع :  کامل الزیارات ، ص 269 ، باب 88 ، ح 7  

ابی جعفر (ع) :

آدمیان و پریان و پرندگان آسمان و وحوش بیابان بر حسین بن علی علیهما السلام گریستند و از چشمانشان اشک روان گردید .
منبع :  بحار ، ج 45 ، ص 250 

ابی عبد الله (ع) :

آسمان جز بر حسین بن علی و یحیی بن زکریا علیهما السلام نگریسته است .
منبع :  بحار ، ج 45 ، ص 211  

ابو عبدالله (ع) :

سرزمین کربلا و آب فرات اولین زمین و نخستین آبی بودند که خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشید .
منبع :  بحار الانوار ، ج 98 ، ص 109  

ابو عبدالله (ع) :

به راستی که خدا کربلا را حرم امن و با برکت قرار داد پیش از آنکه مکه را حرم قرار دهد .
منبع :  کامل الزیارات ، ص 267  

امام رضا (ع) :

ای دعبل ! برای حسین بن علی علیه السلام مرثیه بگو ، چرا که تا زنده ای تو یاور و ستایشگر مایی ، پس تا می توانی ، ازیاری ما کوتاهی مکن .
منبع :  جامع احادیث الشیعه ، ج 12 ، ص 567  

امام صادق (ع) :

امام زین العابدین (ع) بیست سال ( به یاد عاشورا ) گریست و هرگز طعامی پیش روی او نمی گذاشتند مگر اینکه گریه می کرد .
منبع :  بحار الانوار ، ج 46 ، ص 108  

امام صادق (ع) :

نزد هر کس که از ما ( و مظلومیت ما ) یاد شود و چشمانش پر از اشک شود ، خداوند چهره اش را بر آتش دوزخ حرام می کند .
منبع :  بحار الانوار ، ج 44 ، ص 285  

امام صادق (ع) :

کسی که ( در عزای حسین ) بگرید یا دیگری را بگریاند و یا آنکه خود را به حالت اندوه عزا درآورد بهشت بر او واجب است.
منبع :  جلاء العیون ، ص 463  

امام صادق (ع) :

برترین تربت زمین ، تربت سید الشهداء است .
منبع :  جواهر الکلام ، ج 8 ، ص 437  

ابی جعفر (ع) :

چهار هزار ملک ، آشفته و غم آلود تا روز قیامت بر او می گریند .
منبع :  کامل الزیارات ، ص 113  

ابی جعفر (ع) :

انس و جن و پرندگان و وحوش ( حیوانات خشکی ) بر حسین بن علی (ع) گریستند به حدی که اشک از چشمانشان جاری گشت .
منبع :  کامل الزیارات ، ص 100  

امام صادق (ع) :

کربلا را زیارت کنید و این کار را ادامه دهید ، چرا که کربلا بهترین فرزندان پیامبر را در آغوش خویش گرفته است .
منبع :  کامل الزیارات ، ص 269  

ابی عبدالله (ع) :

آسمان یک سال بعد از شهادت حسین (ع) و یحیی بن زکریا سرخ گشت ، و این گریه اش بود .
منبع :  کامل الزیارات ، ص 129

ابی عبدالله الصادق (ع) :

پس از کشته شدن حسین بن علی (ع) ، چهل روز از آسمان خاک سرخ بارید .
منبع :  کامل الزیارات ، ص 130  

ابی جعفر (ع) :

هر مؤمنی که در سوگ حسین (ع) اشک از دیده ریزد ، به حدی که بر گونه اش جاری گردد ، خداوند او را سالیان سال در غرفه های بهشت مسکن می دهد .
منبع :  کامل الزیارات ، ص 165

ابوعبدالله (ع) :

حسین (ع) را زیارت کنید و به او جفا روا مدارید ، زیرا که او سرور جوانان بهشت از میان خلایق و سید شهیدان است .
منبع :  کامل الزیارات ، ص 181
برچسب‌ها: عاشورا, زیارت عاشورا, کربلا, احادیث محرم, عاشورا از کلام معصومین
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

بدانکه اين ماه ، ماه حُزن اهل بيت عليهم السلام و شيعيان ايشان است و از حضرت امام رضا عليه السلام روايت است که چون ماه محرم داخل مى شد پدرم را کسى خندان نمى ديد و اندوه و حُزن پيوسته بر او غالب مى شد تا روز دهم چون روز عاشورا مى شد آن روز ، روز مصيبت و حزن و گريه او بود و مى فرمود امروز روزى است که حسين عليه السلام شهيد شده است .
 

اعمال شب و روز اول محرم

شب اول سید الشهدا در اقبال براى اين شب چند نماز ذکر فرموده :
 
اول : صد رکعت در هر رکعت حمد و توحيد بخواند .
 
دوم : دو رکعت در رکعت اول حمد و انعام و در دوم حمد و يس .
 
سوم : دو رکعت در هر رکعت حمد و يازده قُل هُوَاللهُ اَحَدٌ در روايت است از حضرت رسول صَلى اللهِ عَلِيهِ وَاله که هر که در اين شب اين دو رکعت نماز را بجا آورد و صبحش را که اول سال است روزه بدارد مثل کسى است که تمام سال را مُداومت به خير کرده و در آن سال محفوظ باشد و اگر بميرد به بهشت برود .
و نيز سید الشهدا براى هلال اين ماه دعاء مَبْسُوطى ذکر فرموده و اگر ممکن شود احيا بدارد اين شب را به دعا و نماز و خواندن قرآن روز اول .
 
بدانکه اول محرم اول سال است و در آن دو عمل وارد است :
 
اول : روزه است و در روايت رَيان بن شبيب از حضرت امام رضا عليه السلام مرويست که هر که در اين روز روزه بدارد و خدا را بخواند خداوند دعاى او را مستجاب کند چنانکه دعاى زکريا را مستجاب نمود .
 
دوم : از حضرت امام رضا عليه السلام منقولست که حضرت رسول صَلى اللهِ عَلِيهِ وَ اله روز اول محرم دو رکعت نماز مى کرد و چون فارغ مى شد دستها را بلند مى کرد و اين دعا را سه دفعه مى خواند :
 
اَللهُم اَنْتَ الاِْلهُ الْقَديمُ وَهذِهِ سَنَةٌ
خدايا تويى معبود ازلى و اين سال
 
جَديدَةُ فَاَسْئَلُک فيهَاالْعِصْمَةَ مِنَالشيْطانِ وَالْقُوةَ عَلى هذِهِ النفْسِ
تازه است از تو خواهم در اين سال نگهداريم را از شيطان و نيروى بر اين نفس
 
الاْمارَةِ بِالسوءِ وَالاِْشْتِغالَ بِما يُقَربُنى اِلَيْک [ياکريمُ] يا ذَاالْجَلالِ
که پيوسته به گناه فرمان مى دهد و سرگرمى بدانچه مرا به تو نزديک کند اى صاحب جلالت
 
وَالاِْکرامِ يا عِمادَ مَنْ لا عِمادَ لَهُ يا ذَخيرَةَ مَنْ لا ذَخيرَةَ لَهُ يا حِرْزَ
و بزرگوارى اى تکيه گاه کسى که تکيه گاهى ندارد اى ذخيره آنکس که ذخيره ندارد اى پناهگاه
 
مَنْ لا حِرْزَ لَهُ يا غِياثَ مَنْ لا غِياثَ لَهُ يا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ يا کنْزَ
آنکس که پناهگاهى ندارد اى فريادرس آنکس که فريادرسى ندارد اى پشتيبان آنکس که پشتيبانى ندارد اى گنج
 
مَنْ لا کنْزَ لَهُ يا حَسَنَ الْبَلاءِ ي ا عَظيمَ الرج اءِ ي ا عِز الضعَف آءِ ي ا مُنْقِذَ
آنکس که گنجى ندارد اى که آزمايشت نيکو است اى بزرگ مايه اميد اى عزت بخش ناتوانان اى نجات بخش
 
الْغَرْقى يا مُنْجِىَ الْهَلْکى يا مُنْعِمُ يا مُجْمِلُ يا مُفْضِلُ يا مُحْسِنُ
غريقان اى خلاص کننده هالکان اى نعمت بخش اى زيباپرور اى فزون بخش اى نيکوده
 
اَنْتَ الذى سَجَدَ لَک سَوادُ الليْلِ وَنُورُ النهارِ وَضَوْءُ الْقَمَرِ وَشُعاعُ
تويى که سجده کرد ( و به کمال خضوع درآمد ) برايت سياهى شب و روشنى روز و تابش ماه و شعاع
 
الشمْسِ وَدَوِى الْمآءِ وَحَفيفُ الشجَرِ يا اَللهُ لا شَريک لَک اَللهُم
خورشيد و صداى ريزش آب و بهم خوردن درخت اى خدايى که شريک ندارى خدايا
 
اجْعَلْنا خَيْراً مِما يَظُنونَ وَاغْفِرْ لَنا ما لا يَعْلَمُونَ وَلا تُؤ اخِذْنا بِما
قرارمان ده بهتر از آنچه مردم گمان کنند و بيامرز از ما آنچه را که نمى دانند و مگير ما را بدانچه
 
يَقُولُونَ حَسْبِىَ اللهُ لا اِلهَ اِلا هُوَ عَلَيْهِ تَوَکلْتُ وَهُوَ رَب الْعَرْشِ
گويند بس است مرا خدا معبودى جز او نيست بر او توکل کنم و او است پروردگار عرش
 
الْعَظيمِ امَنا بِهِ کل مِنْ عِنْدِ رَبنا وَما يَذکرُ اِلا اُولُوا الاْلْبابِ رَبنا
عظيم ايمان داريم به او و هرچه هست از نزد پروردگار ما است و اندرز نگيرند جز خردمندان پروردگارا
 
لاتُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَيْتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْک رَحْمَةً اِنک اَنْتَ الْوَهابُ
منحرف مساز دلهاى ما را پس از آنکه هدايتمان کردى و ببخش به ما از پيش خود رحمتى که براستى تويى بخشايشگر
 
شيخ طوسى فرموده که مستحب است روزه دهه اول محرم ولکن روز عاشورا امساک نمايد از طعام و شَراب تا بعد از عصر آن وقت بقدر کمى تربت تناول نمايد و سید الشهدا روايت کرده فضيلت روزه تمام ماه را و آنکه روزه او نگه ميدارد صائم آن را از هر گناهى .
 
روز سوم روزى است که حضرت يوسف عليه السلام از زندان بيرون شده هر که آن روز را روزه دارد آسان فرمايد حق تعالى بر او کارهاى مشکل را و برطرف کند از او اندوه را و در روايت نبوى صَلى اللهِ عَلِيهِ وَاله است که دعايش مستجاب شود .
 
روز نهم روز تاسوعا است از حضرت صادق عليه السلام روايت است که فرمود تاسوعا روزى بود که جناب امام حسين عليه السلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتال آن حضرت اجتماع کردند و ابن مرجانه و عُمر سعد خوشحال شدند به سبب کثرت سپاه و بسيارى لشکر که براى آنها جمع شده بود و جناب امام حسين عليه السلام و اصحابش را ضعيف شمردند و يقين کردند که ياورى از براى آن حضرت نخواهد آمد و اهل عراق او را مَدَد نخواهند نمود پس فرمود پدرم فداى آن ضعيف غريب .
 

اعمال شب و روز عاشورا

شب دهم شب عاشورا است و سید الشهدا در اقبال از براى اين شب دعا و نماز هاى بسيار با فضيلتهاى بسيار نقل کرده از جمله صد رکعت نماز هر رکعت به حمد و سه مرتبه قُل هُوَاللهُ اَحَدٌ و بعد از فراغ از جميع بگويد سُبْحانَ اللهِ وَالْحَمْدُلِلهِ وَلااِلهَ اِلا اللهُ وَاللهُ اَکبَرُ وَلا حَوْلَ وَلا قُوةَ اِلا بِاللهِ الْعَلِىِ العَظيمِ هفتاد مرتبه و در روايت ديگر بعد از الْعَلِىِ الْعَظيمِ استغفار نيز ذکر شده و از جمله چهار رکعت در آخر شب در هر رکعت بعد از حمد هر يک از آية الکرسى و توحيد و فَلَق و ناس را ده مرتبه بخواند و بعد از سلام صد مرتبه توحيد بخواند و از جمله چهار رکعت نماز در هر رکعت حمد و پنجاه مرتبه توحيد و اين نماز مطابق است با نماز اميرالمؤ منين عليه السلام که فضيلت بسيار دارد و بعد از نماز فرموده ذکر خدا بسيار کند و صَلَوات بسيار بفرستد بر رسول خدا صَلى اللهِ عَلِيهِ وَ اله و لعن کند بر دشمنان ايشان آنچه مى تواند و در فضيلت احياءِ اين شب روايت کرده که مثل آنست که عبادت کرده باشد به عبادت جميع ملائکه و عبادت در آن مقابل هفتاد سال است و اگر کسى را توفيق شامل حال شود در اين شب در کربلا باشد و زيارت امام حسين عليه السلام کند و بَيتوته نزد آن جناب نمايد تا صبح خدا او را محشور فرمايد آلوده به خون امام حسين عليه السلام در جمله شهداء با آن حضرت .
 
روز دهم ، روز عاشورا : روز شهادت اَبُوعَبْداللهِ الحُسَيْن عليه السلام و روز مصيبت و حزن ائمه اطهارعَليهمُ السلام و شيعيان ايشان است و شايسته است که شيعيان در اين روز مشغول کارى از کارهاى دنيا نگردند و از براى خانه خود چيزى ذخيره نکنند و مشغول گريه و نوحه و مصيبت باشند و تعزيت حضرت امام حسين عليه السلام را اقامه نمايند و به ماتم اشتغال نمايند به نحوى که در ماتم عزيزترين اولاد و اَقارب خود اشتغال مى نمايند و زيارت کنند آن حضرت را به زيارت عاشوراء که بعد از اين بيايد انشاءالله تعالى و سعى کنند در نفرين و لعن بر قاتلان آن حضرت و يکديگر را تعزيت گويند در مصيبت آن جناب و بگويند :
 
اَعْظَمَ اللهُ اُجُورَنا وَاُجورَکمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السلامُ
بزرگ گرداند خدا پاداش ما و شما را در سوگواريمان براى حسين عليه السلام
 
وَجَعَلَنا وَاِياکمْ مِنَ الطالِبينَ بِثارِهِ مَعَ وَلِيهِ الاِْمامِ الْمَهْدِى مِنْ الِ
و قرار دهد خداوند ما و شما را از خون خواهانش به همراه وليش امام مهدى از خاندان
 
مُحَمدٍ عَلَيْهِمُ السلامُ
محمد عليهم السلام
 
و شايسته است در اين روز مقتل بخوانند و يکديگر را بگريانند روايت شده که چون حضرت موسى عليه السلام مأمور شد به ملاقات جناب خضر و تعلم از او اول چيزى که در وقت ملاقات بين ايشان مذاکره شد آن بود که آن عالِم حديث نمود براى حضرت موسى مُصيبَتها و بلاهايى که بر آل محمد عَليهمُ السلام وارد مى شود پس گريستند هر دو و سخت شد گريستن ايشان .
 
و روايت شده از ابن عباس که گفت در ذيقار خدمت اميرالمؤ منين عليه السلام رسید الشهدام صحيفه اى بيرون آورد به خط خود و املاء پيغمبر صَلى اللهِ عَلِيهِ وَاله و خواند براى من از آن و در آن صحيفه بود مَقْتَلِ امام حسين عليه السلام و آنکه چگونه کشته مى شود و کى مى کشد او را و کى يارى مى کند او را و کى با او شهيد مى شود پس گريه کرد آن حضرت گريه سختى و مرا به گريه درآورد فقير گويد که اگر مقام را گنجايش بود مختصر مَقْتَلى در اينجا ذکر مى کردم لکن محل را گنجايش نيست هرکه خواهد رجوع کند به کتُبِ ما در مَقْتَل .
 
و بالجمله اگر کسى در اين روز نزد قبر امام حسين عليه السلام باشد و مردم را آب دهد مثل کسى باشد که لشکر آن حضرت را آب داده باشد و با آن جناب در کربلا حاضر شده باشد .
 
و خواندن هزار مرتبه توحيد در اين روز فضيلت دارد و روايت شده که خداوند رحمان نظر رحمت بسوى او کند .
 
و سید الشهدا براى اين روز دعايى نقل کرده است شبيه به دعاء عشرات بلکه ظاهر آنست که خود آن دعا باشد موافق بعضى روايات آن و شيخ از عبدالله بن سنان از حضرت صادق عليه السلام چهار رکعت نماز و دعايى نقل کرده که در اين روز در وقت چاشت بايد به عمل آورد و ما به ملاحظه اختصار ذکر نکرديم [ هرکه طالب است به زاد المعاد رجوع نمايد ]
 
و نيز شايسته است که شيعيان در اين روز امساک کنند از خوردن و آشاميدن بى آنکه قصد روزه کنند و در آخر روز بعد از عصر افطار کنند به غذايى که اهل مصيبت مى خورند مثل ماست يا شير و امثال آنها نه مثل غذاهاى لذيذه و آنکه جامه هاى پاکيزه بپوشند و بندها را بگشايند و آستين ها را بالا کنند به هيئت صاحبان مصيبت و علامه مجلسى در زادالمعاد فرموده و بهتر آنست که روز نهم و دهم را روزه ندارند زيرا که بنى اميه اين دو روز را براى بَرَکت و شماتت بر قتل آن حضرت روزه مى داشتند و احاديث بسيار در فضيلت اين دو روز و روزه آنها بر حضرت رسول صَلى اللهِ عَلِيهِ وَ اله بسته اند و از طريق اهل بيت عَليهمُ السلام در مذمت روزه اين دو روز خصوصا روز عاشورا وارد شده است و ايضا بنى اميه عليهم اللعْنَةُ از براى برکت آذوقه سال را در روز عاشورا در خانه ذخيره مى کرده اند .
 
لهذا از حضرت امام رضاعليه السلام منقول است که هر که ترک کند سعى در حوائج خود را در روز عاشورا و پى کارى نرود حق تعالى حوائج دنيا و آخرت او را برآورد و هرکه روز عاشورا روز مصيبت و اندوه و گريه او باشد حقتعالى روز قيامت را روز فَرَح و سُرُور و شادى او گرداند و ديده اش در بهشت به ما روشن گردد و هرکه روز عاشورا را روز برکت نامد و از براى منزل خود در آن روز چيزى ذخيره کند خدا آن ذخيره را براى او مبارک نگرداند و در روز قيامت با يزيد و عُبَيدُاللهِ بن زياد و عمر بن سعد عَلَيْهِمُ اللعْنَةُ محشور گردد .
 
پس بايد که در روز عاشورا آدمى مشغول کارى از کارهاى دنيا نگردد و مشغول گريه و نوحه و مصيبت باشد و امر کند اهل خانه خود را که تعزيه آن حضرت را بدارند و مشغول ماتم باشند چنانکه در ماتم عزيزترين اولاد و اقارب خود مى باشند و در آن روز امساک کند از خوردن و آشاميدن بى آنکه قصد روزه کند و در آخر روز بعد از عصر افطار کند اگر چه به شربت آبى باشد و روزه تمام ندارد مگر آنکه در خصوص آن روز روزه واجبى داشته باشد که به نذر يا مثل آن بر او واجب شده باشد که آن روز را روزه بايد بگيرد
 
و در آن روز آذوقه در خانه ذخيره نکند و نخندد و مشغول لهو و لعب نگردد .
 
و هزار مرتبه بر قاتلان آن حضرت لعنت کند و بگويد اَللهُم الْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَيْنِ عليه السلام مؤ لف گويد از کلام اين بزرگوار معلوم شد که احاديثى که در فضيلت روز عاشورا است مجعول و بر حضرت رسول صلى الله عليه و آله بسته‏اند و صاحب شفاء الصدور در شرح اين فقره از زيارت عاشورا اللهُم إِن هَذَا يَوْمٌ تَبَرکتْ بِهِ بَنُو أُمَيةَ کلام را در اين مقام بسط داده ملخصش آنکه تبرک بنى اميه به اين يوم مشئوم بر چند وجه است :
 
يکى آنکه ذخيره قوت و آذوقه را در اين روز سنت شمردند و آن آذوقه را تا سال ديگر مايه سعادت و سعه رزق و رغد عيش دانستند چنانچه در اخبار اهل بيت از باب تعريض به ايشان نهى از اين مطلب مکرر وارد شده است و ديگر اقامه مراسم عيد است از توسعه رزق بر عيال و تجديد ملابس و قص شارب و تقليم اظفار و مصافحه و تعييدات ديگر که طريقه بنى اميه و اتباع ايشان بر او جارى است و ديگر التزام بر روزه اين روز است که اخبار کثيره در فضل او وضع کرده‏اند و ملتزم به صيام اين روزند امر چهارم از وجوه تبرک به يوم عاشورا اينکه دعا و طلب حوائج را در اين روز مستحب دانسته‏اند و به جهت اين کار مناقب و فضائلى براى اين روز به جعل و وضع افترا کردند و دعاهايى چند تلفيق کرده تعليم عاصيان نمودند تا امر ملتبس و کار مشتبه شود چنانچه در خطبه‏اى که در بلاد خود در اين روز مى‏خوانند براى هر نبى وسيله و شرفى در اين روز زياد مى‏کنند مثل إخماد نار نمرود و قرار سفينه نوح و إغراق جند فرعون و إنجاء عيسى از دار يهودان چنانچه ( شيخ صدوق از جبله مکيه نقل کرده که شنيدم از ميثم تمار رضي الله عنه که فرمود و الله مى‏کشند اين امت پسر پيغمبر خود را در محرم در روز دهم و هر آينه اعداء حق سبحانه و تعالى اين روز را روز برکت قرار دهند و همانا اين کار شدنى است و پيشى گرفته است در علم خداى تعالى و من ميدانم او را به عهدى که از مولايم أمير المؤمنين عليه السلام به من رسید الشهداه تا آنکه جبله مى‏گويد گفتم چگونه مردم روز قتل حسين را روز برکت قرار دهند پس ميثم بگريست و فرمود حديثى وضع کنند که او روزى است که خداى تعالى در او توبه آدم را قبول کرد با اينکه خداى تعالى در ذيحجه توبه آدم را قبول کرد و گمان مى‏کنند که او روزى است که خداى تعالى يونس را از شکم ماهى بيرون آورد با اينکه خداى تعالى يونس را در ذيقعده از شکم ماهى بر آورد و گمان مى‏کنند که او روزى است که سفينه نوح بر جودى قرار گرفت با اينکه استواء سفينه در روز هيجدهم ذيحجه بوده و گمان مى‏کنند که او روزى است که خدا دريا را براى موسى در او بشکافت با اينکه اين کار در ربيع الاول بود ) و بالجملة با اين همه تصريح و تاکيد که در خبر ميثم شده و در حقيقت از علائم نبوت و امامت و دليل حقيت طريقه شيعه است که اخبار يقينى چنان داده است و مضمون او مطابق با واقع محسوس است عجب است که دعايى بر طبق اين اکاذب تلفيق شده و در کتب بعض بيخبران که غافل بوده‏ اند مذکور و به دست عوام داده شده و البته خواندن آن دعا بدعت و محرم است و آن دعا اين است :
 
به نام خداى بخشاينده مهربان
سُبْحانَ اللهِ مِلاْ الْمِيزانِ وَمُنْتَهَى الْعِلْمِ وَمَبْلَغَ الرضا وَزِنَةَ الْعَرْشِ
منزه است خدا به پُرى ميزان و منتهاى دانش و رسايى خوشنودى و هموزن عرش
 
بعد از دو سه سطر دارد ده مرتبه صلوات بفرستد و بگويد :
 
يا قابِلَ تَوْبَةِ ادَمَ يَوْمَ
اى پذيرنده توبه آدم در روز
 
عاشُورآءَ يا رافِعَ اِدْريسَ اِلَى السماءِ يَوْمَ عاشُورآءَ يا مُسَکنَ
عاشورا اى بالابرنده ادريس بسوى آسمان در روز عاشورا اى آرام کننده
 
سَفينَةِ نُوحٍ عَلَى الْجُودِى يَوْمَ عاشُورآءَ يا غِياثَ اِبْراهيمَ مِنَ النارِ
کشتى نوح بر کوه جودى در روز عاشورا اى فريادرس ابراهيم از آتش نمرود
 
يَوْمَ عاشُورآءَ الخ
در روز عاشورا (( تا به آخر ))
 
و شک نيست که اين دعا را يکى از نواصب مدينه يا خوارج مَسْقَط يا امثال اينها جعل کرده و تَتْميم ظلم بنى اميه را نموده تمام شد ملخص کلام صاحب شفاء الصدور و بالجمله در آخر روز عاشورا سزاوار است که يادآورى از حال حرم امام حسين عليه السلام و دختران و اطفال آن حضرت که در اين وقت در کربلا اسير اعداء و مشغول به حزن و بُکاء بودند و مصيبتهايى بر ايشان گذشته که در خاطر هيچ آفريده خُطُور نکند و قلم را تاب نوشتن نباشد وَ لَقَدْ اَجادَ مَنْ قالَ :
 
فاجِعَةٌ اِنْ اَرَدْتُ اَکتُبُها            مُجْمَلَةً ذِکرَةً لِمُدکرٍ
مصيبت بزرگى که اگر خواهم بنويسمش          به نحو اجمال براى يادآورى يادکننده
 
جَرَتْ دُمُوعى فَحالَ حائِلُها                 ما بَيْنَ لَحْظِ الْجُفُونِ وَالزبُرِ
اشکم سرازير شود و حائل گردد          ميان پلک چشم و صفحات نامه
 
وَقالَ قَلْبى بُقْيا عَلَى فَلا       وَاللهِ ما قَدْ طُبِعْتُ مِنْ حَجَرٍ
و دلم گويد ترحمى کن بر من که         به خدا سوگند من از سنگ آفريده نشده ام
 
بَکتْلَهَاالاْرْضُوَالسماءُوَما          بَيْنَهُما فى مَدامِعٍ حُمُرٍ
گريست بر آن مصيبت زمين و آسمان و هرچه                مابين آن دو است به اشکهاى خونين
 
من از تحرير اين غم ناتوانم                که تصويرش زده آتش بجانم
ترا طاقت نباشد از شنيدن                 شنيدن کى بود مانند ديدن
 
پس برخيز و سلام کن بر رسول خدا و على مرتضى و فاطمه زهرا و حسن مجتبى و ساير امامان از ذريه سید الشهدا الشهداءعَليهمُ السلام و ايشان را تعزيت بگو بر اين مصائب عظيمه با دل بريان و چشم گريان و بخوان اين زيارت را :
 
اَلسلامُ عَلَيْک يا وارِثَ ادَمَ صَِفْوَةِ اللهِ
سلام بر تو اى وارث حضرت آدم برگزيده خدا
 
اَلسلامُ عَلَيْک يا وارِثَ نُوحٍ نَبِى اللهِ اَلسلامُ عَلَيْک يا وارِثَ
سلام بر تو اى وارث حضرت نوح پيامبر خدا سلام بر تو اى وارث
 
اِبْراهيمَ خَليلِ اللهِ اَلسلامُ عَلَيْک يا وارِثَ مُوسى کليمِ اللهِ اَلسلامُ
ابراهيم خليل خدا سلام بر تو اى وارث موسى هم گفتار خدا سلام
 
عَلَيْک يا وارِثَ عيسى رُوحِ اللهِ اَلسلامُ عَلَيْک يا وارِثَ مُحَمدٍ
بر تو اى وارث حضرت عيسى روح خدا سلام بر تو اى وارث حضرت محمد
 
حَبيبِ اللهِ اَلسلامُ عَلَيْک يا وارِثَ عَلِي اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَلِى اللهِ
حبيب خدا سلام بر تو اى وارث على امير مؤ منان ولى خدا
 
اَلسلامُ عَلَيْک يا وارِثَ الْحَسَنِ الشهيدِ سِبْطِ رَسُولِ اللهِ اَلسلامُ
سلام بر تو اى وارث حسن آن امام شهيد و نوه رسول خدا سلام
 
عَلَيْک يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ اَلسلامُ عَلَيْک يَا بْنَ الْبَشيرِ النذيرِ وَابْنَ سید الشهدا
بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى فرزند مژده دهنده و ترساننده و پسر آقاى
 
الْوَصِيينَ اَلسلامُ عَلَيْک يَابْنَ فاطِمَةَ سید الشهداةِ نِسآءِ الْعالَمينَ اَلسلامُ
اوصياء سلام بر تو اى فرزند فاطمه بانوى زنان جهانيان سلام
 
عَلَيْک يا اَبا عَبْدِ اللهِ اَلسلامُ عَلَيْک يا خِيَرَةَ اللهِ وَابْنَ خِيَرَتِهِ اَلسلامُ
بر تو اى اباعبدالله سلام بر تو اى برگزيده خدا و فرزند برگزيده او سلام
 
عَلَيْک يا ثارَ اللهِ وَابْنَ ثارِهِ اَلسلامُ عَلَيْک اَيهَا الْوِتْرُ الْمَوْتُورُ
بر تو اى خون خدا و فرزند خون خدا سلام بر تو اى کشته مظلومى که انتقام خونت گرفته نشد
 
اَلسلامُ عَلَيْک اَيهَا الاِْمامُ الْهادِى الزکى وَعَلى اَرْواحٍ حَلتْ بِفِنائِک
سلام بر تو اى امام راهنماى پاک و بر آن ارواحى که به آستان تو فرود آمدند
 
وَاَقامَتْ فى جِوارِک وَوَفَدَتْ مَعَ زُوارِک اَلسلامُ عَلَيْک مِنى ما
و در جوارت رحل اقامت افکندند و با زائرانت ورود کردند سلام من بر تو تا
 
بَقيتُ وَبَقِىَ الليْلُ وَالنهارُ فَلَقَدْ عَظُمَتْ بِک الرزِيةُ وَجَل الْمُصابُ
زنده ام من و برپا است شب و روز که براستى بزرگ شد به تو مصيبت و گران شد سوگوارى
 
فِى الْمُؤْمِنينَ وَالْمُسْلِمينَ وَفى اَهْلِ السمواتِ اَجْمَعينَ وَفى
در ميان مؤ منان و مسلمانان و در ميان ساکنين آسمانها همگى و در ميان
 
سُکانِ الاْرَضينَ فَاِنا لِلهِ وَاِنا اِلَيْهِ راجِعُونَ وَصَلَواتُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ
ساکنين زمين ها (( انا لله و انا اليه راجعون )) درودهاى خدا و برکاتش
 
وَتَحِياتُهُ عَلَيْک وَعَلى ابآئِک الطاهِرينَ الطيبينَ الْمُنْتَجَبينَ وَعَلى
و تحيت هايش بر تو و بر پدران پاک و پاکيزه و برگزيده ات و بر فرزندان راهنماى
 
ذَراريهِمُ الْهُداةِ الْمَهْدِيينَ اَلسلامُ عَلَيْک يا مَوْلاىَ وَعَلَيْهِمْ وَعَلى
راه يافته شان باد سلام بر تو اى سرور من و بر ايشان و
 
[ رُوحِک وَعَلى ] اَرْواحِهِمْ وَعَلى تُرْبَتِک وَعَلى تُرْبَتِهِمْ اَللهُم لَقهِمْ
بر ارواح ايشان و بر تربت تو و بر تربت ايشان خدايا ببار بر ايشان
 
رَحْمَةً وَرِضْواناً وَرَوْحاً وَرَيْحاناً اَلسلامُ عَلَيْک يا مَوْلاىَ يا اَبا
رحمت و خوشنودى و روح و ريحانى سلام بر تو اى سرور من اى ابا
 
عَبْدِاللهِ يَا بْنَ خاتَمِ النبِيينَ وَيَا بْنَ سید الشهدا الْوَصِيينَ وَيَا بْنَ سید الشهداةِ
عبدالله اى فرزند خاتم پيمبران و اى فرزند آقاى اوصياء و فرزند بانوى
 
نِسآءِ الْعالَمينَ اَلسلامُ عَلَيْک يا شَهيدُ يَا بْنَ الشهيدِ يا اَخَ الشهيدِ
زنان جهانيان سلام بر تو اى شهيد ( راه حق ) و اى پسر شهيد و اى برادر شهيد
 
يا اَبَا الشهَدآءِ اَللهُم بَلغْهُ عَنى فى هذِهِ الساعَةِ وَفى هذَا الْيَوْمِ
و اى پدر شهيدان خدايا برسان به او از اجانب من در اين ساعت و در اين روز
 
وَفى هذَا الْوَقْتِ وَفى کل وَقْتٍ تَحِيةً کثيرَةً وَسَلاماً سَلامُ اللهِ عَلَيْک
و در اين وقت و در هر وقت تحيتى زياد و سلامى بسيار سلام خدا بر تو
 
وَرَحْمَةُاللهِ وَبَرَکاتُهُ يَابْنَ سید الشهداالْعالَمينَ وَعَلَى الْمُسْتَشْهَدينَ مَعَک
و رحمت خدا و برکاتش اى فرزند آقاى جهانيان و نيز بر شهيد شدگان با تو
 
سَلاماً مُتصِلاً مَا اتصَلَ الليْلُ وَالنهارُ السلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ
سلامى پيوسته به پيوستگى شب و روز سلام بر حسين بن
 
عَلِىٍ الشهيدِ السلامُ عَلى عَلِى بْنِ الْحُسَيْنِ الشهيدِ اَلسلامُ عَلَى
على شهيد ( راه حق ) سلام بر على بن الحسين آن شهيد ( عاليقدر ) سلام بر
 
الْعَباسِ بْنِ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ الشهيدِ السلامُ عَلَى الشهَدآءِ مِنْ وُلْدِ
عباس فرزند اميرمؤ منان آن شهيد ( والا مقام ) سلام بر فرزندان شهيد
 
اَمِيرِ الْمُؤْمِنينَ اَلسلامُ عَلَى الشهَدآءِ مِنْ وُلْدِ الْحَسَنِ اَلسلامُ عَلَى
امير مؤ منان سلام بر فرزندان شهيد حسن سلام بر
 
الشهَدآءِ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ السلامُ عَلَى الشهَدآءِ مِنْ وُلْدِ جَعْفَرٍ
شهيدان از فرزندان حسين سلام بر شهيدان از فرزندان جعفر
 
وَعَقيلٍ اَلسلامُ عَلى کل مُسْتَشْهَدٍ مَعَهُمْ مِنَ الْمُؤْمِنينَ اَللهُم صَل
و عقيل سلام بر هر شهيدى که با ايشان بود از مؤ منان خدايا درود فرست
 
عَلى مُحَمدٍ وَ الِ مُحَمدٍ وَبَلغْهُمْ عَنى تَحِيةً کثيرَةً وَسَلاماً اَلسلامُ
بر محمد و آل محمد و برسان به ايشان از جانب من تحيتى زياد و سلامى بسيار سلام
 
عَلَيْک يا رَسُولَ اللهِ اَحْسَنَ اللهُ لَک الْعَزآءَ فى وَلَدِک الْحُسَيْنِ اَلسلامُ
بر تو اى رسول خدا نيکو کند خداوند صبر تو را در سوگوارى فرزندت حسين سلام
 
عَلَيْک يا فاطِمَةُ اَحْسَنَ اللهُ لَک الْعَزآءَ فى وَلَدِک الْحُسَيْنِ اَلسلامُ
بر تو اى فاطمه نيکو کند خداوند صبر تو را در سوگوارى فرزندت حسين سلام
 
عَلَيْک يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ اَحْسَنَ اللهُ لَک الْعَزآءَ فِى وَلَدِک الْحُسَيْنِ
بر تو اى اميرمؤ منان نيکو کند خدا صبر تو را در مصيبت فرزندت حسين
 
اَلسلامُ عَلَيْک يا اَبا مُحَمدٍ الْحَسَنَ اَحْسَنَ اللهُ لَک الْعَزآءَ فى اَخيک
سلام بر تو اى ابا محمد حسن ( مجتبى ) نيکو گرداند خدا صبر تو را در مصيبت برادرت
 
الْحُسَيْنِ يا مَوْلاىَ يا اَبا عَبْدِاللهِ اَنَا ضَيْفُ اللهِ وَضَيْفُک وَجارُ اللهِ
حسين اى مولاى من اى ابا عبدالله من ميهمان خدا و ميهمان تواءم و در پناه خدا
 
وَجارُک وَلِکل ضَيْفٍ وَجارٍ قِرىً وَقِراىَ فى هذَا الْوَقْتِ اَنْ تَسْئَلَ
و پناه تواءم و براى هر ميهمان و پناهنده اى حق پذيرايى است و پذيرايى من در اين وقت اين است که از
 
اللهَ سُبْحانَهُ وَتَعالى اَنْ يَرْزُقَنى فَکاک رَقَبَتى مِنَ النارِ اِنهُ سَميعُ
خداى سبحان بخواهى که روزيم گرداند آزادى از آتش دوزخ را که براستى او شنواى
 
الدعآءِ قَريبٌ مُجيبٌ
دعا و نزديک و اجابت کننده است
 
روز بيست و پنجم : به قول جمعى از علماء در سال نود و چهار يا روز دوازدهم سال نود و پنج که آن سال را سَنَةُ الفُقَهاءِ مى گفتند حضرت امام زين العابدين عليه السلام از دنيا رحلت فرموده .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

عطشان

از القاب سید الشهدا که تشنه در کربلا به شهادت رسید . این تعبیر در روایات ، تواریخ و زیارتنامه ‌ها درباره آن امام آمده است .

مظلوم

ستمدیده ؛ از لقب ‌های سید الشهدا است که اغلب با نام او همراه است . ( یا حسین مظلوم ) . در زیارتنامه ها و احادیث ،  تکیه بر روی این لقب ، ظالم بودن حکومت اموی و سپاهی که در کربلا آن حضرت را به شهادت رساند . 

قتیل العبرات

کشته ‌ی اشک ها ؛ شهیدی که هم نامش گریه آور است و هم اشک ریختن در سوگ او ثواب دارد و موجب احیای عاشورا است .

سید الشهدا

به معنی سرور و سالار شهیدان . حماسه و ایثار ابا عبدلله چنان بود که او را بر همه ‌ی شهیدان برتری و سروری داد و شهدای کربلا را نیز بر دیگر شهیدان فضیلت بخشید و این سیادت و برتری در عرصه ‌ی ‌قیامت هم مشهود خواهد بود .

ثار الله

یعنی خون خدا . شدت همبستگی و پیوند سید الشهدا با خدا به نحوی است که شهادتش همچون ریخته شدن خونی از قبیله‌ ی خدا می ماند که جز با انتقام گیری ‌و خونخواهی او‌لیاء خدا تقاص نخواهد شد .

قتیل الله

کشته شده ای از قبیله ‌ی ‌خداوند که جز با انتقام گیری و خونخواهی اولیاء خدا تقاص نخواهد شد .

وتر الله

دارای معنی ثار الله و قتیل الله است .

خامس اصحاب کسا

پنجمین نفر از اصحاب کسا . رسول خدا بنا به دستور خداوند ، فاطمه ، علی ، حسن و حسین را جمع کرد و همه را در زیر عبایی قرار داد و آن ها را اهل بیت خود خواند .

وارث

وارث برنده ؛ وراثت حسین بن علی (ع) از انبیا و اوصیا برای آن است که خط جهاد در راه و مبارزه با باطل و ستم و طاغوت ، سرلوحه ‌ی دعوت همه‌ ی انبیا بوده است ‌و کربلا تجلی این خط ممتد درگیری حق و باطل است .

موضع سرّالله

یکی دیگر از لقب های‌ ‌سید الشهدا (ع) که اشاره به این دارد که ایشان محل نگهداری راز های خداوند است .

لدلیل علی ‌الله

حسین (ع) دلالت کننده بر وجود خداوند است .

مجاهد

یکی از لقب های سید الشهدا است که اشاره به کارزار کردن امام با کافران برای آزادی دارد . 

شهید

شاهد ، شهادت دهنده ، همچنین به معنی کشته شدن در راه خدا و دین است که یکی از لقب های سید الشهداست .

رشید

خوش قد و قامت ، رستگار ، دلیر و شجاع . یکی دیگر از لقب ها سید الشهدا است . 

غریب الغرباء

تنها و بی یاور ؛ چون امام حسین (ع) در کربلا بی یار و یاور بود و لشکر یزید او را بسیار آزار و اذیت کردند ، ایشان به غریب الغربا ، یعنی غریب ترین غریبان ملقب شده اند . 

شاهد

گواه ، حاضر ، مرد خدای تعالی ؛ اثریست که مشاهده در قلب ایجاد می کند و آن مطابق است با حقیقت آنچه در صورت مشهود بر قلب‌ ظاهر می شود . یکی دیگر از لقب ها سید الشهدا است .

حجت الله

حجت به معنای دلیل و برهان است و امام حسین (ع) برهان خداوند بر روی زمین است .

خازن الکتاب المسطور

خزانه دار قرآن ، یکی دیگر از لقب ها سید الشهدا است .

سفیر الله

فرستاده ‌ی خداوند . یکی دیگر از لقب ها سید الشهدا ست . 

عابد

عبادت کننده و یکی دیگر از لقب ها سید الشهدا . از نمونه های بارز اهمیت ایشان به عبادت ، می توان به برپا داشتن نماز ظهر عاشورا توسط ایشان اشاره کرد .

سید شباب اهل جنه

سرور جوانان بهشت . امام حسین (ع) به همراه برادرشان ، این لقب را از حضرت محمد (ص) دریافت کردند . 

سفینه النجات

امام حسین (ع) به عنوان کشتی نجات آدمیان معرفی شده است که هر کس به آن پناه بیاورد در امان است .

امام

به معنی پیشوا ، شیعیان اثنی عشری به دوازده امام اعتقاد دارند که امام حسین (ع) سومین آن هاست .

مقتول

کشته شده ؛ یکی دیگر از لقب ها سید الشهداست .

زکی

پاکیزه ، پارسا ، یکی دیگر از لقب های سیدالشهدا است .

عبدالله

بنده خاص خدا را گویند ،‌ شهیدی که عبد خداوند و مطیع اوامر الهی بود .

وصی الله

قضاء ، مقامی است که در آن نمی ‌نشیند ،‌ مگر وحی ،‌ یعنی امام یا کسی که امام او را معین کرده باشد ، وحی ‌الله به معنی تعیین شده از طرف خداوند است .

قتیل الکفره

شهید به دست کفر ، در زمانی که کفر بر حق و عدل حکومت می ‌کند و امام حسین (ع) خود را ملزم بر قیام بر علیه کفر می‌ داند .

ولی الله

ولی به معنی قرار گرفتن چیزی در کنار چیز دیگر است ، به نحوی که فاصله ‌ای در کار نباشد ؛ یعنی اگر دو چیز آن چنان به هم متصل باشند که هیچ چیز دیگر در میان آن‌ ها نباشد ،‌ ماده ولی استعمال می ‌شد ، این که در مورد قرب و نزدیکی به کار رفته است ، ولی‌الله ، به معنی قرب و نزدیکی معنوی به خداوند .

سبط پیامبر

سبط به معنی نواده است . از لقب های امام حسین (ع) ، سبط محمد النبی و سبط النبی است . امام حسین (ع ) سبط اصغر پیامبر و امام مجتبی (ع) سبط اکبر نامیده می ‌شوند .

آل الله

مقصود از آل الله و خاندان خدا ، اهل بیت پیامبر (ص) اند . امام حسین (ع) خود و دودمان پیامبر را آل الله دانسته است ، آن جا که می فرماید " نحنُ آل الله و و‏‎َرثَه رسوله "

ابوالشهداء

پدر شهیدان ، کنیه ‌ای که بر شهیدان اطلاق می ‌شود . از آن جا که امام حسین (ع) الهام بخش شهیدان راه حق بود و کربلا یش دانشگاه شهادت محسوب می ‌شد و می ‌شود ، به آن حضرت این عنوان را داده ‌اند .

ابوالاحرار

حسین (ع)‌ هم چنین لقب ابوالمجاهدین را دارد از آن جا که حسین (ع)‌ الهام بخش احرار و آزادگان است و کربلایش محل رجوع آزادگان و شیفتگان طریق هدایت است .

ابوالمجاهدین

حسین (ع)‌ هم چنین لقب ابوالمجاهدین را دارد از آن جا که حسین (ع)‌ الهام بخش مجاهدین و شهدا است و کربلایش محل رجوع مجاهدین و شیفتگان طریق هدایت است .

خامس آل عبا

از لقب ‌های سید الشهدا است که پنجمین نفر از " اصحاب کسا " است .

خون خدا

لقب سید الشهدا (ع) است و به معنی ثارالله می ‌باشد .

سلطان کربلا

از القاب سید الشهدا است به معنی بزرگ شهید کربلا

وترالموتور

یکی از القاب سیدالشهداء (ع) تنهایی اوست .

سریع العبره

یکی از القاب امام حسین (ع) به معنی این است که یادش به سرعت اشک ‌ها را جاری می ‌سازد.

قتیل اشقیاء

یکی از القاب حسین بن (ع) است . او که از خاندان خداوندی برابر دست شقی ترین مردمان به شهادت رسید و این لقب را گرفته است .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

1. جز به یکى از سه نفر حاجت مبر : به دیندار ، یا صاحب مروت ، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد
لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة : إلـى ذِى دیـنٍ ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
( تحف العقول ، ص 251 )
 
2. هر یک از دو نفرى که میان آنها نزاعى واقع می شود و یکى از آن دو رضایت دیگرى را بجوید ، سبقت گیرنده اهل بهشت خواهد بود
أیما اثْنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّة
( محجه البیصاء ج 4،ص 228 )
 
3. رستگار نمی شوند مردمى که خشنودى مخلوق را در مقابل غضب خالق خریدند
لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ الْمَخلـُوق بسَخَطِ اْلخـالِق
( تاریخ طبرى،ص 1،ص 239 )
 
4. بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است
 إنَّ شِیعَتَنا مَنْ سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کُلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ
( فرهنگ سخنان امام حسین ص/ 476 )
 
5. کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت
 لا یأمَن یومَ الْقیامَةِ إلاّ مَنْ خافَ الله فِی الدُّنیا
( مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69 )
 
6. عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند
أَعْجَزالنّاسٍ مَنْ عَجَزَ عَنِ الدُّعاء
( بحارالانوار ج/ 93 ص/ 294 )
 
7. گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است
اَلْبُکاءُ مِنْ خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ
( حیات امام حسین ج 1 /ص 183 )
 
8. آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.
مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ
( بحار الانوار ، ج 3 ، ص 397 )
 
9. بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد
اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِِ
( الدره الباهره ، ص24 )
 
10. هیچ کس روز قیامت در امان نیست ، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد
لا یأمن یوم القیامة إلا من خاف الله فی الدنیا
( بحار الانوار ،ج 4،ص 19 )
 
11. کسانی که رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.
لا أفلح قوم إشتروا مرضاة المخلوق بسخط الخالق.
( مقتل خوارزمی ،ج 1،ص239 )
 
12. کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود
من حاول اَمرا بمعصیة الله کان اَفوت لما یرجو و اَسرع لما یحذر.
( بحارالانوار ،ج78،ص120 )
 
13. کسی که برای جلب رضایت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند ی، خداوند او را به مردم وا می گذارد
من طلب رضی الناس بسخط الله وکله الله إلی الناس .
( بحارالانوار ،ج78،ص126 )
 
14. کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند
من اَحبک نهاک و من اَبغضک اَغراک
( بحار الانوار ،ج75،ص128 )
 
15. از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .
من دلائل العالم إنتقادة لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر
( بحارالانوار ،ج78،ص119 )
 
16. هیچ کس روز قیامت در امان نیست ، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد
لا یأمن یوم القیامة إلا من خاف الله فی الدنیا.
( بحار الانوار ، ج 44، ص 192 )
 
17. عقل کامل نمی شود مگر با پیروی از حق
لا یکمل العقل إلا باتباع الحق
( بحار الانوار ، ج 78، ص 127 )
 
18. حذر کن از مواردی که باید عذرخواهی کنی ، زیرا مؤمن نه کار زشتی انجام می دهد و نه به عذرخواهی می پردازد، اما منافق همه روزه بدی می کند ، و به عذرخواهی می پردازد .
یاک و ما تعتذر منه ، فإن المؤمن لا یسیء و لا یعتذر، و المنافق کل یوم یسیء و یعتذر
( بحار الانوار ، ج 78، ص120 )
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

اهمیت زیارت عاشورا / علت اهمیت زیارت عاشورا و فواید آن چیست؟

درباره زیارت حضرت سیدالشهدا روایات فراوانی وجود دارد1 و در خصوص زیارت عاشورای معروف، احادیث متعددی از امام باقر علیه‏السلام و امام صادق علیه‏السلام نقل شده است.2 امام باقر علیه‏السلام این زیارت را به یکی از اصحابش به نام «علقمة بن محمد حضری» آموزش داده است.

از آن جا که زیارت، نوعی اعلام موضع و مشخص کردن خط فکری است و آثار سازنده عجیبی دارد، آن چه به عنوان متن زیارتی خوانده می‏شود، از نظر محتوا و جهت‏دهی، از حساسیتی ویژه برخوردار است. به همین جهت، ائمه علیهم‏السلام با آموختن نحوه زیارت به یاران خود، به این عمل سازنده جهت و غنای بیشتری بخشیده‏اند؛ به گونه‏ای که زیارت‏نامه‏های رسیده از معصومان علیهم‏السلام - مانند زیارت جامعه کبیره، عاشورا، آل یاسین و ناحیه مقدسه - گنجینه‏ای از تعالیم و آموزش‏های عالی آنان است.

زیارت عاشورا - که از تعالیم امام باقر علیه‏السلام است - به سبب آثار سازنده فردی و اجتماعی و بیان مواضع فکری و عقیدتی شیعه و نشانه گرفتن خط انحراف، اهمیت ویژه‏ای دارد. شماری از دستاوردهای این زیارت عبارت است از:

1. ایجاد پیوند معنوی با خاندان عصمت و تشدید علاقه و محبت به آنان

این محبت موجب می‏شود که زائر، آن بزرگان را الگوی خویش سازد و در جهت همسویی فکری و عملی با آنان بکوشد؛ همچنان که در قسمتی از زیارت، از خدا می‏خواهد که زندگی و مرگش را یک‏سره همانند آنان قرار دهد؛ «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد».

از آن جا که این محبت به خاطر خداوند است - و خاندان عصمت از آن جهت که‏الهی و منسوب به اویند، محبوب واقع شده‏اند - مایه تقّرب به خداوند است. در قسمتی از این زیارت چنین می‏خوانیم: «اللهم انی اتقرب الیک بالموالاة لنبیک و آل نبیک».

2. پیدایش روحیه ظلم ستیزی در زائر

تکرار لعن و نفرین بر ستم‏گران در این زیارت، موجب پیدایش روحیه ظلم‏ستیزی در زائر می‏شود. او با اعلام برائت و نفرت از ستم‏گران و ابراز محبت به پیروان حق و دوستان خاندان عصمت، پایه‏های ایمان دینی خود را مستحکم می‏کند. مگر ایمان چیزی جز حب و بغض در راه خداست؛ «هل الایمان الاّ الحب و البغض»؟ موءمن واقعی در برابر ستم، بی‏موضع نیست؛ از ستم‏گر نفرت و انزجار آشکاری دارد و با مظلوم و جبهه حق، اعلام همراهی می‏کند؛ «یا اباعبدالله! انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم».

3. دوری جستن از خط انحراف

در این زیارت، ریشه‏های ظلم هدف قرار می‏گیرد؛ «فلعن الله امةً اسّست اساس الظلم و الجور علیکم اهل البیت و لعن الله امة دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم التی رتّبکم الله فیها». ستمی که در عاشورا تحقق یافت، در قلب تاریخ ستم ریشه دارد. این ظلم، یک حلقه از حلقه‏های ستمی است که با انحراف مسیر اصیل خلافت آغاز شد.

4. الهام گرفتن، درس آموختن و الگو قرار دادن اسوه‏های هدایت

در این زیارت آمده است: «فاسئل الله الذی اکرمنی بمعرفتکم و معرفة اولیائکم و رزقنی البرائة من اعدائکم، ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرة و ان یثبّت لی عندکم قدم صدق فی الدنیا و الاخرة». زائر پس از آن که به حق معرفت پیدا کرد و ستم و ستم‏گر را شناخت و از آنان دوری جست، با ثبات قدم در مکتب خاندان عصمت و پیروی عملی از آنان، خود را در مسیر سعادت دنیا و آخرت قرار می‏دهد؛ یعنی، اسوه‏ها و الگوهای هدایت را - که از سوی خداوند منصوب شده‏اند - سرمشق خود قرار می‏دهد و همگامی با آنان را می‏طلبد.

5. ترویج روحیه شهادت‏طلبی و ایثار و فداکاری در راه خدا.

6. احیای مکتب و راه و هدف خاندان عصمت.

پی‏نوشت

1. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص180.

2. مجلسی، بحارالانوار، ج101، ص290؛ سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ص38؛ شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ص 538، 542 و 547 .


برچسب‌ها: عاشورا, زیارت عاشورا, کربلا, فواید زیارت عاشورا, اهمیت زیارت عاشورا
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

ردیف

نام فایل

حجم فایل

دانلود

۱

زیارت عاشورا با صدای حاج حسن خلج

Mb 3.75

دانلود

۲

ترجمه زیارت عاشورا 

36.7 Kb

دانلود

۳

متن زیارت عاشورا همراه با ترجمه 

112 Kb

دانلود

۴

متن زیارت عاشورا برای موبایل

5.13 Kb

دانلود

زیارت عاشورا با صدای :

زیارت عاشورا (ارضی)

زیارت عاشورا (سماواتی)

زیارت عاشورا (حدادیان)

زیارت عاشورا (خلج)

زیارت عاشورا (منصوری)

زیارت عاشورا (کریمی)

دعای توسل (سازگار)

زیارت عاشورا (حبیبی)

زیارت عاشورا (سازور)

زیارت عاشورا (طاهری)

زیارت عاشورا (آهنگران)


این برنامه متن کامل زیارت عاشورا برای گوشی های موبایل می باشد. فرمت این برنامه جاوا و پسوند فایل نصبی Jar می باشد و می توانید آن را بر روی کلیه گوشی های جاوا و سیمبین نصب کنید. برای مرور دعا هم می توانید از کلیدهای جهت نما استفاده کنید و هم از کلیدهای 2 و 4 و 6 و 8 . برنامه کمی سنگین است و در اجرای اولیه لود شدن آن کمی طول می کشد. محیط برنامه و متن دعا و خط دعا بسیار زیبا طراحی شده است. عکسی از متن زیارت را می توانید در تصویر بزرگ برنامه ببینید.

منبع : تبیان


برچسب‌ها: عاشورا, زیارت عاشورا, کربلا, ترجمه زيارت عاشورا, نرم افزار زيارت عاشورا
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

ابو عبد اللّه حسين بن على بن ابى طالب(ع)، امام سوم از ائمه اثنى عشر(ع)و پنجمين معصوم از چهارده معصوم(ع)است .فرزند دوم على بن ابى طالب(ع) و حضرت فاطمه(ع)در سوم شعبان سال چهارم هجرى در مدينه منوره به دنيا آمد.مدت حملش را شش ماه و ده روز نوشته‏اند.تفاوت سن او با برادر بزرگترش امام حسن(ع)كمتر از يك سال بود.
پس از تولدش بشارت به رسول اكرم(ص)بردند و حضرت شادمانه به ديدار فرزند و فرزندزاده خود شتافت، در گوش راست نوزاد اذان و در گوش چپش اقامه گفت و نام او را با اشتقاق از نام حسن(ع)»حسين«(يعنى حسن كوچك)-كه تا آن زمان در عرف عرب سابقه نداشت-نهاد.روز هفتم ولادتش گوسفندى عقيقه كرد و فرمود موى سرش را برچينند و هم وزن آن نقره صدقه دهند.
پيامبر اكرم(ص)او را پسر و پاره تن خود، گل خوش بوى خويش و سيد جوانان اهل بهشت خواند.او را بر دوش خود سوار مى‏ كرد و به سينه خود مى‏چسبانيد و دهان و گلوى او را مى‏بوسيد و محبوبترين انسانها نزد اهل آسمانهايش معرفى مى‏كرد.
ائمه اهل سنت به اسناد متعدد روايت كرده‏اند كه رسول اللّه(ص) از شهادت و مشهد امام حسين(ع)خبر داد و نصرت او را واجب و قاتلانش را لعنت كرد.(اسد الغابة، 123، 349)حسين را از خود و خود را از حسين دانسته و فرمود: خدايا دوست بدار هر كه حسين را دوست بدارد.(صحيح ترمذى، 307/2)
عمر شريفش، 57 سال بود كه 7 سال آن در آغوش رسول اللّه(ص)، 30 سال در زمان امامت پدر و بقيه را در صحبت برادر يا در مقام امامت بود.كنيه‏اش ابو عبد اللّه و مشهورترين لقب پس از شهادتش سيد الشهداء مى‏ باشد.سجع خاتمهاى شريفش»لكل أجل كتاب«، »حسبى اللّه«و»إن اللّه بالغ أمره«بود.از او شش پسر و سه دختر به وجود آمدند كه سه پسرش در كربلا شهيد شدند و يكى از پسرانش على اوسط زين العابدين(ع) امام چهارم شيعيان است.
حسين(ع) چراغ هدايت و كشتى نجات و سالار شهيدان و ثاراللّه(كسى كه خونخواه او خدا است)مى ‏باشد، در تربت پاكش شفا و در زير قبه‏اش استجابت دعا و در زيارت قبر مطهرش ثواب بسيار روزى مى ‏شود.امام احمد بن حنبل روايت كرده است كه حسين(ع) فرمود: هر كس در مصيبت من حتى يك بار اشك بريزد خداى عز و جل بهشت را روزى او خواهد فرمود.

قيام آن حضرت بر ضد يزيد بن معاويه و امتناع از بيعت با يزيد، كه او را به هيچ وجه شايسته خلافت مسلمين نمى ‏دانست و مقاومت بى‏مانند او و يارانش در برابر سپاه يزيد و سر فرود نياوردن او به ننگ تسليم و استقبال او از شهادت در راه عقيده خود و در راه اسلام، برنامه حكومت آل ابى ‏سفيان را كه انقراض اسلام و باز گردانيدن آثار جاهليت بود نابود كرد و او را از برجسته‏ترين چهره‏هاى دينى و سياسى تاريخ اسلام نمود.
شيعيان قدر فداكارى بى‏ نظير او را در راه آرمانهاى اسلام بخوبى شناخته‏اند و ياد او را چنان گرامى مى‏ دارند كه در هيچيك از اديان و مذاهب عالم سابقه ندارد.عزادارى امام حسين(ع)و شهداى كربلا كه در سرتاسر سال بطور عموم و در ايام محرم بطور خاص در ميان شيعيان مرسوم است، به صورت رمزى براى اقامه شعائر دين و زنده نگاهداشتن شور و شوق عميق مذهبى و تمثل و مقاومت در برابر ظلم ظالمان و سرپيچى از حكم حكام جور زمان درآمده است.
شيعيان با اقامه مراسم سوگوارى بر سيد الشهداء(ع)در حقيقت از بى‏عدالتى و زورگويى نفرت مى ‏جويند و انزجار خود را از گردنكشان زمانه اظهار مى‏دارند و اشكشان بر فضيلت و تقوا و فداكارى در راه اعتقاد و لعنتشان بر رذيلت و فسق و پايمال ساختن حقوق ضعيفان است و اين تولى و تبرى را به صورت قالبى دينى و عبادى درآورده‏اند و با اين مراسم و با اين اشكها در حقيقت درخت تقوا را آبيارى مى‏كنند و آن را بارور مى ‏سازند و مهمتر از همه آنكه دين را به صورت نهادى سياسى كه سر فرود نياوردن در مقابل سلطه جويان جهان و سر فرود آوردن در برابر حكومت عدل الهى باشد در مى‏آورند.
شيعيان علاوه بر آنكه حسين(ع)را»رحمت واسعه الهى«و»باب نجات امت«مى‏دانند حكومتهاى جابر جهان را به مبارزه مى‏طلبند و عمل حسين(ع)و يارانش را سرمشق كوشش در راه عدالت و آزادى و استقلال و»اباى از ضيم«مى ‏شمارند.شهادت امام حسين(ع)حماسه شرف و فضيلت و درس ايمان و استقامت و مثل اعلاى فداكارى و حميت در راه كسب خشنودى خداوند است.
به قول ماربين فيلسوف آلمانى در كتاب سياست اسلامى حركت امام حسين از مكه به كربلا با زنان و فرزندان و استقبال از مرگ تذكارى خونين براى شيعيان بود تا از بنى اميه انتقام بگيرند.هم او گويد: تاريخ كسى را سراغ ندارد كه خود و عزيزترين كسان خود را براى احقاق حق به كام مرگ فرستد جز حسين كبير آن يگانه مردى كه دانست چگونه دولت عظيم و وسيع بنى اميه را متلاشى كند و اركان سلطنت ايشان را فرو ريزد.حادثه طف سرّ بقاى اسلام و موجب درخشندگى و تداوم تاريخ اين شريعت مقدس گرديده است.
شيخ محسن حويزى آل ابى الحب در قصيده غراى حائريه خود به همين مفهوم اديبانه(از قول امام)اشاره مى ‏كند كه:
إن كان دين محمد لم يستقم إلا بقتلي يا سيوف خذيني
اگر دين محمد جز با كشته شدن من استقامت خود را نمى ‏يابد اى شمشيرها مرا فرا گيريد.
از بعضى اخبار و روايات برمى‏ آيد كه امام حسين(ع)از صلح برادر خود امام حسن(ع)با معاويه راضى نبود ولى به احترام اينكه او برادر بزرگتر است اعتراضى نكرد.اما اين معنى از نظر مسأله امامت در اعتقادات شيعه درست نمى ‏آيد، زيرا بنا به اعتقاد شيعه امام مفترض الطاعه است و اقوال و افعال او بر حسب مصالح امت و خواست الهى صورت مى ‏گيرد و به عبارت ديگر امام معصوم و برى از خطا است و از اين رو مستوجب اعتراض نيست.
بنا به اخبار و روايات موجود امام حسين(ع)پس از وفات برادرش تا زمانى كه معاويه زنده بود، در ظاهر مخالفتى با معاويه نكرد زيرا بر حسب ظاهر و بنا بر مصلحت با معاويه بيعت كرده بود و اين بيعت اگر چه به معنى شناختن او به عنوان خليفه مسلمين نبود اما به اين معنى بود كه امام در ظاهر مخالفتى با او ندارد و نمى‏ خواهد بر ضد او قيام كند.
امام اين بيعت ظاهرى و صورى را نمى ‏خواست نقض كند و آن را به صلاح امت نمى ‏دانست.ولى اين امر به معنى موافقت و رضايت آن حضرت با اعمال خلاف حق و خلاف اسلام معاويه نبود، اعمالى از قبيل استلحاق زياد بن ابيه ، كشتن حجر بن عدى كه مردى مسلمان و متقى بود، ناسزاگويى و جسارت او به مقام حضرت امير(ع)، بيعت گرفتن براى پسرش يزيد و صرف بى‏ محابا و بى ‏حساب اموال مسلمين در راه مقاصد سياسى خود.
هنگامى كه معاويه در سال 56 ه.ق. تصميم گرفت كه پسرش يزيد را جانشين خود سازد و در زمان حيات خود براى او از مردم بيعت بگيرد تا مخالفى برايش نماند، از جمله كسانى كه بيعت ايشان بسيار مهم شمرده مى‏ شد، امام حسين(ع)و عبد اللّه بن زبير و عبد الّه بن عمر بودند.اين اشخاص در موقعيتى قرار داشتند كه محل توجه عموم و در نظر عامه شايسته وصول به مقام خلافت بودند.
هيچ يك از اين سه تن از پيشنهاد معاويه براى بيعت با يزيد استقبال نكردند و به همين جهت معاويه در سفرى كه به مكه و مدينه نمود ابتدا روى خوشى به ايشان نشان نداد اما بعد در ظاهر ايشان را بگرمى پذيرفت و در باطن تهديد كرد كه اگر در هنگام اعلام جانشينى يزيد اظهار مخالفت كنند كشته خواهند شد.با اين تهديد اين سه تن خاموش ماندند بى ‏آنكه اظهار موافقت يا مخالفتى كرده باشند.
معاويه در سال شصت هجرى از دنيا رفت و پسرش يزيد تصميم گرفت كه از اين سه تن كه در نظر مردم مدعيان خلافت بودند براى خلافت خود بيعت بگيرد و به وليد بن عتبة بن ابى سفيان حاكم مدينه نوشت تا به زور از اين سه تن بيعت بگيرد.
وليد نتوانست از ايشان بيعت بگيرد و امام و عبد اللّه بن زبير تصميم گرفتند كه از مدينه بيرون بروند و به مكه پناه ببرند زيرا مكه به دستور قرآن نبايد محل فسوق و جدال باشد و هر كس وارد آن شد بايد در امان باشد.به گفته طبرى امام حسين(ع)شب يكشنبه دو روز مانده به آخر ماه رجب سال شصت هجرى از مدينه بيرون شد و بسوى مكه به راه افتاد.فرزندان و برادران و اولاد برادران و تمام اهل بيتش با او همراهى كردند بجز محمد حنفيه كه در مدينه ماند.
سفر امام پنج روز طول كشيد و روز سوم شعبان وارد مكه شد.امام حسين(ع)در مكه مورد توجه عموم قرار گرفت و شخصيت والاى او شخصيت عبد اللّه بن زبير را تحت الشعاع قرار داد چنانكه عبد اللّه بن زبير ناچار شد هر روز با مردم ديگر نزد امام برود.
جماعتى از شيعيان و هواخواهان حضرت على(ع)در كوفه پس از شنيدن خبر مرگ معاويه در منزل سليمان بن صرد خزاعى گرد آمدند و نامه‏اى به امام حسين(ع)نوشتند كه در آن پس از اظهار خوشحالى از مرگ معاويه اظهار داشتند كه امامى ندارند و منتظر قدوم او به كوفه هستند تا شايد خداوند به وسيله او مردم را به دور حق جمع كند.پس از اين نامه، نامه‏ هاى ديگرى هم نوشتند و رسولانى فرستادند و امام را به حركت به سوى كوفه ترغيب كردند.
امام حسين(ع) در پاسخ نامه‏هاى ايشان نامه‏اى نوشت و پسر عم خود مسلم بن عقيل را فرستاد تا از وضع كوفه و احوال مردم آگاهى دهد و اگر اوضاع را مطابق نامه‏ ها و پيغامهايشان يافت او را خبر دهد تا او نيز بسوى ايشان حركت كند.
چون مسلم بن عقيل به كوفه رسيد، مردم زيادى در ابتدا با او بيعت كردند و والى كوفه از طرف يزيد كه نعمان بن بشير نام داشت بر او سخت نگرفت. مسلم به امام حسين(ع)نامه نوشت و گفت كه هر چه زودتر به سمت كوفه حركت كند.هواداران بنى اميه نامه‏اى به يزيد نوشتند و او را از ضعف و سستى نعمان بن بشير در برابر مسلم و اتباع او آگاهى دادند.يزيد پس از مشورت با سرجون كه از موالى معاويه بود، عبيد اللّه بن زياد والى بصره را مأمور كوفه كرد و دستور داد كه مسلم را تعقيب كند تا آنكه يا او را از شهر بيرون كند و يا به قتلش برساند.
عبيد اللّه بن زياد بيدرنگ روانه كوفه گرديد و به تنهايى وارد آن شهر شد و زمام حكومت را به دست گرفت و مردم را با وعده و وعيد به خود جلب كرد.مسلم سرانجام در روز هشتم يا نهم ذى الحجه سال شصت در كوفه خروج كرد و دار الاماره را محاصره كرد.اما اشراف كوفه و رؤساى قبايل كه دل با عبيد اللّه داشتند، افراد طوايف خود را از پيروى از مسلم بر حذر داشتند و در اين كار موفق شدند، چنانكه مسلم تنها ماند و به تفصيلى كه در كتب تاريخ مذكور است گرفتار و كشته شد.
امام حسين(ع)پيش از آنكه از خبر قتل مسلم آگاه گردد عازم خروج از مكه و حركت به سوى كوفه گرديد.عده‏اى از بزرگان قوم از جمله عبد اللّه بن عباس او را اندرز دادند كه در مكه بماند و به كوفه كه مردم آن قابل اطمينان نيستند نرود و حتى عبد اللّه بن عباس پيشنهاد كرد كه بجاى كوفه به يمن برود و از آنجا داعيان و مبلغان خود را به اطراف بفرستد ولى امام هيچ يك از اين پيشنهادها را نپذيرفت و در حركت بسوى كوفه جازم و مصمم ماند.
در اينجا اين سؤال پيش مى‏آيد كه مگر امام با آن همه سابقه و آگاهى كه خود از نزديك به احوال مردم كوفه داشت، خطر غدر و نفاق كوفيان را پيش بينى نمى‏كرد؟
پاسخ آن است كه قطع نظر از مسأله امامت در نظر شيعه كه به موجب آن امام از عواقب امور آگاه‏تر و بصيرتر از مردم ديگر است، امام حسين(ع)حتما عواقب خروج خود را از مكه و رفتنش را به ميان مردم كوفه تصور مى‏ كرد و بهتر از ديگران مى‏ دانست كه چگونه مردم كوفه پدر او را در برابر معاويه تقويت نكردند و چگونه برادرش را تنها گذاشتند و نزديك بود كه او را تسليم معاويه كنند.بنابر اين نامه‏هاى مردم كوفه او را اغفال نمى ‏كرد.او مى‏دانست كه مردم كوفه مى ‏توانستند از حجر بن عدى و ديگران حمايت كنند و حكومت زياد بن ابيه را گردن ننهند و سب امام على(ع) را بر بالاى منابر تحمل نكنند.امام مى ‏دانست كه كوفيان ممكن است به وعده خود وفا نكنند و او را تنها بگذارند.پس چرا به نامه‏ هاى ايشان پاسخ مثبت داد و به مذاكرات ياران و نزديكان خود توجه نكرد و با پاى خود بسوى قتلگاه شتافت؟
پاسخ آن است كه امام حسين(ع)نمى ‏توانست حكومت يزيد بن معاويه را بر مسلمين تحمل كند، چه او را اصلا شايسته خلافت نمى ‏دانست و اطاعت از مردى را كه روزگارش در لهو و لعب و شكار مى‏گذشت و حتى به فسق مشهور بود جايز نمى‏دانست.اشتهار يزيد به فسق چنان بود كه حتى عبيد اللّه بن زياد نيز به آن اقرار داشت.
هنگامى كه يزيد او را در سال 63 مأمور كرد كه به مدينه برود و عبد اللّه بن زبير را در مكه محاصره كند، عبيد اللّه از اين مأموريت سر باز زد و گفت نه! من براى اين فاسق(يعنى يزيد)دو چيز را با هم جمع نمى ‏كنم: قتل حسين فرزند رسول خدا و تاختن به كعبه، و از اين مأموريت عذر خواست.عبد اللّه بن زبير نيز پس از شنيدن شهادت سيد الشهداء(ع) سخنانى ايراد كرد و در ضمن آن گفت: »حسين(ع) كسى نبود كه قرآن را به غناء بدل سازد و گريه از ترس خدا را به حداء(نوعى آواز)مبدل كند و شرب خمر را جانشين روزه و شكار را جايگزين مجالس ذكر خداوند كند«.مقصود ابن زبير كنايه به يزيد بن معاويه و فسوق او بود(كامل، ابن اثير، 98/4، 112)و نيز رسيدن يزيد به مسند خلافت بر خلاف اصول مقرر در اسلام بود و معاويه در حيات خود با زور و تطميع براى او بيعت گرفته بود.خلافت مسلمانان امرى مهم است كه به اعتقاد شيعه بايستى به نص رسول الله (ص)يا امام معصوم(ع)باشد و به اعتقاد اهل سنت بايستى به انتخاب اهل حل و عقد مسلمانان، و از روى اختيار و آزادى باشد و هيچ يك از اين شرايط در خلافت يزيد حاصل نشده بود و اين كار معاويه راه را براى روش سلطنتى و امپراطورى كه در آن حكومت از راه ارث است نه شايستگى، باز مى‏كرد كه بر خلاف اصول و مبانى اسلامى بود.
نيز امام خود را به حق شايسته ‏تر از همه كس براى مقام خلافت مى ‏ديد و نامه‏هاى كوفيان، با آنكه قابل اطمينان نبود، براى او تكليفى شرعى ايجاد مى‏كرد تا با تمام قوا در راه انجاز مقاصد اسلامى بكوشد و هر گونه تعلل را در اين كار مخالف اين وظيفه و تكليف شرعى خود مى‏ دانست.
باز اين سئوال پيش مى ‏آيد كه اگر امام مى ‏دانست خروج او از مكه و رفتنش به كوفه خطرناك است و به اغلب احتمالات موجب قتل و شهادت او خواهد گرديد چرا خود را به مهلكه انداخت؟
در پاسخ بايد گفت كه امام با اين عمل خود مى‏خواست راه فداكارى و»اباى از ضيم«و نرفتن زير بار زور و نيز دفاع از حقيقت و پافشارى در راه عقيده را به ديگران بياموزد.اگر امام اين كار را نمى‏كرد و سر به اطاعت يزيد فرود مى‏آورد و پاسخ نامه ‏هاى كوفيان را نمى ‏داد، چگونه مى‏ توانست سربلند و با افتخار در ميان مردم زندگى كند و در جواب مردمى كه او را نمونه تقوا و مثل اعلاى يك فرد اسلامى مى‏دانستند چه مى‏گفت؟
پس امام مى‏دانست كه كشته خواهد شد و ترجيح داد كه اين امر در بيرون كعبه و مكه صورت گيرد تا توهين و هتك حرمتى به خانه خدا وارد نيايد و حرمت قرآن و اسلام محفوظ بماند.
باز هم سؤالى پيش مى‏آيد كه چرا امام مطابق اندرز عبد اللّه بن عباس به يمن نرفت كه مردم آنجا لااقل سابقه غدر و عهد شكنى نداشتند.پاسخ آن است كه امام مى ‏خواست مخالفت خود را با حكومت جور بنى‏اميه آشكارا بر جهانيان معلوم دارد و اين امر در عراق كه بزرگترين مركز تجمع اسلامى بود و شهرهاى بزرگ كوفه و بصره در آن قرار داشتند بهتر ميسر بود تا در يمن كه دور از مراكز اسلامى بود.
ابن زياد پس از قتل مسلم(ع)مرزهاى عراق را با حجاز بست و فرستاده‏هاى ديگر امام را در كوفه گرفت و كشت و سپاهى را براى گرفتن و كشتن امام حسين(ع)و اصحاب او آماده ساخت.چون خبر شهادت مسلم(ع)و ساير فرستادگان در راه كوفه به گوش امام رسيد روى به همراهان خود كرد و فرمود تا هر كه مى خواهد برگردد و او ايشان را از عهد و ميثاقى كه با او بسته بودند آزاد مى‏ كند.
بسيارى از همراهان او پراكنده شدند و فقط ياران و اهل بيت او كه از مكه با او همراه بودند باقى ماندند.
در بطن عقبه، مردى عرب به او رسيد و او را سوگند داد كه برگردد زيرا اين راهى كه ميرود بسوى شمشيرها و سر نيزه‏ها است.اگر مردمى كه به او نامه نوشته بودند راه را براى او باز مى‏كردند و امر را براى او آماده مى‏ساختند رفتن او وجهى داشت اما اكنون كه اين وضع پيش آمده است رفتن او صلاح نيست.حضرت در پاسخ فرمود: »آنچه تو گفتى بر من پوشيده نيست ولى كسى نمى ‏تواند بر امر خدا غالب شود«.آنگاه از آن محل دور شد.
در منزلى به نام»شراف«، حر بن يزيد رياحى با هزار نفر از سوى حصين بن نمير تميمى كه مأمور حفاظت مرزهاى عراق بود رسيد و گفت مأمور است تا او را پيش عبيد اللّه بن زياد ببرد.امام به او سخت پرخاش كرد و حر گفت او مأمور جنگ نيست و فقط مأمور است كه او را به كوفه ببرد.حضرت خطبه‏اى ايراد فرمود و خود را شناسانيد و نامه‏هاى كوفيان را يادآورى كرد و غدر و نفاق ايشان را متذكر شد و تأكيد فرمود كه يزيد و اتباع او از شيطان اطاعت مى ‏كنند و فساد را آشكار كرده و حدود الهى را به حال تعطيل درآورده‏اند و حرام خدا را حلال و حلال او را حرام ساخته‏اند و قيام او و آمدنش از مكه براى همين امر است.در اين ميان چهار تن از كوفه رسيدند و خبر آوردند كه اشراف كوفه با گرفتن پول و رشوه به مخالفت با امام و موافقت با يزيد برخاسته‏اند و مردم ديگر اگر چه دلهايشان با امام حسين(ع)است اما شمشيرهايشان بسوى او آخته است. نيز خبر آوردند كه قيس بن مسهر فرستاده امام به قتل رسيده است.
البته امام با آنكه خبر شهادت مسلم را شنيده بو باز عازم كوفه بود و شايد اميد مى ‏داشت كه با رفتن او به كوفه هواخواهانش قيام كنند و حكومت ابن زياد را سرنگون سازند.اما با آمدن حر بر ايشان مسلم گرديد كه ابن زياد بر اوضاع مسلط شده است و هواخواهان واقعى او در كوفه بسيار اندك هستند و در حالت اختفا بسر مى ‏برند.به همين جهت از رفتن به كوفه منصرف شد و مى‏خواست به مدينه باز گردد كه حر مانع او گرديد.در اين ميان قاصدى از ابن زياد رسيد كه امام حسين(ع)را در تنگنا بگذارد و او را در فضايى باز كه حصن و پناهگاه و آب نداشته باشد فرود بياورد تا امر بعدى او برسد.
امام بناچار روز پنجشنبه دوم محرم سال شصت و يك هجرى در محلى به نام كربلا فرود آمد و فرداى آن روز عمر بن سعد بن ابى وقاص با چهار هزار تن از سوى عبيد اللّه بن زياد رسيد و مأمور بود كه از امام حسين(ع)براى يزيد بيعت بگيرد.امام حسين(ع)پيشنهاد كرد كه راه را براى او باز بگذارند تا به مدينه باز گردد يا جاى ديگر برود.عمر بن سعد اين پيشنهاد را به ابن زياد فرستاد و او مى‏خواست بپذيرد ولى شمر بن ذى الجوشن مانع شد و گفت اگر امام حسين(ع)را رها كنند نيرو خواهد گرفت و گرفتن بيعت از او ممكن نخواهد شد.
ابن زياد پس از شنيدن سخنان شمر نامه‏اى به عمر بن سعد نوشت و گفت امام حسين(ع)يا بايد تسليم شود و يا كشته شود.فاجعه كربلا از اينجا آغاز مى‏گردد.امام حسين(ع)سر تسليم فرود نياورد و به ياران خود اختيار داد كه شبانه او را ترك كنند و او را تنها بگذارند زيرا او تسليم نخواهد شد و به قتل خواهد رسيد و از اين رو نمى ‏خواهد كه اصحاب به سرنوشت او دچار شوند.اما اصحاب و خويشان او همچنان وفادار ماندند و با دليرى بى‏ مانندى از او دفاع كردند و جان خود را در راه او باختند.شرح شجاعت و جنگ سرسختانه سيدالشهداء(ع)و اصحابش را مى‏توان در تاريخ طبرى(وقايع سال 61 هجرى)ملاحظه كرد.
دفاع دليرانه امام (ع) حيرت انگيز بود.شخصى به نام عبد اللّه بن عمار كه شاهد عينى ماجرا بوده مى‏گويد نديدم مردى كه فرزندان و اهل بيت و يارانش كشته شده باشند، قويتر و مطمئنتر و دليرتر از حسين بن على(ع) كه پيادگان دشمن مانند گوسفند از پيش او مى‏گريختند.اين شجاعت را بازماندگان او نيز از خود نشان دادند و در برابر كسانى كه ايشان را اسير كردند و در مجلس ابن زياد و يزيد - با اينكه در حال اسارت بودند - قوت نفس بى ‏مانندى از خود نشان دادند. نمونه كامل اين قدرتِ اراده و تسلط بر نفس و عدم تسليم، در وجود حضرت زينب (ع)متجلى شد كه پايدارى و سخنان تند و سخت او در برابر ابن زياد معروف است.
عبد اللّه بن زبير با اينكه خود را رقيب امام حسين (ع)مى‏ديد و با اهل بيت رسول الله(ص) عداوت خاصى داشت چون خبر شهادت او را شنيد گفت: »اگر چه خداوند كسى را آگاه نمى‏ كند كه كشته خواهد شد امام حسين مرگ شرافتمندانه را بر زندگى پست ترجيح داد...آنها كسى را كشتند كه طول شب را نماز مى ‏خواند و روزها را روزه مى ‏گرفت و در امر خلافت از آنها سزاوارتر بود و در دين و فضيلت بر ايشان برترى داشت.(تاريخ طبرى، 366/2)
شهادت حضرت سيد الشهداء(ع)و برادران و برادرزادگان و فرزندان و اصحاب بزرگوار او روز دهم ماه محرم سال شصت و يك هجرى رخ داد.زنان و كودكان خاندان رسالت همه به اسارت كوفيان درآمدند.خيمه‏ هاى آنها را آتش زدند و بر جنازه شهدا اسب تاختند و سرهاى شهيدان را از تن‏ها جدا و بر نيزه‏ها كردند.سر امام(ع) را سنان بن انس يا شمر بن ذى الجوشن از تن جدا كرده با سرهاى شهداى ديگر به كوفه نزد عبيد اللّه بن زياد برد.
اعراب بنى اسد بعد از پايان جنگ كربلا تن‏هاى بي‏ سر شهدا را دفن كردند.درباره مدفن سر امام به يقين نمى ‏توان اظهار عقيده كرد، در دمشق و مصر و كربلا مشاهدى به نام»رأس الحسين«زيارتگاه شيعيان است.
حسين بن على(ع)به حكم رسول اللّه(ص)و وصيت برادرش حسن(ع)از روز پنج شنبه 28 صفر سال 50 ه.ق. بعد از شهادت برادر به امامت رسيد و حدود 11 سال اين وظيفه خطير را عهده‏ دار بود.تربت پاكش زيارتگاه شيعيان جهان و ذكر مصيبات و گريه بر مظلوميتش پاك كننده گناهان است.مزار امام حسين(ع)را نخستين بار اعراب بنى اسد مشخص نمودند و پس از آن بارها دستخوش تبديل و تغيير و تخريب و تعمير گرديد تا به سال 767ه.ق. در عهد سلطان اويس ايلخان بناى فعلى روضه مطهره حسينى ساخته شد.

منابع
مقاتل الطالبيين، 51، 52
ارشاد، شيخ مفيد، 24/2، 137


فصول المهمه، ابن صباغ مالكى، 170، 200
اعلام الورى باعلام الهدى، امين الاسلام طبرسى، 213، 251
خصائص نسائى، 122، 124
تاريخ بغداد، 204/2
ذخائر العقبى
محب الدين طبرى
مستدرك الصحيحين، 290/2
تهذيب التهذيب، 354/2


برچسب‌ها: عاشورا, زیارت عاشورا, کربلا, احادیث محرم, زندگینامه امام حسین
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

امام(ع) در سـوم يا چهارم شعبان سال چهارم هجرى در مـدينه ديده به جهان گشـود. 6 سال در زمان جـدش, 30 سال در كنار پـدرش و 10 سال در كنار بـرادر و پـس از آن 10 سال در اوج قـدرت معاويه با وى مبارزه كرد و سـرانجام در محـرم 61 هجـرى در كـربلا به شهادت رسيد.

تولد امام حسين(ع)

امام رضا(ع) مى فرمايد: چون حسيـن(ع) متولد شد و او را نزد رسول اكرم(ص) آوردند, حضرت در گـوش هاى وى اذان و اقامه گفت و مراسـم نامگذارى به پايان رسيد. پيامبـر (ص) او را بـوسيـد و گـريه كـرد و فرمـود: ((تـو را مصيبتـى عظيـم در پيـش است. خـداوند لعنت كند كشنده او را.)) در روز هفتم نيز پس از ايـن كه برايش ((عقيقه)) كرد, از شهادت او خبـر داد و فرمـود: ((گروهـى كافـر ستمكار از بنى اميه او را خواهند كشت.))

فطرس ملك آزاد شده حسين است

از حضـرت صادق(ع) روايت شـده كه فطـرس ملكـى از حاملان عرش الهى بـود و به سبب تعلل, مغضـوب خـداوند شـد. بالـش درهـم شكسته در جزيره اى مشغول عبادت بود.
چـون جبرئيل و جمعى از فرشتگان براى تهنيت گـويـى ولادت حسيـن(ع) مىآمدند, او نيز همراه آنان آمد; خـود را به گهواره حضرت ماليد و تـوبه اش قبـول شـد و به وضع اول برگشت.
چون ((فطرس)) به آسمان بالا مى رفت, مى گفت: ((كيست مانند من, مـن آزاد شده حسيـن بـن على و فاطمه و محمد(ص) هستـم.)) شهيد مطهرى مـى گـويد: داستان فطرس ملك, رمزى است از بركت وجـود سيدالشهداء كه بال شكسته ها با تماس به او صاحب بال و پر مـى شـوند, افراد و ملتها اگـر به راستـى خـود را به گهواره حسيـن(ع) بمـالنـد, از جزايـر دور افتـاده رهـايـى يـافته و آزاد مـى شـوند.

امـام حسيـن(ع) همـراه و همـرزم پـدر و برادر

حضرت در دوران نـوجـوانى روزى وارد مسجد پيامبر(ص) شد, ديد عمر بالاى منبر است. گفت: از منبر پدرم پاييـن بيا و بالاى منبر پدرت برو. عمر گفت: پـدرم منبر نـداشت. او در هرسه جنگ حضرت علـى(ع) شـركت فعال داشت و هنگام حـركت نيـروهاى امام مجتبـى(ع) به سمت شـام, همـراه آن حضـرت در صحنه نظامـى حضـور يافت.

اوضـاع سيـاسـى و اجتمـاعى دوران امـام حسيـن(ع)

انحراف از اصـول و مـوازيـن اسلامـى, از ((سقيفه)) شروع شـد, در زمان عثمان گستـرش يافت و در زمان امام به اوج رسيـد تا جائى كه اصل اسلام تهديـد مـى شـد. براى شناخت بهتر ايـن انحراف, لازم است قبلا بنى اميه را بشناسيم.

ابوسفيان

او در فتح مكه چاره اى جز تسليـم نـداشت و پـس از 20 سال مبارزه بـا پيـامبـر(ص), به ظاهـر اسلام را پذيرفت.
روزى چشمـش به پيامبر افتاد و با خود گفت: ((ليت شعرى باى شيىء غلبتنـى)); كاش مـى دانستـم به چه وسيله اى بـرمـن پيـروز شـدى؟! پيامبر سخـن او را شنيد يا ضميرش را خـوانـد و فرمـود: ((بالله غلبتك يـا ابـاسفيـان)) روزى ابـوسفيـان در خـانه عثمــان گفت: ((يا بنى اميه تلقفوها تلقف الكره اما والذى يحلف به ابـوسفيان لاجنه و لانـار و مـازلت ارجـوهـا لكـم و لتصيـرن الـى ابنـائكـم وراثه.)) حكـومت را مانند كره (تـوپ) به يكديگر پاس دهيد. آگاه باشيد, قسـم مى خـورم نه بهشتـى و نه آتشـى در كار است. آنچه را براى شما آرزو داشتـم به وراثت به فرزندان خود بدهيد. در دوران حكومت عثمان, روزى از احد عبور مى كرد, بالگد به قبر ((حمزه بـن عبـدالمطلب)) زد و گفت: چيزى كه ديروز بـر سـر آن با شمشيـر با شما مـى جنگيـدم امـروز در دست كـودكان ما افتاده و با آن بـازى مى كنند.

دوران معاويه

مطرف بن مغيره بـن شعبه مـى گـويـد: با پـدرم به شام نزد معاويه رفتـم. پدرم هرگاه از پيش معاويه مىآمد, از او تمجيد مى كرد. يك شب ناراحت بازگشت, گفتم: چه شده؟ گفت: از نزد ناپاكتريـن افراد مىآيـم. گفتم: چرا؟ گفت: امشب به معاويه گفتـم: اكنـون (بعد از صلح با امام حسـن(ع)) پير شدى و كار در دست تـوست, بر بنى هاشـم كه اقـوامت هستند سخت نگير. او ناراحت شد و گفت: چه مـى گـويـى؟ ابـوبكر, عمر و عثمان مردند نامى از آنان باقى نماند; اما ايـن پسـر هاشـم (پيامبـر(ص)) روزى پنج بار به نام او فـرياد (اذان) مى زنند.
مسعودى مـى نـويسـد: كار اطاعت مردم از معاويه به جايـى رسيد كه هنگام رفتـن به صفين, نماز جمعه را در روز چهارشنبه اقامه كرد. معاويه به عمروبـن عاص گفت: بامن بيعت كن. گفت: بردينم مى ترسم; بيعت مى كنـم به شرط آنكه از دنيايت بهره گيرم. معاويه حكومت مصر را به او داد.
معاويه سخنـان پيـامبـر را به تمسخـر گرفت
وقتـى وارد مدينه شد و چشمـش به ((ابـوقتاده)) افتاد, گفت: چرا شما جماعت انصار به ديدنـم نيامديد؟ ابـوقتاده جواب داد: وسيله سوارى نداشتـم. معاويه با تمسخر پرسيد: شتران آبكـش خـود را چه كرديد؟ ابـوقتاده گفت: در روز بدر در جستجوى تو از دست داديـم. پيامبر فرمـود: بعد از مـن افراد ناشايست بر ما مقدم مـى شـوند. معاويه: در آن هنگام به شما چه دستـور داد؟ ابـوقتـاده: دستـور داد صبـر كنيـم. معاويه: پـس صبـركنيـد تـا او را ببينيـد.
در زمـان معاويه, آزادگـان به شهادت رسيـدند
حجربـن عدى (شخصيت وفادار به علـى(ع), و چندتـن ديگر, چـون به استاندار كـوفه اعتراض كردند, به شام احضار شـدنـد. در آنجا به آنان گفتند: على(ع) را لعن كنيد. آنان گفتنـد: ((ان الصبر علـى حـرالسيف تاءيسـر علينا مماتـدعونا اليه)); گرمـى شمشير بـر ما آسان تـر است از آنچه از مامـى خـواهيـد. آنگاه آنها را به شهادت رساندند.
ابن ابـى الحـديد مـى گـويد: زيادبـن ابيه دوستان علـى(ع) را زير هرسنگ و كلـوخـى يافت, به قتل رسانـد, دست و پاها را قطع كرد و آنان را بـردار آويخت تـا جايـى كه حتـى يك نفـر معروف در عراق باقـى نمانـد. معاويه, برخلاف حكـم پيامبـر(ص) زياد را به پـدرش ابـوسفيان ملحق كرد. در زمان او سب على(ع) به صورت سنت در آمد. علامه امينـى مـى گـويد: ((70 هزار منبر بر پا شـد كه سب علـى(ع) كنند.)) مبـارزات امـام حسيـن(ع) بـا حكومت معاويه در آن شرايط كه كسـى جراءت اعتراض نداشت, امام در برابر ستمهاى او به مبارزه برخاست. در اين مقاله, سه گـواهى تاريخـى بر ايـن امر ارائه مى دهيم.

1 ـ سخنـرانيها و نـامه هـاى اعتراض آميز

الف) مخالفت با وليعهدى يزيد
معاويه به دنبال فعاليت هاى دامنه دار براى تثبيت وليعهدى يزيـد, سفرى به مـدينه داشت و با بزرگان آنجا, بخصـوص امام حسيـن(ع) و عبـدالله بـن عبـاس, ديـدار و مـوضـوع اصلـى را مطـرح كرد.
امام با ذكر مقـدمه اى فرمـود: ((... تـو در برترى و فضيلتـى كه براى خـود قايلى, دچار لغزش شدى و... يزيد را چنان تـوصيف كردى كه گـويا شخصـى را مـى خـواهى معرفـى كنـى كه زندگـى او بر مردم پـوشيده است... يزيد را آن چنانكه هست, معرفـى كـن, يزيد جـوان سگباز و كبـوتـرباز و بـوالهوسـى است كه عمـرش با ساز و آواز و خوشگذرانى سپرى مى شود.))

ب) نگـرانـى معاويه از قيـام امـام و پـاسخ امـام
مروان بـن حكم ـ حاكـم مدينه ـ به معاويه نوشت: گروهى با حسيـن بـن علـى رفت و آمـد دارنـد و اطمينـان نـدارم او قيـام نكنـد. معاويه به امام نوشت: گزارش پاره اى از كارهاى تـو به مـن رسيده است. مـواظب خود باش و به عهد و پيمان خـود (صلح امام حسـن(ع)) وفا كـن و از تفرقه امت بپرهيز. امام نـوشت: ((... اما آنچه در باره مـن به گـوش تـو رسيده, يك مشت سخنان بـى اساس است... . از اينكه بـرضـد تـو و دوستان ستمگر و بـى دينت, كه حزب ستمگـران و بـرادران شيطـاننـد, قيـام نكـرده ام از خـدا مـى تـرسـم.
آيا تـو قاتل ((حجربـن عدى)) و يارانـش نبـودى, پـس از آنكه به آنـان امـان دادى و سـوگنـدهـاى اكيـد ياد كـردى...؟ تـو قـاتل ((عمـروبـن حمق)) آن مسلمان پارسا, كه از كثـرت عبـادت, چهره و بدنـش فرسـوده شده بود, نيستـى...؟ آيا تـو نبـودى كه زياد پسر سميه را, كه ـ پدرش مشخص نبود. ـ پسر ابـوسفيان قلمداد كردى در حـالـى كه پيـامبـر فـرمـود: (( نـوزاد به پـدر (شـرعى) ملحق مى گردد.))... و او با اتكا به قدرت تـو مسلمانان را كشت, دستها و پـاهايشان را قطع كـرد و بـر شـاخه هاى نخل به دار آويخت .... آيا تـو قاتل ((حضرمـى)) نيستـى...؟ اى معاويه, مـن هيچ فتنه اى بزرگتر و مهمتـر از حكـومت تـو بـر ايـن امت سراغ نـدارم....))

ج) سخنـرانـى افشـاگـرانه در كنگـره عظيـم حج
يكـى دو سـال قبل از مـرگ معاويه, كه فشـار نسبت به شيعيان اوج گرفت, امام حسيـن(ع) به حج مشرف شد. در منـى از صحابه و تابعان و بنى هاشـم دعوت كرد در چادرش جمع شوند. بيش از هفتصدنفر تابعى و دويست نفر صحابـى آمـدنـد. حضـرت در بخشـى از خطبه اش فرمـود: ((ديديد ايـن مرد زورگو و ستمگر (معاويه) با ما و شيعيان ما چه كرد...؟ وقتى به شهرهاى خـود برگشتيد, با افراد مورد اعتماد در ميان بگذاريد و آنان را به رهبرى ما دعوت كنيـد; زيرا مـى ترسـم حق نابود گردد.))
در تحف العقـول خطبه اى از حضـرت نقل شـده كه ظاهـرا هميـن خطبه ((منى)) مى نمايد. در بخشى از ايـن خطبه مى فرمايد: ((... شما به چشـم خود مى بينيد كه پيمانهاى الهى را مى شكنند...; ولى بيـم و هـراس به خـود راه نمـى دهيـد... . مصيبت شما عالمان امت از همه بيشتـر است. زمام امـور بايـد در دست كسانـى باشـد كه عالـم به احكام خـدا و امين بر حلال و حرام اوينـد. ... آنان را بـر ايـن مقام مسلط نساخت مگر گـريز شما از مرگ و دلبستگى تان به زنـدگـى چند روزه دنيا... .)) حضرت در پايان عرض مـى كنـد: ((پروردگارا! ايـن حـركت ما نه به خاطر رقابت بـر سر حكـومت و قـدرت و نه به منظور به دست آوردن مـال دنيـاست, بلكه به خـاطــر آن است كه نشانه هاى ديـن تـو را به مـردم نشان دهـم و اصلاحات را در كشـور اسلامى اجرا كنم....)).

2 ـ ضبط اموال دولتى

در همان ايام كاروانـى از يمـن, كه حـامل مقـدارى از بيت المال بود, از طريق مدينه رهسپار دمشق بـود. امام حسيـن(ع) آن را ضبط و در ميان مستمنـدان بنـى هاشـم و ديگران تقسيـم كـرد. آنگاه به معاويه نوشت: ((كاروانى از اينجا عبـور مى كرد كه حامل امـوال و پـارچه ها و عطـرياتـى بـراى تـو بـود تا آنها را به خزانه دمشق سرازير كنى و به خويشانت, كه تاكنون شكمها و جيبهاى خـود را از بيت المال پر كرده اند, ببخشـى. مـن نياز به آن امـوال داشتـم و آنها را ضبط كردم.)) بى شك ايـن عمل امام يك گام در جهت نامشروع نمايانـدن حكـومت معاويه و مخـالفت با آن بـود. حضـرت بـا ايـن اقـدام, خـود را ولـى امـور و صـاحب اختيـار بيت المـال دانست.
پيامبر خلق كريـم خـود را از هيچ كـس دريغ نمـى كرد, ولـى روشـى محتـاط داشت و تـا زنـده بـود بنـى اميه در حكـومت جـاى پـايـى نيافتنـد. بعد از پيامبـر در زمان عمـر, معاويه والـى شام شـد.
عثمان كه خود از بنى اميه بـود بيت المال و مناصب حكومتى را در اختيـار آنـان گذاشت و آنـان چهار عامل مهم ثـروت, روحــانيت (اجيـركـردن امثال ابـوهـريـره) و ديانت (بـا بهانه قـرار دادن پيراهـن عثمان) و قـدرت را به دست گرفتند. در ايـن امر چند چيز دخالت داشت:

1 ـ تيزهوشى معاويه
2 ـ سوء تدبير خلفا
3 ـ جهالت مردم

علت مبـارزه بنـى اميه بـا اسلام دو چيز بـود

1 ـ رقـابت نژادى كه در سه نسل متـراكـم شـده بـود.
2 ـ تباين قـوانيـن اسلام با نظام زندگى (جابرانه) روساى قريـش, خصـوصـا امـويها. قـرآن كـريـم مـى فـرمـايد:
((و ما ارسلنا فى قريه مـن نذير الا قال مترفوها انا بما ارسلتم به كافرون))(سوره سبا, آيه 34.)

حكومت فاسد يزيد

بعضـى از مفـاسـد حكـومت يزيـد عبارت است از:

1 ـ سگبازى و ميمون بازى
علاقه وافـر او به شكار و تفـريح, مانع رسيـدگـى به امـور مملكت مـى شـد و علاقه به حيـوانات, كارهاى او را به صـورت مسخـره اى در آورده بود. يك عده بوزينه داشت. يكى ابـوقيـس كنيه داشت. او را در مجلس شراب خويـش حاضر مى كرد و لباس ابريشـم و حرير مى پوشاند و به مسابقه مى فرستاد.

2 ـ ارتباط نامشروع با محارم
عبدالله بـن حنظله با عده اى به نمايندگـى از سـوى اهل مدينه به شـام آمـد تـا اوضـاع حكـومت را از نزديك ببيننـد. عبـدالله در بازگشت, گفت: ((والله ماخـرجنا علـى يزيـد حتـى خفنا ان نـرمـى بـالحجاره مـن السماء ان رجلا ينكح الامهات و البنات و الاخـوات و يشرب الخمر و يدع الصلوه والله لـولـم يكـن معى احـد لابليت لله فيه بلاء حسنا))

3 ـ شرابخوارى
يزيـد دائم الخمر بـود. به قـولـى, حتـى مردنـش در اثر افراط در نوشيدن شراب و از بيـن رفتـن كبد تحقق يافت. (در سـن 37 سالگى) او مى گـويد: ((دع المساجد للعباد تبشرها) وقف دكه الخمار تزئينا

4 ـ گرايش به مسيحيت تحريف شده
مى گـويند مادر يزيد در اصل, مسيحـى بـود. بديـن سبب, به مسيحيت گرايـش داشت. به نظر گروهى از مورخان, از جمله ((لامنـس)), بعضى از استادان يزيد از مسيحيان شام بـودند. يزيد تربيت پسرش را به يك مسيحـى سپـرد. او دربـاره شـراب مـى گـويـد:
فان حرمت يـوما على دين محمد فخذها علـى ديـن المسيح بـن مريـم

5 ـ عيش و طرب پيوسته
يك سال معاويه او را بـراى جنگ فـرستاد, شخصيت وى را بالا بـرد. سفيـان بـن عوف را نيز بـا وى همـراه ساخت.
يزيد زن مـورد علاقه اش ((ام كلثـوم)) را همراه برد. در محلـى به نام ((غذقذونه)) سـربـازان به تب و آبله مبتلا شـدنـد. يزيـد در منزلى با معشوقه اش سرگرم بـود كه خبر بيمارى سربازان را دريافت كرد. در اين هنگام اشعارى خواند كه معنايش چنين است: مـن با ام كلثـوم خـوشـم و به مـن چه ربطـى دارد كه سـربازان از آبله رنج مى برند.

6 ـ كفر
هنگام ورود اسرا به مجلـس يزيد, او فكر مى كرد ديگر رقيب ندارد, با شعر معروف ((لعبت هاشـم بالملك...)) كفر خود را آشكار ساخت. سه جنايت بزرگ در سه سال حكومت
در سـال اول حكـومت ننگيـن خـويـش, امـام حسيـن(ع) را به شهادت رساند.
در سال دوم دستـور داد مـدينه را به خاك و خـون بكشند و سه روز تمام جز خانه امام سجاد(ع) آنچه را در مـدينه بـود (مال, جان و نـامـوس مـردم) بـر سپـاهيـان خـود حلال كـرد.
در سال سـوم بـراى دستگيرى ((عبـدالله بـن زبيـر)), كه عليه او قيام كـرده و به مسجـدالحـرام پناهنـده شـده بـود, كعبه را بـا منجنيق به آتـش كشيد. با روى كار آمـدن يزيـد, اصل اسلام در خطر قرار گرفت. مردم اين خطر عظيـم را به خوبى درك نمى كردند. بديـن سبب, بايد يك مـوج ايجاد مـى شد تا براى هميشه اسلام را تضميـن و وجدان خفته مردم را بيدار كند.

امام حسين(ع) و قيامى خونين

امـام حسـن(ع) در سـال چهل و نهم هجـرى به شهادت رسيـد و امـام حسيـن(ع) امامت را عهده دار شـد. او به همان دلايل كه برادرش صلح كرده بـود, عليه معاويه قيام نكرد و در پاسخ نامه هايى كه به او نوشته شده بود, فرمود: ((وجدان مـن اجازه نمى دهد, پيمانى را كه با معاويه بسته ايـم, بشكنـم و تا معاويه زنـده است, برهمان عهد پايدار هستـم و پس از درگذشت او, در تصميم خود تجديد نظر خواهم كرد.)) معاويه در شصت هجـرى, پـس از آنكه به رغم پيمان خـود با امام حسـن(ع), يزيـد را به فـرمانروايـى مسلمانان منصـوب كرد و براى او بيعت گرفت, درگذشت.
روزى كه مروان مـى خـواست از امام حسيـن(ع) نيز براى يزيـد بيعت بگيرد, امام فرمود:
((انالله و انا اليه راجعون و علـى الاسلام السلام اذ قد بليت الامه براع مثل يزيد. )) همانا از خداييم و به سوى او باز مى گرديـم و بر اسلام بايد فاتحه خـوانـد; زيرا امت به رهبرى مثل يزيـد مبتلا شده است.
و اسلام در خطر قرار گرفت و تنها قيامى خـونيـن مى تـوانست وجدان خفته مردم را بيدار و كاخ ظلم را متزلزل سازد, امام(ع) در ايـن راه گام نهاد و براى آگاه كردن مردم كـوفه طى نامه اى اعلام كرد:
((فلعمرى ما الامام الاالعامل بالكتاب و القائم بالقسط و الـدائن بديـن الحق.)) به جانـم سوگند, امام جز كسى كه عمل به كتاب خدا كنـد و عدالت را به پـا دارد و راه حق را مـى پيمـايـد, نيست.
او, در وصيت نـامه اى كه قبل از خـروج از مـدينه به ((محمـدبـن حنفيه)) نـوشت, هـدف قيـام خـود را ايـن گـونه تـرسيـم كــرد: ((مـن بـراى طغيان و خـوددارى از قبـول حق و فساد و ستـم خـارج نشدم, بلكه براى اصلاح امـور امت جدم خارج مى شـوم. اراده كرده ام امـر به معروف و نهى از منكـر كنـم و روش جـدم و پـدرم علـى بـن ابى طالب(ع) را پيـش گيرم. در بيـن راه مكه و كـوفه (منزلگاه ذى حسـم) در خطبه اى به يـارانـش فـرمـود:
((الاتـرون الى الحق لايعمل به و الـى الباطل لايتناهـى عنه ليرغب المـومـن فـى لقاء الله محقـا فـانـى لا ارى المـوت الاالسعاده و الحياه مع الظالميـن الا برما.)) آيا نمى نگريد به حق عمل نمى شود و از باطل جلـوگيرى نمى گردد؟ بنابرايـن, اشتياق مـومـن به لقاى خدا (و شهادت طلبى) سزاوار و لازم است. مـن در ايـن وضع, مرگ را جز سعادت و زنـدگـى بـا ستمگـران را جز رنج و شكست نمـى دانــم. سرانجام امام رسالت خـويـش را با ترسيـم خط سرخ شهادت به پايان برد.

آثار قيام امام حسين(ع)

1 ـ درهم شكستـن چهارچوب ساختگى دينى كه امويان تسلط خود را بر آن پايه استوار ساخته بـودند و رسوا كردن روح لامذهبى جاهليت كه روش حكومت آن زمان بود.
2 ـ شهادت امام موجى شديد از احساس گناه در مردم به وجـود آورد و ايـن احساس پيـوسته بر افروخته ماند تا انگيزه انتقام از بنى اميه وجـود داشته باشد و در نتيجه سقوط بنى اميه و نجات ديـن از بـدعتهاى آنان, كه مـى رفت ديـن را نابـود كنـد, ثـابت بمـانـد.
3 ـ هدف معاويه بالا بردن محبـوبيت بنى اميه و از بيـن بردن محبت آل على و رسـول اكرم(ص) بود, با ايـن نهضت محبـوبيت آل علـى(ع) فزونـى يـافت و بنـى اميه منفـور شــد.
4 ـ پـس از قيـام امـام, در مكتب روح انقلابـى دميـده شد و انقلاب هايى از قبيل:
انقلاب مـدينه در روز اول محرم سال 63 هجـرى, قيام مختار در سال 66 هجرى در عراق, قيام تـوابيـن در كـوفه در سال 65 هجرى, قيام مطرف بن مغيره در سال 77 هجرى, قيام ابـن اشعث در سال 81 هجـرى و نهضت زيـد بـن علـى در سـال 122 هجـرى تحقق يافت.
ايـن روح انقلابـى مكتب همـواره در طـول تـاريخ منشاء بسيارى از انقلابها, شـورشها و قيامها عليه مستبـدان و مستكبران گرديد. در زمان مـا نيز انقلاب اسلامـى ايـران بـا الهام از آن قيـام و روح انقلابـى مكتب به رهبـرى امـام خمينـى(ره) به ثمـر رسيــد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

بسم رب الشهداء و الصديقين

السلام عليک يا اباعبدالله الحسين

 

حسين(ع) زيباترين واژه هستی

حسين(ع) خون خدا و پسر خون خدا

حسين(ع) يعنی عشق، عشق به همه خوبی ها

حسين(ع) شخصيتی است که خداوند در روز عرفه نخست به زائران سيدالشهداء نظر می کند بعد به زائران خانه خودش

حسين(ع) شخصيتی است که خداوند ثواب زيارت قبر شش گوشه او را از زيارت خانه خودش بيشتر و افزونتر قرار داده است.

حضرت امام صادق(ع) فرموده: هرکس بوسيله خواندن زيارت عاشورا، جدم حسين(ع) را زيارت کند " چه از راه دور يا نزديک" به خدا قسم خداوند هر حاجت مادی و معنوی داشته باشد به او می دهد.

چند نکته در رابطه با اين حديث قابل ذکر می باشد:

 اول اينکه گوينده مطلب يک امام معصوم است، بنابراين خيلی قابل اهميت می باشد.

دوم اينکه امام معصوم قسم می خورد که اين تأکيدی براينکه حتماٌ حاجت اين شخص را خداوند خواهد داد.

سوم اينکه می توان در صورتی که امکان نداشته باشد از نزديک امام حسين(ع) را بوسيله خواندن زيارت عاشورا زيارت کند، از راه دور اين کار را انجام دهد.

چهارم اينکه حاجات مادی و معنوی بوسيله اين زيارت توسط خداوند برآورده می گردد.

برای رسيدن به مقام قرب الهی نيز وسائل گوناگون وجود دارد ولی وسيله مطمئن، راحت، سريع و ... برای رسيدن به خداوند عشق به امام حسين(ع) می باشد.

با عشق و ارادت به سالار شهيدان کربلا می توان سريعتر و مطمئن به هدف رسيد.

برای رسيدن به محبت و عشق و علاقه امام حسين(ع) نيز راههای گوناگون وجود دارد ولی راهی که سريعتر انسان می تواند بوسيله آن به بارگاه امام حسين(ع) راه يابد، و جزو شيفتگان و عشاق سيدالشهداء گردد، از طريق خواندن زيارت عاشورا و خصوصاٌ مداومت به خواندن اين زيارت شريف می باشد.

دلايل مختلفی برای اثبات اين ادعا وجود دارد که عبارتند از :

زيارت عاشورا از احاديث قدسی می باشد. روايت صفوان در مورد زيارت عاشورا بيان کننده اين امر است که جبرئيل امين اين زيارت را از طريق خداوند متعال برای پيامبر(ص) قرائت نمود و اين زيارت از طريق معصومين به امام باقر(ع) رسيد و از طريق اين امام معصوم به دست شيعيان و دوستداران اهل بيت عصمت و طهارت(ع) رسيده است.

ائمه ما شيعيان خصوصاٌ امام زمان(ع) تأکيد به خواندن و مداومت به خواندن اين زيارت شريف داشته اند، چنانچه در ملاقاتی که سيد رشتی با امام زمان(ع) داشته اند، امام زمان به سيد رشتی می فرمايند: که چرا عاشورا نمی خوانيد و بعد سه بار می فرمايند عاشورا، عاشورا، عاشورا.(مفاتيح الجنان- شيخ عباس قمی)

علماء وبزرگان ما نيز برخواندن عاشورا و مداومت به آن تأکيدفراوان داشته اند و خود نيز اين کار را انجام می داده اند و يکی از علل موفقيت اکثر بزرگان و علماء خواندن زيارت عاشورا بوده است.

چه بسيار زيبا است که انسان در هر زوز صبح 5 دقيقه از وقت خود را برای سالار شهيدان و زيارت عاشورا قرار دهد. چه صبح و روز زيبائی خواهد بود روزی که با نام و ياد عزيز زهرا(س) شروع شود.

مطمئن باشيد که امام حسين(ع) جواب سلام شما را می دهد. فقط بايد دلت را پاک کنی تا جواب سلام امام را بشنوی و يقين داشته باشيد که جواب سلام را امام حسين(ع) می دهد، چون جواب سلام واجب است و امام معصوم محال است ترک واجب نمايد. فقط بايد گوش ما شنوا و لايق شنيدن جواب سلام ايشان باشد.

 ائمه و زيارت عاشورا :

"   امام محمد باقر(ع) به علقمه فرمود: پس از آنکه به آن حضرت با سلامی اشاره کردی، دو رکعت نماز بخوان و سپس زيارت عاشورا را بخوان. هنگامی که اين زيارت را خواندی در حقيقت او را به چيزی خواندی که هر کس از ملائکه که بخواهند او را زيارت کنند، به آن می خوانند و خداوند برای تو هزار هزار حسنه می نويسد و از تو هزار هزار سيئه محو می نمايد و تو را هزار هزار مرتبه بالا می برد و همانند کسانی می باشی که در رکاب آن حضرت به شهادت رسيدند. حتی در درجات آنها هم شريک می شوی. " (کامل الزيارات- ص 74)

"   امام صادق(ع) به صفوان می فرمايد: زيارت عاشورا را بخوان و از آن مواظبت کن، به درستی که من چند خير را برای خواننده     آن تضمين می کنم، اول زيارتش قبول شود. دوم سعی و کوشش او شکور باشد. سوم حاجات او هرچه باشد از طرف خداوند     بزرگ برآورده شود و نا اميد از درگاه او برنگردد زيرا خداوند وعده خود را خلاف نخواهد کرد." (بحارالانوار-جلد 98-ص 300)

"    در روايت ديگر می خوانيم: اگر مردم می دانستند زيارت امام حسين(ع) چه ارزشی دارد، از شدت شوق و علاقه می مردند و حسرت رسيدن به آن پاداش ها، جسم و روح آنها را پاره پاره می کرد." (بحارالانوار-جلد 101 –ص 18)

در احاديث ديگرز از معصومين تأکيد بر زيارت امام حسين(ع) کرده اند که نمونه ای ازآنها ذکر می گردد:

زيارت امام حسين(ع) مثل زيارت خدا در عرش اوست.

زيارت امام حسين(ع) بر هر مؤمنی که اقرار به امامت ايشان داشته باشد، واجب است.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 69)

کسی که امام حسين(ع) را تنها برای رضا و خوشنودی پروردگار، و نه برای کسب شهرت زيارت کند، خداوند تمامی گناهان او را پاک می کند.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 4)

اگرکسی بدون عذر موجه امام حسين(ع)  را زيارت نکند، از اهل آتش خواهد بود.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 4)

کسی که امام حسين(ع) را زيارت نکند شيعه اهل بيت نيست.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 4)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

سيّد احمد رشتى مى گويد:
تاريخ 1280 هجرى قمرى به عزم زيارت بيت اللّه از رشت به تبريز رفتم و از آنجا مركبى كرايه كرده و روانه شدم ، در منزل اوّل سه نفر ديگر با من رفيق شدند.
در يكى از منازل بين راه خبر دادند كه قدرى زودتر روانه شويم كه منزل آينده خطرناك و مخوف است كوشش كنيد كه از كاروان عقب نمانيد.
از اين جهت دو سه ساعت به صبح مانده راه افتاديم هنوز يك فرسخ نرفته بوديم كه هوا منقلب شد و برف باريدن گرفت به طورى كه رفقا هر كدام سرهاى خود را به پارچه پيچيدند و تند رفتند من هم هر چه كردم كه بتوانم با آنها بروم ممكن نبود سرانجام از آنها عقب ماندم و ناچار از اسب پياده شده و در كنار راه نشسته و متحير بودم مخصوصاً به خاطر ششصد تومان پولى كه براى هزينه سفر همراه داشتم نگرانى بيشترى داشتم .
با خود گفتم : همين جا تا صبح مى مانم و به منزل قبلى بر مى گردم و از آنجا چند نفر مستحفظ به همراه داشته خود را به قافله مى رسانم .
در اين انديشه بودم كه در برابر خود باغى ديدم كه باغبانى با بيلش برف درختان را مى ريخت تا مرا ديد جلو آمد و گفت : كيستى ؟
گفتم : رفقايم رفتند و من مانده ام و راه را نمى دانم .
به زبان فارسى فرمود: نافله
بخوان تا راه را پيدا كنى . من مشغول نافله شدم نماز شب تمام شد باز آمد و فرمود: نرفتى ؟
گفتم : واللّه راه را نمى دانم .
فرمود: جامعه بخوان .

من زيارت جامعه را از حفظ نداشتم و اكنون هم از حفظ ندارم از جا بلند شدم و زيارت جامعه را تماماً از حفظ خواندم .
باز آمد و فرمود: نرفتى و هنوز اينجايى ؟
بى اختيار گريه ام گرفت ، گفتم : آرى راه را نمى دانم .
فرمود: عاشورا
بخوان .
زيارت عاشورا را نيز از حفظ نداشتم و اكنون هم از حفظ ندارم از جا بلند شدم و مشغول زيارت عاشورا شدم و همه اش را حتى لعن و سلام و دعاى علقمه را از حفظ خواندم .
بار سوم آمد و فرمود: نرفتى و هستى ؟
گفتم : آرى نرفتم هستم تا صبح .
فرمود: من هم اكنون تو را به قافله مى رسانم . سپس رفت و بر الاغى سوار شد و بيل خود را به دوش گرفت و آمد.
فرمود: رديف من بر الاغ سوار شو. من هم پشت سر او سوار شدم و افسار اسبم را كشيدم ، اسب اطاعت نكرد.
فرمود: جلو اسب را به من بده . عنان اسب را به دست راست گرفت و راه افتاد. اسب در نهايت تمكين پيروى كرد.
سپس دست مباركش را بر زانوى من گذاشت و فرمود: شما چرا نافله نمى خوانيد؟
نافله ، نافله ، نافله ، سه بار تكرار كرد.
آنگاه فرمود: شما چرا عاشورا نمى خوانيد؟
عاشورا، عاشورا، عاشورا.
سپس فرمود: شما چرا جامعه نمى خوانيد؟
جامعه ، جامعه ، جامعه .
دقت كردم ديدم در وقت پيمودن راه به نحو دايره راه طى مى كرد يك مرتبه برگشت و فرمود: اينها رفقاى شمايند كه كنار نهر آبى فرود آمده و براى نماز صبح وضو مى گيرند.
پس من از الاغ پياده شدم و خواستم سوار اسبم شوم نتوانستم آن آقا پياده شد و بيل را در برف فرو كرد و به من كمك كرد تا سوار شدم و سر اسب را به طرف رفقايم بر گردانيد من در اين هنگام با خود گفتم اين شخص كى بود كه به زبان فارسى حرف مى زد و حال آنكه زبانى جز تركى و مذهبى جز عيسوى در آن نواحى نبود و چگونه با اين سرعت مرا به قافله رساند؟
برگشتم پشت سر خود را نگاه كردم ديدم كسى نيست .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

عالم جليل آقاى شيخ عبدالهادى حائرى مازندرانى از والد خود مرحوم حاجى ملاّ ابوالحسن نقل كرده كه من حاجى ميرزا على نقى طباطبايى را بعد از رحلتش به خواب ديدم و به او گفتم : آرزويى دارى ؟ گفت : يكى و آن اين است كه چرا در دنيا هر روز زيارت عاشورا نخواندم . و رسم سيد اين بود كه در دهه محرم زيارت عاشورا مى خواند نه در تمام سال و لذا افسوس مى خورد كه چرا تمام سال نمى خواندم .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

حاج سيد احمد (رحمة اللّه عليه ) براى من نوشت كه روز جمعه در مسجد سهله در حجره نشسته بودم . ناگاه سيد موقّر معمّمى بر من داخل شد كه قباى فاخرى و عباى قرمزى پوشيده بود، نظرى كرد به آنچه در زاويه حجره بود كمى از كتب و ظروف و فرشى بود فرمود:
براى حاجت دنيا كفايت مى كند تو را و تو هر روز صبح به نيابت صاحب الزمان عليه السلام زيارت عاشورا مى خوانى و خرجى هر ماهت را از من بگير كه محتاج احدى نباشى و قدرى پول به من داد و گفت :
اين كفايت يك ماه تو را مى نمايد.
و رفت رو به در مسجد و من به زمين چسبيده بودم و زبان من بند آمده بود و هر چه خواستم تكلّم بنمايم نتوانستم و حتى نتوانستم برخيزم تا سيد خارج شد و همين كه بيرون رفت گويا قيودى از آن بر من بود و باز شد و شرح صدرى پيدا كردم پس برخاستم و از مسجد خارج شدم آنچه تفحص كردم اثرى از آن آقا نديدم .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

چون اول باب سه حديث درباره زياد شدن رزق و روزى با زيارت امام حسين عليه السلام است لذا اين حكايت را هم مى نويسم و دليل ديگرش روضه خوانى تاجر نصرانى : عالم جليل و زاهد مسلم آقاى شيخ عبدالجواد حائرى مازندرانى فرمود كه : روزى كسى آمد خدمت خلد مكان شيخ زين العابدين مازندرانى (قدس اللّه سرّه العالى ) و از تنگى معاش خود شكايت كرد؛ شيخ به او فرمود: برو حرم حضرت اباعبداللّه عليه السلام زيارت عاشورا بخوان رزق و روزى به تو خواهد رسيد اگر نرسيد بيا نزد من ، من خواهم داد رفت . بعد از زمانى ملاقات شد گفت : در حرم مشغول خواندن زيارت عاشورا بودم كه كسى آمد وجهى به من داد و در توسعه قرار گرفتم .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

آيت اللّه سيّد نجفى قوچانى رحمه الله فرمود:
بعد از آنكه دوبار زيارت عاشورا را در اصفهان و هر بار به مدت چهل روز براى بر آورده شدن حاجتها و مطالب شرعى خود خواندم ، بحمداللّه به مراد خويش دست يافتم ، و به اين زيارت اعتقاد پيدا نمودم ، براى همين پس از رسيدن به شهر نجف اشرف در اولين روز جمعه شروع به خواندن زيارت عاشورا نمودم و اين بار غرضم ظهور حكومت امام زمان (عج ) بود البته اگر خداوند آن را از من بپذيرد تا به شهادت و يا سرورى نايل شوم و همه آنها نور على نور است . من از كسانى نيستم كه شيفته سرگرميهاى دنيا و كثافات آن باشم ، من شيفته مولاى خويش صاحب الامر (عجل ) هستم و از قيد و بندهاى جهان آزادم .
اين زيارت را هر جمعه در نجف اشرف و يا در كربلا، حتى در مسير راه مى خواندم ، و در يك سال آن را چهل جمعه مى خواندم .
خداوند را بر سرّ درونم گواه مى گيرم من امام عصر را بسيار دوست مى دارم و از خداوند خواهان توفيق خدمتگزارى ايشان و حصول سرفرازى هستم .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

يكى از علماى معروف شهر اصفهان در يادداشتهاى خود مى گويد: يكى از شبها در خواب به من الهام شد تا به فرد محترمى از اهالى شهر اصفهان كه نام او را نياورده مبلغ 45000 تومان بدهم ، و در صبح روز دوم در انجام آنچه در خواب به من دستور داده شده بود متحير شدم كه آيا آنچه را كه در خواب درك نموده بودم صحيح بوده يا خير، از مقدار اندوخته خود نيز بى خبر بودم . وقتى آنها را شمردم 45000 تومان بود به دكان آن مرد محترم رفتم (من او را مى شناختم وى صاحب دكان كوچكى بود) آنجا دو نفر را در مقابل دكانش ديدم در اولين فرصتى كه يافتم به صاحب دكان گفتم : با تو كارى دارم ، تقاضا دارم با من به مكانى بيايى و سريع باز گرديم ، او را به مسجد النبى واقع در خيابان ((جى )) بردم . كارگران و بنايان در مسجد مشغول تعمير بودند، در يكى از گوشه هاى مسجد رو به قبله نشستيم ، به او گفتم : به من امر شده غم و غصه و مشكلى را كه هم اكنون در آن به سر مى برى از تو برطرف كنم ، از تو مى خواهم مشكلت را برايم بازگو كنى ، به او بسيار اصرار كردم ، ليكن از گفتن سرباز زد، سرانجام مبلغ را به وى دادم ، ولى مقدار آن را به او نگفتم ، مرد گريان شد و گفت : من مبلغ 45000 تومان مقروضم ، نذر كردم هر روز صبح به مدت چهل روز بعد از نماز صبح زيارت عاشورا بخوانم ، و امروز آخرين آن را خواندم .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

شيخ محمد حسن انصارى اخوى زاده و داماد سرآمد فقها، شيخ مرتضى انصارى داراى چند فرزند بود، سومين فرزند ايشان ((شيخ مرتضى )) معروف به شيخ كبير از اهل علم و فضل بود و در نجف به سر مى برد، وى در سال 1289 ه‍ به دنيا آمد، و در سال 1322 ه‍ در دزفول در سن 33 سالگى فوت نمود، اين شيخ جليل القدر حرص و ولع ويژه اى نسبت به خواندن زيارت عاشورا در صبح و شب داشت ، پس از مرگش بعضى از يارانش او را در عالم خواب ديدند، از او پرسيدند: بهترين و نافع ترين اعمال آنجا كدام است ؟ در پاسخ سه بار فرمود: زيارت عاشورا.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

عالم جليل القدر و متقى مرحوم آيت اللّه نجفى قوچانى رحمه الله از طلاب برجسته خراسانى بود و در ضمن ياد داشتهاى خاطراتش در اصفهان كه به مدت چهار سال از سال 1314 ه‍ ق الى 1318 تداوم داشت مى نويسد:
وقتى به شهر اصفهان آمدم ، شبى در خواب چهره مرگ را به صورت يك حيوان در ابعاد يك ((
گوسفند)) ديدم عمرش بالغ بر يك سال بوده و به دنبال او سه و يا چهار عدد از بچه هاى كوچكش در هوا در حال سير و حركت بودند، در اثناى حركتشان از روى منزل ما در قوچان گذشتند و يكى از گوسفندان بر روى منزل ما از حركت باز ايستاد.
براى پدرم نوشتم : نامه اى برايم ارسال كند و احوال خود را در آن شرح دهد؛ زيرا نگران او بودم پس از ارسال نامه ، از پدر نامه اى دريافتم در آن گفته بود همسرش فوت نموده .
و نيز مى نويسد: قبل از ده سال مبلغ دوازده تومان براى اداى مخارج زيارت به عتبات مقدس قرض كرده بود
ولى به دليل ((ربا)) بدهى او به هشتاد تومان رسيده بود، و همه دارايى پدرم به اين مقدار نمى رسيد، من تصميم گرفتم زيارت عاشورا را به مدت چهل روز بر بام مسجد سلطان صفوى بخوانم و سه حاجت را طلب كردم :
اول : اداى بدهى پدرم
دوم : طلب آمرزش
سوم : افزون شدن علم و اجتهاد
قبل از ظهر شروع به خواندن مى نمودم و قبل از زوال ظهر آن را تمام مى نمودم ، خواندن آن دو ساعت به طول مى انجاميد پس از اتمام چهل روز و تقريباً بعد از يك ماه پدرم به من نوشت : امام موسى بن جعفر عليه السلام قرض مرا ادا كرد، به او نوشتم : خير، امام حسين عليه السلام آن را ادا كرد، و همگى آنها يك نور واحدند.
وقتى سرعت تأ ثير زيارت را در بر آورده شدن حاجتها در مسايل دشوار ديدم و قلباً از تأ ثير گذارى آن در برآورده شدن حاجتها اطمينان يافتم ، عزم خود را جزم كردم تا آن را در روزهاى ماه محرم الحرام و ماه صفر براى حاجت مهمترى به مدت چهل روز بخوانم ، لذا با تلاش و كوشش بسيار و با احتياط كامل بر بام مسجد سلطان مى رفتم ؛ و رو به قبله و زير آسمان بودن را مراعات مى كردم ، بعد از سپرى شدن روزها، و ختم چهل روز، در خواب بشارت دهنده اى را ديدم كه مى گفت : به مراد خود رسيدى . و در صبحگاه در قلبم شور خاصى پديدار گشت ، و اين چند بيت را سرودم :

زمان قبض گذشت ، انبساط جلوه گر آمد
درخت صبر قوى گشت ، باز بر ثمر آمد
چو كوه شو، سر تسليم بيش و راضى شو
به لطمه شب و روز فلك كه ماه بر آمد
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

آقاى ... مى نويسد دوبار با مشكلات دشوارى مواجه شدم كه با خواندن زيارت عاشورا همه مشكلاتم حل شد.
اولين توسل :
با سه مشكل مهم رو به رو شدم ، و به شدت از آنها متأ ثر شدم .
1 براى خريد منزل دويست هزار تومان مقروض بودم و در طى نه سال قادر به اداى قرض نبودم .
2 با مشكل سخت ديگرى مواجه شدم كه قادر به گفتن آن نيستم .
3 از لحاظ رزق و روزى در مضيقه بودم .
اين مشكلات به من بسيار فشار مى آوردند و براى حل آنها از همه چيز نا اميد شدم ، به حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام متوسّل شدن و به ذهنم خطور كرد كه زيارت عاشورا به مدت چهل روز بخوانم ، و ثوابش را به حضرت نرجس خاتون اهدا كنم ، و با شفاعت اين خاتون نزد فرزندش امام زمان همه اين مشكلات حل شود.
توسل را به اين ترتيب آغاز كردم :
هر روز بعد از نماز صبح زيارت امين اللّه را به قصد زيارت حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام مى خواندم و سپس زيارت عاشورا را با صد بار لعن و صد بار سلام مى خواندم و سجده زيارت را به جاى مى آوردم ، و دو ركعت نماز زيارت را مى خواندم پس از آن دعاى معروف به دعاى علقمه را مى خواندم ، در روز بيست و هشتم و به طريقه اى شگفت مشكل دوم من حل شد.
در روز سى و هشتم يكى از دوستانم كه به قرض منزلم آگاه بود آمد و حالم را پرسيد، سپس مبلغ دويست هزار تومان به من داد و گفت : اين مبلغ براى قرض منزل توست .
بعد از چهل روز وضع اقتصادى من نيز بهتر شد، و پس از آن با مشكل اقتصادى مواجه نشدم .
دومين توسّل :
پس از گذشت يك سال از اولين توسّل ، با مشكل ديگرى مواجه شدم : يكى از تجار تهران نزد من آمد و گفت : ما كالاهاى بسيارى براى شما مى فرستيم تا بفروشى و مبالغ آن را ارسال كنى . با بعضى از دوستان و تجار در اين باره مشورت كردم گفتند: مبلغ هفتصد هزار تومان به عنوان پيش پرداخت براى او بفرست تا رضايت او را جلب كنى ، من نيز مبلغ يكصد هزار تومان از قرض الحسنه تهيه كردم و يكى از دوستان پانصد هزار تومان به من داد، به هر حال براى او مبالغ را جور كردم و فرستادم و به مدت سه روز منتظر ماندم تا اجناس برسد، اما متأ سفانه برايمان آشكار شد كه تاجر از حقه بازان بوده ، و پس از گرفتن پولها از بانك متوارى شده و بدهى بسيارى دارد كه بالغ بر هفتاد ميليون تومان مى شود... مدّت سه ماه دنبال او جستجو كرديم ولى اثرى از او نيافتيم تا ما را به او برساند.
با استفاده از اولين تجربه ام كه آن را از خواندن زيارت عاشورا به دست آورده بودم ، اين بار نيز با همان نيّت و با همان سبك متوسل شدم ، پس از بيست روز اين تاجر با من تلفنى تماس گرفت و مبلغ را پس داد، بعد از چند روز او را بازداشت كردند و به تهمت حقه بازى و مال مردم خورى به زندان انداختند، و هيچ طلبى به ديگران مسترد نشد.
مايلم متذكر شوم كه در هر دو بار با قلبى اندوهگين و با قطع اميد از همه به وسيله اين زيارت به سرور شهيدان متوسل شدم .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

آقاى حاج سيّد حسن فرزند مرحوم سيّد رضا غرضى ساكن در شهر اصفهان ، و يكى از تجار آنجا مى گويد: از پدر مرحوم من مقدارى از سهم هاى شركت هاى توليدى را در سال 1325 به سرقت بردند و بعد از مدتى قادر به شناسايى سارق شدند و او را به پليس تحويل دادند و پس از مدتى به دادگاه بردند و به شش ماه حبس محكوم كردند، ولى سارق به سهم هاى به سرقت رفته اعتراف نكرد.
پدرم به زيارت عاشورا متوسل شد و هر روز پس از نماز صبح زيارت را با صد بار لعن و صد بار سلام و بعد از آن دعاى علقمه را مى خواند. او به مدت چهل روز پى در پى اين كار را كرد ولى هيچ خبرى از سهم ها به ما ندادند، پدرم نيز خواندن زيارت را قطع ننمود، تقريباً روز پنجشنبه خواهرم كه بالغ بر يازده سال بود در خواب ديد: چهار مرد و يك زن علويّه كه در ميان آنها بود از مقابل يك دكان نانوايى گذشتند، و به خواهرم سلام كردند و گفتند: به پدرت بگو سهم ها به او مسترد مى شوند اما بايد به عهدش وفا كند.
از اين خواب مدتى گذشت ، سارق خواسته بود مقدارى از سهم ها را در بازار بفروشد و همانطور كه مى دانيد هر سهمى شماره اى دارد و چون روزنامه ها از قبل شماره هاى به سرقت رفته سهم ها را منتشر كرده بودند مشترى سهم ها به وسيله اين شماره ها فهميده بود كه مالك اصلى اين سهم ها سيّد رضا غرضى است و فروشنده همان شخصى است كه به مدت شش ماه محكوم به حبس شده ، بعد از آن او را مجبور كردند تا بقيه سهم ها را نيز تحويل دهد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

يكى از خطبا و وعّاظ مى نويسد:
قبل از چند سال يك دوست جوان و مؤ من نزد من آمد و حاجت حل نشده اى را مطرح كرد، او گفت : چندى قبل قصد ازدواج كردم ، ليكن هر بار با مشكلات و سختيهايى مواجه شدم . به او گفتم : چون شما نزد كسانى رفته اى كه در شأ ن و مقامت نيستند.
گفت : چنين نيست ، و اگر باور نمى كنيد شما برايم پا پيش گذار و از يك خانواده در شأ ن و مقام من برايم خواستگارى كن .
نزد دوستم رفتم كه مطمئن بودم به من پاسخ مثبت مى دهد، از او دخترش را براى اين جوان مؤ من خواستم ، در ابتدا موافقت كرد، و بعد از مدتى گفت : مى خواهم استخاره كنم ، و متأ سفانه پاسخ منفى داد.
اين ماجرا مرا بسيار اندوهگين كرد، و دوستم به من گفت : ديدى حق با من بود؟ به او گفتم : خودت را ناراحت نكن ، براى برطرف شدن مشكلات بعد از اداى نماز صبح و تعقيبات آن زيارت عاشورا را با صد بار لعن و صد بار سلام بخوان .
شروع به خواندن زيارت كرد، در روز بيست و هفتم خوشحال نزد من آمد و گفت : نزد يكى از خانواده ها رفتم ، و موافقت كردند. آنها و من در نهايت رضايت به سر مى بريم و امروز عصر مراسم خواستگارى برگزار مى شود، مى خواهم شما يكى از شاهدان آن باشيد. به او گفتم : پس سيزده روز باقى مانده را فراموش نكن ، شما زندگى مشترك خود را به بركت زيارت عاشورا آغاز كردى ، و در هر زمانى كه با مشكلى در زندگى مواجه شدى براى برطرف شدن آن به زيارت عاشورا متوسل شو، انشاءاللّه حاجت تو بر آورده شود.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

در ماه صفر سال 1409 ه‍ به شهر شيراز رفتم و در خانه حاج مسيح ... اقامت گزيدم ، او مرا مطلع كرد كه : در طى سى سال من هميشه زيارت عاشورا را مى خوانم و دخترى متأ هل در شهر دزفول دارم برايم نوشته كه منزلى در شيراز براى او بخرم ، ولى موفق به اين كار نشدم ، بسيار متأ ثر و غمگين شدم ؛ زيرا نتوانستم خواسته اش را بر آورده كنم .
در روز تولد امام على بن موسى الرضا عليه السلام در يكى از منازلى كه درآن مراسم دعا و توسل بر پا بود بسيار گريستم و حاجت خود را عرضه داشتم .
پس از چند روز، خواهرم نزد ما آمد و به من گفت : مردى را ديدم زمين هايى را تقسيم مى كند، و به قيمت مناسب مى فروشد، من نيز براى شما قطعه زمينى را خريدم .
مشغول ساختن آن شدم ، و خواندن زيارت عاشورا را فراموش نمودم .
در يكى از روزها، صبح زود، دخترم تلفنى با من تماس گرفت و گفت : خواندن زيارت عاشورا را ترك كردى ؟ گفتم : چطور؟
گفت : در عالم خواب امام و سرور آزادگان عليه السلام را در صحن و يا در حرم ديدم ، در شكوه و عظمتى وصف ناشدنى داشت و اطرافش اشخاص بسيارى با جاه و جلال بودند، پرسيدم : اينان كيستند؟
گفتند: اينان دوستدار پيشواى سرور آزادگان عليه السلام هستند، به دنبال شما در ميان آنها جستجو كردم ولى شما را نيافتم گفتم : پدرم علاقه شديدى به امام حسين عليه السلام دارد و دايم زيارت عاشورا را مى خواند چرا او را در بين شماها نمى بينم ؟ گفتند: از چند روز قبل ارتباطش با ما قطع شده ، ولى دوباره ارتباطش با ما برقرار مى شود.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

خانم علويّه اى مى گويد: براى زيارت به آرامگاه حضرت زينب ، و حضرت رقيه عليهماالسلام مشرف شدم ، شيفته زيارت سرور شهيدان شدم ، مشغول خواندن زيارت عاشورا بودم و با حالت روحى خاصى مى گريستم ، يك بار وقتى مشغول خواندن و گريستن بودم ، ديدم گويى دريچه اى برايم گشوده شد و به عالم آخرت پا گذاشتم ، در آن حالت بيدار بودم ، ولى شاهد آن واقعه بودم ، مانند آن كه آن را در عالم خواب ديده باشم :
عده اى از زنان را به همراه مادرم ديدم ، و در اين اثنا بانويى بلند قامت با ظاهرى محترم آمد؛ زنان گرد او را فرا گرفتند، هر يك از آنها حاجت و مشكلش را به وى عرضه مى داشت ، من نيز حاجتم را به او عرضه داشتم ، سپس به او گفتم : چرا به مجلس عزادارى ما كه در آن زيارت عاشورا را مى خوانيم نمى آيى ؟
ايشان فرمود: من در مجلس شما شركت مى كنم ، نشانه و دليل را به من داد. ايشان فرمود: پسر خاله تو و همسرش در مجلس شما حاضر شدند، و براى برطرف شدن حاجتشان نذر كردند كه در حضور يافتن در مجلس زيارت عاشورا و خواندن آن نزد شما تدام داشته باشند. به وسيله خواندن زيارت عاشورا حاجتشان بر آورده شد و منزل جديدى ساختند، بعد از آن در جلسه هاى خواندن زيارت عاشورا حاضر نشدند و آن را نمى خوانند.
و من مؤ لف صاحب نذر را مى شناسم ، داستان را با همه تفاصيل آن براى او بازگو كردم ، رنگش تغيير نمود و گريست ، به همسرش گفت : گوش كن چه مى گويد و از كجا خبر مى دهد؟! مرد بسيار متأ سف و اندوهگين شد، گفت : اينها كه گفتى درست است ، ما را مشكلات دنيا فرصتى نمى دهد تا نذرمان را ادا كنيم .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

در سفر به شهر يزد براى به دست آوردن نسخه اى شرح دار براى زيارت عاشورا در كتابخانه مرحوم وزيرى با جناب شيخ على اكبر سعيدى پيشنماز مسجد طهماسب كه شيخى است صالح ، باقار، و از همنشينان شيخ غلامرضا يزدى ، كسى كه براى امرار معاش از دسترنج خويش كسب روزى مى نمايدملاقات كردم .
به من گفت : مرحوم حاج ابوالقاسم با دخترى زرتشتى پس از مسلمان شدن ازدواج كرد ولى فرزندى به دنيا نمى آورد، بعد از بيست سال به او خواندن زيارت عاشورا را آموختند. آن را چهل روز همراه با صد بار لعن و صد بار سلام و دعاى علقمه خواند. پس از آن خداوند بر او منت نهاد و او را فرزندى ((
پسر)) عنايت فرمود.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

در روز جمعه مصادف با 26 ذى قعده سال 1412 نزد آيت اللّه بهجت رفتم و از ايشان خواستم براى من از زيارت عاشورا بگويد البته قبلاً مى دانستم او هميشه زيارت عاشورا را مى خواند براى ايشان توضيح دادم كه من مى خواهم مجموعه اى از داستهانهاى كسانى كه زيارت عاشورا را خواندند و به صورتى شگفت به حاجت خود دست يافتند را جمع آورى كرده و چاپ نمايم .
ايشان فرمود: مضمون زيارت عاشورا گواه و روشن كننده عظمت آن است ، مخصوصاً وقتى آنچه در سند زيارت از صفوان از امام صادق عليه السلام روايت شده را ملاحظه مى كنيم كه گفته شده : زيارت عاشورا را بخوان و در خواندن آن استمرار داشته باش ، من به خواننده آن چند چيز را تضمين مى كنم :
1 زيارت وى پذيرفته مى شود.
2 تلاش ايشان مورد سپاس قرار مى گيرد.
3 سلام او بدون مانعى به امام عليه السلام مى رسد، و حاجت وى از جانب خداوند متعال بر آورده مى شود و با دست خالى باز نخواهد گشت . اى صفوان ! اين را با ضمانتى از پدرم ، و پدرم از اميرالمؤ منين عليه السلام و اميرالمؤ منين از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و رسول خدا از جبرئيل و جبرئيل از خداوند عز و جل دريافت نموده ، هر يك از آنها اين زيارت را با اين ضمانت تضمين نمودند، و به قداست خداوند سوگند، هر كس امام حسين عليه السلام را با اين زيارت از نزديك و يا از دور زيارت كند، حاجتش هر چه باشد بر آورده مى شود.
در سندها آمده زيارت عاشورا از حديث هاى قدسى است ، براى همين با وجود فراوانى كارهاى علمى موجود نزد علما و اساتيدمان آنها هميشه مراقب خواندن زيارت عاشورا بودند، از جمله آنها:
1 آيت اللّه العظمى شيخ محمد حسين اصفهانى صاحب تأ ليفات متعدد از خداوند متعال مى خواست كلمات پايانى عمرش خواندن زيارت عاشورا باشد، و پس از آن به سوى بارى تعالى بشتابد. و خداوند دعاى وى را اجابت نمود، و پس از اتمام خواندن زيارت عاشورا روحش به ملكوت اعلى شتافت و روحش قرين رحمت و محشور با اولياى خدا شد.
2 آيت اللّه شيخ صدراى بادكوبه اى با دانش فراوانى كه داشت مقيد به خواندن زيارت عاشورا بود.
3 يكى از بزرگان گويد: ... يكى از روزها به وادى السلام و به مقام امام مهدى عليه السلام رفتم ، آنجا مرد پيرى را با چهره اى نورانى ديدم ، مشغول خواندن زيارت عاشورا بود و چنين به نظر مى رسيد كه زائر است ، وقتى نزديك او رفتم ، تصويرى در برابرم نمايان شد گويى پرده حجاب را براى من كنار زدند حرم امام حسين عليه السلام را ديدم كه زائرين مشغول به عبادت و زيارت بودند. از آنچه ديدم تعجب كردم ، اندكى به عقب رفتم ، و به حالت طبيعى باز گشتم ، بار ديگر نزديك او شدم ، همان حالت اول براى من نمايان شد. اين حالت چندين بار برايم تكرار شد.
صبح روز بعد، به مكانى كه زائران براى زيارت در آن سكنى مى كنند رفتم تا از محضرش استفاده كنم و از حال و محل او سؤ ال كردم گفتند: آن شخص براى زيارت آمده بود و امروز اثاثيه و وسايلش را جمع كرد و از اينجا رفت .
از زيارت او نااميد نشدم ، به وادى السلام رفتم تا شايد او را بيابم ، آنجا با شخصى ملاقات كردم كه امور غيبى عجيبى را برايم متذكر مى شد و بعضى از مسايل را روشن مى نمود بدون آنكه سؤ ال كنم ؛ به من گفت : زائرى را كه در پى او هستى رفته است .
4 بزرگ فقها و مجتهدين آيت اللّه شيخ مرتضى انصارى هميشه زيارت عاشورا و صد بار لعن و صد بار سلام آن را حرم مولى الموحدين اميرالمؤ منين عليه السلام مى خواند و با تداوم در خواندن آن زبانش در خواندن بسيار سريع بود زيارت را همراه با لعن و سلام تقريباً نيم ساعت و يا چند دقيقه بيشتر به پايان مى رسانيد، و اگر كسى تداوم او را در خواندن زيارت عاشورا مى ديد مى گفت : او مشغول مسايل اصولى و فقهى نمى باشد، و با ملاحظه تحقيقاتش در مسايل علمى و نظريات ظريفش در فقه و اصول مى گفت : او اهل خواندن زيارت عاشورا و... نيست .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

يكى از بانوان محترم از رانده شدگان عراقى مى نويسد: من با مشكل بزرگى مواجه شدم كه زندگى مرا تهديد مى كردو براى آن مشكل راه حلى نيافتم و حقيقتاً اميدم از هر چيزى قطع شده بود و به همه دعاهايى كه در كتابهاى ((مفاتيح الجنان )) و ((التحفة الرضوية )) و ((المخازن )) و... يافت مى شد متوسل شدم . اين دعاها را در نيمه شب و زير آسمان مى خواندم و بالا خره به كمك زيارت عاشورا و به شكل شگفت انگيزى به حاجت خود رسيدم ، مشروح اين داستان بدين قرار است :
من همسر محترمى داشتم ، او داراى شخصيت متمايز، منحصر به فرد و داراى كمالات معنوى ، خلق و خويى بلند مرتبه بود. وى در احترام به زن و فرزندان و نزديكانش مرد نمونه اى بود، روزى با برادران و نزديكانم مشاجره كرد به طورى كه به من گفت : حتماً بايد روابط خود را با نزديكانت قطع كنى ، همسر من در گفتارش جدى و مصمم بود به طورى كه امكان مخالفت با گفته هايش نبود.
من متحير و سرگردان ماندم ، چگونه رابطه ام را با نزديكان و خويشاوندانم قطع كنم ؟! در حالى كه همسرم مى گفت : تا انتقامم را از آنها نگيرم ساكت نمى مانم .
مرا به قم منتقل نمود، و از قم به ... و هميشه مى گفت : انتقام مى گيرم ، من نمى دانستم هدفش چيست ، و چه مى خواهد بكند، بعد از آن بدون آنكه به كسى خبر دهد ما را ترك كرد و به خارج مسافرت كرد، بعداً مطلع شديم مى خواهد درخواست پناهندگى از آلمان و يا فرانسه كند، سپس پيغام داد كه ديگر باز نخواهد گشت و سوگند ياد كرد زندگى مشترك ما منتفى شده ، هر كس از دوستان و نزديكانش آنجا درباره بازگشتش با او سخن گفت پاسخش منفى بود. مى گفت : همسرم هر كارى مى خواهد بكند!!
اما من همه دعاها و توسلهايى كه دوستان و نزديكانم به من مى گفتند مى خواندم ، مانده بودم با فرزندانم چه كنم ؟
وقتى خبر فوت آيت اللّه حاج سيّد مرتضى موحد ابطحى پدر مؤ لف در تاريخ جمعه هشتم جمادى آخر سال 1413 منتشر شد در مراسم تشييع او شركت كردم و در نزديكى قبر آن مرحوم
(20) آيت اللّه سيّد محمد باقر موحد ابطحى فرزند ارشد ايشان گفت : در دهان متوفى قدرى خاص از تربت امام حسين عليه السلام را كه از فاصله يك مترى آرامگاه شريف سرور آزادگان حسين بن على عليه السلام در سال ... برداشته شده قرار داديم ، و در روز دهم محرم الحرام اين تربت چون خون سرخ رنگ به نظر مى رسد.(21) بنا بر اين هر كس حاجتى مهم دارد نذر كند زيارت عاشورا را ختم كند، انشااللّه حاجتش بر آورده مى شود.
بدون آنكه بدانم اشكهايم جارى بود، و در طى اين مدت هميشه در خواب مى ديدم مشغول خواندن زيارت عاشورا هستم ، و هنگام سجده از خواب بر مى خواستم .
از شدت ناراحتى و تأ ثر بعضى از روزها زيارت عاشورا را دوبار مى خواندم ، در يكى از شبها در عالم خواب ديدم گويى مجلس عزاى امام حسين عليه السلام بر پا شده و من در آن شركت جسته ام ، از ميهمانان با حلوا پذيرايى مى كردند، يكى از آنها را برداشتم و آن را گشودم ، نامه اى يافتم كه در آن شعرى بود و اكنون آن را به خاطر نمى آوردم دستمالى سرخ رنگ و قدحى به شكل تقويم در آن بود كه بر آن نوشته شده بود: جمادى اوّل ، جمادى دوّم .
از خواب برخاستم و خوابم را تلفنى براى يكى از مفسران خواب گفتم ، خواب را چنين برايم تفسير كرد: شما براى حاجت مهمى مشغول به توسل شده ايد، و آنچه را كه مى خواهيد در ماه جمادى اول يا جمادى دوم به دست مى آيد.
سپس خواندن زيارت عاشورا را ادامه دادم در يكى از شبها در عالم خواب ديدم گويى از حمام خارج شده ام ليكن قسمتى كوچك از كمرم تميز نشده مانده بود، من مجدداً به حمّام بازگشتم و آن را خوب شستم تا تميز شد.
خوابم را براى مفسر خواب گفتم . او گفت : همه اعمال تو پذيرفته شد، و معنى غسل دوم كه آن را ذكر كردى اين است : از مشكلى كه گرفتار شده اى خلاصى مى يابى ، دعاها وتوسّلهاى انجام شده توسط شما به صورت آشكارى اثر نموده .
با خود گفتم : توسل خود را با زيارت عاشورا به پايان رساندم ، و به حاجتم مى رسم ، در روز بيستم ، بعد از خواندن دوباره زيارت عاشورا و دعاى علقمه ، نماز خواندم و آرامگاه مرحوم آيت اللّه سيّد مرتضى موحد ابطحى را زيارت كردم مبلغى نيز به خادم او دادم و از او خواستم روضه اى بخواند و ثواب آن را نثار روح مرحوم كند، پس از آن به منزل بازگشتم ، در آن شب در خواب ديدم گويى در خيابان اسير گشته ام ، و من به شكل زيبا و به شخصيتى عجيب بودم و حجابى كامل داشتم و به دستم تسبيحى بلند و سبزرنگ بود، در برابرم سيّد محترمى بود، رو به من كرد و با لبخندى به من فرمود: خداوند تو را به آنچه مى خواهى مى رساند.
سپس همراه او سوار ماشين شدم .
اين خواب را براى كسى تعريف نكردم در روز جمعه شب ساعت هشت و نيم زنگ تلفن به صدا در آمد، وقتى گوشى را برداشتم صدايى را شنيدم كه آشنا بود، ولى نمى توانستم آن را تشخيص دهم . او گفت : من فلانم (شوهرت هستم ) من گفتم : چه مى گويى ؟!! تو كجايى ؟ گفت : من اكنون در شهر اصفهان هستم . گفتم : چرا به خانه نمى آيى ؟ گفت : مى آيم اما ابتدا خواستم خبر دهم تا غافلگير نشويد. گفتم : خوش آمدى در اين لحظه كه اين سطرها را مى نويسم به ياد لحظه اى مى افتم كه زنگ تلفن به صدا در آمد و بدنم را لرزش فرا گرفت و حالتى غير طبيعى به من دست داد، آن شدت خوشحالى را قادر به توصيف نيستم .
وقتى همسرم به منزل آمد، ابتدا به منزل فرزندان آن مرحوم كه در نزديكى منزل ماست رفتم و داستان را براى وى بازگو كردم سپس خواستم به زيارت قبر سيّد بروم از او تشكر كنم ليكن تا كنون موفق نشده ام ، و خدا را شكر كه با يكديگر زندگى مى كنيم و چيزى صفا و صميميت زندگى ما را تيره و تار ننموده .
شايان ذكر است ، من به همسرم گفتم : آنچه از تو مى دانم اين است كه مردى قاطع و در حرف و عمل جدى مى باشى بارها گفتى به اصفهان باز نمى گردم چه چيز تو را واداشت نظرت را تغيير دهى و نزد ما باز گردى ؟
او گفت : در ابتدا بسيار تحت تأ ثير قرار گرفته بودم به طورى كه يك بار هم فكر بازگشت به اصفهان به ذهنم خطور نكرد، ولى از تاريخ ... (نزديك همان روزهايى كه شروع به خواندن زيارت عاشورا كردم ) تحت فشار قرار گرفتم و اعصابم به هم ريخته شده بود، هر چه براى خروج از اين بن بستى كه در آن به سر مى بردم فكر مى كردم به راه حلى نمى رسيدم ، به نظرم رسيد به فرانسه مسافرت كنم ولى بيشتر احساس ناراحتى مى كردم ، سپس به فكر مسافرت به تركيه افتادم ولى از اين فكر نيز احساس راحتى به من دست نمى داد، ليكن وقتى فكر بازگشت به اصفهان را مى كردم احساس راحتى و آسودگى خيال به من دست مى داد، براى همين بازگشتم .
و نكته بسيار مهم : بازگشت همسرم مصادف با روزهاى جمادى اول و جمادى دوم بود، همان روزهايى كه در عالم خواب ذكر شده بودند، به همين دليل به طور مستمر زيارت عاشورا را مى خوانم .
من همه مردان و زنان مؤ من را سفارش مى كنم كه اگر در زندگى با مشكلى رو به رو شدند از رحمت خداوند و عنايت اهل بيت نا اميد نشوند و با دعا و توسل به اين گوهر ناياب و گرانمايه و اين اكسير بسيار بزرگ قادر خواهند بود لطف و عنايت بارى تعالى را كسب كنند.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

يكى از علما مى نويسد با مشكل دشوارى مواجه شدم كه راه حلى نداشت ، اين باعث آزردگى و ناراحتى روحى من شد تا اينكه به كتاب ((زيارت عاشورا)) دست يافتم وقتى كتاب را خواندم و از محتوى آن آگاه شدم تصميم گرفتم از اول ماه صفر سال 1412 به مدت چهل روز زيارت عاشورا را با صد بار لعن و صد بار سلام با ساير آداب آن و دعاى علقمه براى حل مشكلاتم بخوانم ضمناً مشكل ازدواج برادرم نيز بود، مشغول به خواندن شدم تا روز سى و چهارم رسيد و مصادف با روزهاى عيد زهرا عليهاالسلام شد، مشغول به تهيه وسايل و لوازم لازم براى عيد شدم ، و خواندن زيارت را فراموش كردم ، بعد از چند روز در خواب ديدم در منزل پدرم مجلسى براى ختم سوره انعام برگزار شده ، همگى جمع شده بودند و منتظر آمدن قارى بودند، ولى او تأ خير كرد، و از من خواستند دعا و ختم سوره انعام را بخوانم .
موضوع خوابم را به صورت تلفنى به يكى از مفسران خواب در اصفهان بازگو كردم ، به من گفت :
در كار شما سه مطلب وجود دارد... و سومين آن : شما زيارت عاشورا را مى خواندى و آن را ترك كردى ، مى توانى اين عمل را با تداوم در خواندن زيارت اصلاح كنى . خواندن زيارت را مجدداً ادامه دادم ، و در عصر روز چهلم همه مشكلات حل شدند، و موقعيت مناسب براى گرفتن يك منزل مهيا شد.
اما پس از لحاظ خريد منزل با مشكلى رو به رو شدم ، نذر كردم به مدت چهل روز ديگر زيارت عاشورا را بخوانم و الحمدللّه قادر شدم منزلى خريدارى كنم و بعد از آن مشكل ازدواج برادرم نيز حل شد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

يكى از علما گويد: زنم بيمار بود و دچار غده هاى كيسه اى شده بود، ولى ما از بيمارى او آگاهى نداشتيم ، در يكى از شبها در عالم خواب ديدم گويى در يك سالنى هستم كه راهى به بيرون ندارد، و سقف سالن سه دريچه جهت تنفس داشت ، پس از مدتى شترى آمد و بر روى اين دريچه ها نشست و راه تنفس را بست ، من براى رهايى از اين مهلكه مشغول به دعا شدم ، در اين حالت از خواب بيدار شدم .
پس از چند روز، بيمارى همسرم شدت يافت ، نزد پزشك رفتيم او بيمارى همسرم را غده هاى كيسه اى تشخيص داد و به دليل وخامت تأ كيد كرد كه بايد در انجام عمل جراحى شتاب كرد و گر نه ...
با جمعى از پزشكان مشورت كردم ، گفتند: پزشكان ايرانى قادر به انجام اين عمل نيستند، سرانجام دكترى را ديديم ، او گفت : من اين عمل را انجام مى دهم ولى اجرت آن سيصد هزار تومان مى شود.
مضطرب و حيران شدم ، براى رهايى از اين مشكل نذر كردم و شروع به خواندن زيارت عاشورا كردم پس از چند روز عمل انجام شد و براى تسويه حساب رفتم ، دكتر گفت : مبلغى دريافت نمى كنم ؛ زيرا تعداد غده ها سه عدد بود و عمل نيز دشوار بود. من اميدى به موفقيت عمل نداشتم ، براى همين نذر كردم عمل را رايگان انجام دهم ، و عمل به موفقيت پايان يافت و بيمار از مرگ رهايى يافت .
پروردگار را سپاس مى گويم كه موفقيت را نصيب ما فرمود. سپس به دكتر گفتم : وقتى همه راهها به روى من بسته شد نذر كردم زيارت عاشورا را بخوانم ، و خداوند ما را يارى نمود، و با مشكلى رو به رو نشديم .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت